همیشه فکر کرده ایم چگونه یک تشکیلات را باید بسازیم. ولی شاید تا به حال به این نکته فکر نکرده ایم که چگونه می‌شود یک تشکیلات را از بین برد. در حالیکه دشمن این شیوه ها را به خوبی می داند و به آن عمل می کند. دانستن برخی نکات در زمینه انهدام یک تشکیلات علاوه بر رفع نقایص تشکیلات خودی، ما را در براندازی تشکیلات‌های دشمن یاری می‌کند.

ضد تشکیلات عبارتست از راههایی برای انهدام یا در انزوا قرار دادن تشکیلات حریف. کلیه روش های سخت، نیمه سخت، نرم، هوشمند و اخیراً سریع در این قالب تعریف می شود. فعالیت های ضدتشکیلات طیفی از روشهای سخت ،نرم، نیمه سخت و هوشمند را در بر می‌گیرد.

فهم ضدتشکیلات مستلزم شناخت تشکیلات می‌باشد. کسی می‌تواند یک تشکیلات را از بین ببرد که خود قبلاً در همان تشکیلات یا تشکیلاتی شبیه آن کار کرده است.

راهبردهای ضدّتشکیلات:

۱- یکی از بزرگان مدیریت دولتی ایران میگفت جهان با برچسب و برچسب زدن اداره می‌شود. رسانه ها، سیاستمداران و… با برچسب زدن به خود و دشمن ذهن های مردم را جهت می‌دهند. همچنانکه در انتخابات این بحث دیده می‌شود. افراطی، سلفی، متحجّر، دروغگویان در مقابل معتدل، مقاومت، متجدّد، راستگویان انواع برچسب های متنوّعی هستند. در نهایت اگر این شیوه ها جواب نداد با درنظرگرفتن مصالحی مهره های دست اول رهبری را باید از تشکیلات حذف کرد. حبس اعضاء تشکیلات مانع  از ادامه کار آنها در تشکیلات شده و در صورت آزادی آنها سایر مهره ها مهره حذفی را سوخته قلمداد کرده و با وی رابطه برقرار نمی کنند. چرا که گمان میکنند وی تحت نظر است.

۲- هر تشکیلات سه رکن اصلی دارد که بدون آن نمی‌توان نام تشکیلات بر آن نهاد. رهبر، تشکیلات، بدنه مردمی. کلیه تلاشها برای از بین بردن یک تشکیلات به ایجاد شکاف بین رهبری و بدنه مردمی باز میگردد. تشکیلات با سازوکارهایی بین مردم و رهبری ارتباط برقرار کرده و رفتار مردم را جهت می‌دهد. تشکیلاتها با پشتوانه ارتباطی خود نظیر سایت، نشریه، روزنامه و … با بدنه خود در ارتباط هستند. خلل در این سازوکارها نیز از تاکتیکهای ضدتشکیلات می‌باشد.

۳- یکی از راههای از بین بردن تشکیلات دشمن از بین بردن تمرکز دشمن روی مواضع و حرکات اصلی تشکیلات ما است. تکثر اقدامات و حرکات از طرف ما، طراحی عملیات های فریب و ایذایی ، عملیات روانی علیه حیثیت افراد اصلی دشمن سبب عصبانی شدن دشمن و به تبع آن از بین رفتن تمرکز وی می شود. مار ابتدا طعمه هایش را گیج می کند و سپس آنها را شکار می‌کند. وجود نظم زیاد در تشکیلات حرکات بعدی را در چشم دشمن قابل پیش بینی می کند و این اصلاً خوب نیست.

۴- برای شناسایی منبع مادر و شبکه های توزیع پول و از بین بردن اعتبار گروهک در نزد مردم و انهدام هسته‌های عضویابی یکی از شیوه‌ها، شیوه های انهدام منابع مالی و انسانی رقیب است. تیم‎‌های مافیایی و مواد مخدّر اینگونه توسّط پلیس در فضای بانکی ردیابی و شناسایی می‌گردند. رصد مداوم تراکنش های مالی توسّط سیستم های امنیتی بدین منظور است.مهمترین عنصر یک تشکیلات آدم ها هستند. از طرفی اگر به یک برنامه، سیاست، طرح یا تشکیلات بودجه نرسد، خفه میشود. بهترین طرح ها بدون وجود پول و آدم محکوم به شکست هستند. به معنایی دیگر نباید منابع مالی و انسانی به رقیب برسد.

۵- یکی از شیوه های خواباندن فعالیّت های خود جوش تشکیلاتی پولی کردن فعالیّت های تشکیلاتی می باشد. مقام معظم رهبری به وفور اشاره کرده اند که من هیج امیدی به فعالیّت های دولتی ندارم و هر چه هست در فعالیت های خود جوش است. وی‍ژگی تشکیلات‌های خود جوش اینست که براساس اخلاص کار می‌کنند و نتیجه کار خود را در تاثیری که بر جامعه می گذارد  می بینند. رقابتش با دیگران بر سر اینست که کار وی تاثیر بیشتری روی جامعه نسبت به کار دیگران بگذارد. پس از مدّتی کارکردن این در وجود وی نهادی( نهادینه:اصطلاح اشتباه) می شود.

 اگر بیاییم و نتیجه کار آنها را در قالب پول یا درجه و … به آنها بدهیم دیگر فرد به تاثیر فعالیّت خود در جامعه نگاه نمی کند بلکه آنچه برایش مهم است و آْنرا بازده کار خود می بیند فیش حقوقی اش هست. رقابتش با دیگران بر سر رقم فیش حقوقی اش هست. پس از مدّتی پول برایش نهادی میشود. این در کنار حرص و طمع به پول بیشتر سبب می شود که عملکرد و بازده کاری برای وی مهم نباشد، پس از مدّتی تشکیلاتی که تا دیروز دنبال تاثیر بر جامعه بود و دغدغه اعضا این بود امروز به دنبال پول بیشتر است. بی مربوط نیست که ۸۰% بودجه دولتی صرف بروکراسی(کاغذبازی، سیکل اداری، نیروی انسانی، تجهیزات و…) می شود و فقط ۲۰% صرف خدمت نمونه چنین سازمانهایی را می توان در  مقایسه وضعیت فعلی و وضعیت اول انقلاب نهادهای انقلابی دید. رقابت را از خدمت و شهادت به پول، ترفیع و…تبدیل کردیم.

۶- مقام معظّم رهبری: هر چه را مردمی کردیم پیروز شدیم و هرچه را مردمی نکردیم شکست خوردیم. برای انهدام یک تشکیلات و نفراتش، یکی از راهها دولتی کردن،رسمی کردن  روابط بین اعضاء مبتنی بر بروکراسی و کم کردن روابط شخصی بین اعضاء می باشد. سه تا چیز شد.

از جمله شاخه های این بحث می توان به جریان دولتی کردن مساجد و تأسیس هیأت امناء در مساجد در زمان دولت اصلاحات اشاره کرد که کارهای فرهنگی درون مساجد را با اختلال روبرو کرد، اشاره کرد. به معنایی دیگر کار فرهنگی خارج از چارچوب نظر هیأت امناء غیر منطقی قلمداد می گردد. در موارد بسیاری شاهد این بوده ایم که هیأت امنا حاضرند هیچ فعالیّت فرهنگی در مسجد صورت نگیرد ولی یک نفر جوان دست به کار فرهنگی نزند. هر چه و هرکه  را خواستیم نابود کنیم دولتی می کنیم.

۷- یکی از مهم ترین شیوه های ضد تشکیلات،  ترویج حسّ غرور و خود شیفتگی در بین دشمن است. از این شیوه تیم های فوتبال استفاده زیادی می کنند. خود را در چشم حریف کوچک و حریف را در نظر خودش بزرگ جلوه می دهند تا گرفتار غرور شود. همین امروز سرمربّی تیم فوتبال لبنان که با ایران بازی دارد گفت امروز شکست خواهیم خورد.

براساس تجربه عملیّاتی، تیم های عملیّاتی سپاه در داخل کشور هر وقت در پی پیروزی های گذشته احساس غرور کرده اند، عملیّات بعدی را با شکست سختی سپری کرده اند. در زمان جنگ نیز عملیّات هایی مانند رمضان و کربلای ۴ در پی غرور فرماندهان و نیروها از نتیجه عملیّات های قبل و تدبیر خود به شکست انجامیده است.

به قول یکی از علماء، سنّت لا یزال الهی اینست که دماغ مغرور را به خاک بمالد. ایشان مهم‌ترین راه غلبه بر دشمنی مثل اسرائیل را ترویج حسّ غرور در آنها می داند.

 راه علاج و پیشگیری از غرور اینست که هر  کاری را نتیجه تدبیر خدا  و فعل او بدانی و برای خودت هیچ اثری قائل نشوی مگر وسیله دست خدا.

۸-  جمله آخر را همین طوری می‌نویسم و شاید به بحث متن حاضر ربطی نداشته باشد. هیاهو کفر را بیدار می کند. باید طوری نشان دهی که ۱۰۰ سال عقبی در حالیکه در  عمل ۱۰۰ سال جلو باشی. این جمله راهبرد اصلی یکی از بزرگترین تشکیلاتهای سلفی جهان می‌باشد.