چندى پيش طى يک معامله بين بعضی گروههاى شبه نظامی در افغانستان و دولت چين، چند قطعه مهم و پيچيده که از ارتش امريکا به دست گروههاى شبه نظامی افتاده بود و براى پکن ارزش بسیار بالايى داشته به ارتش چين فروخته ميشود. اين محموله ( که ميتواند قطعات بسیار پيشرفته اى از هواپيماهاى پهپاد باشد) طى يک برنامه پيچيده و با طى مسيرهاى انحرافى از خاورميانه به مالزی ميرسد و پرواز شماره ۳۷۰ به عنوان آخرین بخش اين نقل و انتقال انتخاب ميشود. اينکه دولت مالزی در جریان اين معامله و انتقال بوده ثابت نشده ولى حداقل ميتوان گفت که مجموعه سيستم امنيتى مالزی در اين زمينه ضعیف عمل کرده و کوتاهى داشته است.

سيستمهاى اطلاعاتى اسرائیل رد اين محموله را به دست مى آورند و به اطلاع سيستم امنيتى امريکا ميرساند. با رديابى اين محموله تا مالزی، مجموعه نيروهاى امنيتى امريکا و اسرائيل وارد عمل شده و طى يک برنامه پيچيده و دقیق و با همراه کردن چند دولت ديگر از جمله استرالیا و انگلستان مانع از اين انتقال پر ارزش به چين ميشوند.

قطعا طى دو هفته آينده هم اين بازی ادامه مى يابد و جعبه سياه و قطعات به درد بخور هواپیما يا به هيچ وجه پيدا نميشوند يا در زمان سوخته از آب گرفته ميشوند.

طبق اين نقشه، جمعا تعداد ۶ تا ۹ مامور بسیار مجرب امنيتى با هويتهاى جعلی و پاسپورتهاى تقلبى به عنوان مسافر سوار هواپيماى بويينگ ۷۷۷ مالزی ميشوند. حتى از اين دو جوان ايرانى که با پاسپورت هاى دزدى و با هویت جعلی سوار هواپیما شده اند به عنوان بخشى از نقشه ياد ميشود. اگر اين دو جوان را بى اطلاع هم بدانيم ميتوان فروش پاسپورتهاى تقلبى و هدايت اين دو نفر به اين هواپيما را بخشى از اين نقسه دانست که ممکن است بعدا به درد اين سناریو بخورد، مانند در گير کردن ايران با ماجرا يا فشار به مالزی به جهت کوتاهى امنيتى در پروازها يا…. .

به هر حال پرواز ۳۷۰ به موقع از فرودگاه کوالالامپور پرواز ميکتد و درست در نقطه تحویل هدایت رادارى هواپیما از سيستم ناوبرى مالزی به ويتنام ارتباط هواپیما به طور ناگهانى و کامل قطع مي‌شود.

هواپیما با تغيير سطح پروازى و احتمالا با کمک تمهيدات الکترونيکى از راه دور, به طور کل از ديد و رديابى رادارهاى زمينى مصون ميماند. ربايندگان که ديگر کنترل هواپيما را در دست دارند هواپیما را از مسیر شمال مالزی و تايلند به سمت اقیانوس هند و به طرف پايگاه دريايى مرکزى امريکا در جنوب جزایر مالدیو حرکت ميدهند. در اين زمینه چند شاهد عينى در مالزی، تايلند و مالدیو گزارشهايى مبنی بر پرواز يک هواپیما در ارتفاع پايين داده اند. حتى يک شاهد عينى در مالدیو و يک خانم مالزيايى که در پرواز از جده به سمت کوالالامپور بوده گواهى داده اند که شاهد فرود يک هواپيماى بزرگ در نقطه اى از اقیانوس بوده اند.

دقیق روشن نيست که هواپیما چه مدت در آنجا مستقر بوده ولى اينکه گوشى موبایل بعضی مسافران تا چند روز زنگ ميخورده نشان ميدهد احتمالا مرحله بعدى عملیات مدتی بعد انجام شده.

اين نقطه از زمین به خصوص در اين فصل بسیار دست نيافتنى است. چيزى که ربايندگان به آن نياز دارند زمان است. چيزى در حدود ۳۰ تا ۳۵ روز بعد از زمان سقوط فرصتى است که جعبه سياه هواپیما ميتواند اطلاعات مفید را نگه دارد. به نظر ميايد تا پایان اين زمان چيز به درد بخورى از قطعات هواپیما به دست نيايد

بعد از نشاندن هواپیما در پايگاه دريايى و تخلیه محموله مورد نظر، تنها راه باقيمانده از بين بردن هواپیما، مسافران و تمام آثار به جا مانده از اين هواپیما ربايى دولتى بوده چون تنها انسانهاى مرده اين راز را نگه مي دارند. اين احتمال وجود دارد که قبل از فرود در مالدیو يا در زمان استقرار در پایگاه هوايى و يا بعد از آن با تغيير در فشار کابين يا سيستم اکسیژن کليه مسافرین و خدمه کشته شده باشند.

به هر حال بعد از انجام عملیات و تخلیه محموله هواپیما، به کمک سيستمهاى الکترونيک و از راه دور هواپیما از يک مسیر غير متعارف ( از ميان اقیانوس هند و مسيرى که هيچ يک از کريدورهاى بين المللى هوانوردى از آنجا عبور نمي‌کند) به سمت جنوب اقیانوس هند هدایت ميشود و در يکى از دور افتاده ترين و از نظر آب و هوايى بدترین نقاط عالم سرنگون ميشود. جاييکه بعد از ۱۶ روز دولت استرالیا – که بخشى از ماجرا بوده- اعلام ميکند که تصاویر ماهواره اى قطعاتى از هواپیما را رديابى کرده اند.

اين نقطه از زمین به خصوص در اين فصل بسیار دست نيافتنى است. چيزى که ربايندگان به آن نياز دارند زمان است. چيزى در حدود ۳۰ تا ۳۵ روز بعد از زمان سقوط فرصتى است که جعبه سياه هواپیما ميتواند اطلاعات مفید را نگه دارد. به نظر ميايد تا پایان اين زمان چيز به درد بخورى از قطعات هواپیما به دست نيايد، ضمن اينکه رهبرى عملیات جستجو در اين نقطه به استرالیا واگذار شده و از بابت يافتن شواهد به درد بخور نگرانى چندانى وجود ندارد.

در اين ميان دولت مالزی، مجبور به بازی در زمين مراکز اطلاعاتى امريکا شده و با مخفی نگهداشتن اطلاعات و درز قطره اى اطلاعات ناقص و بعضا گمراه کننده ناخواسته وارد بازی شده. البته دولت مالزی مجبور به اين کار شده تا جبران قصور امنيتى – و شايد دست داشتن در معامله با چين – را بنماید.

قطعا طى دو هفته آينده هم اين بازی ادامه مى يابد و جعبه سياه و قطعات به درد بخور هواپیما يا به هيچ وجه پيدا نميشوند يا در زمان سوخته از آب گرفته ميشوند.

طى اين مدت اطلاعات فراوان و گمراه کننده اى از سوى دولت مالزی و همچنین ديگر منابع، منتشر شده که هر کدام از انها براى کشتن وقت و تغيير مسیر حقیقت يابى مفید بوده اند. مانند پاسپورتهاى جعلی دو مسافر ايرانى – اگر آنها بخشى از نقشه نبوده باشند -، گرایشات سياسى خلبان، تماس يک زن با هویت جعلی و ناشناس با خلبان دو ساعت قبل از پرواز. لکه هاى بنزین در اطراف ويتنام و جستجو در آن محدوده . احتمال خودکشى خلبان و…

اطلاعات فوق تا حد زيادى قابل اتکاست گرچه به دلیل پيچيدگى سناریو نمیتوان انتظار داشت همه جزئیات صحیح باشد اما در مورد کليات قضیه تقریبا اطمینان وجود دارد. به هر حال جزئیات احتمالا تا پيدا شدن يک اسنودن ديگر مخفی خواهد ماند.