دشمن با روشهای مختلفی از جمله تهاجم فرهنگی و نفوذ به اعتقادات و ارزشهای دینی از طریق ‏کانال‌های ماهواره‌ای گام به گام اثرات مخرب اجتماعی خود را در میان خانواده‌ها به جای می‌گذارد. امروزه ماهواره یکی از مهمترین ابزار دستگاه تهاجم فرهنگی دشمن است. طی چند سال گذشته آمار متناقصی درباره میزان توجه به مردم نسبت ماهواره منتشر شده است اما روز گذشته ضرغامی آماری جدید در این باره داد.

«امروز در ســطح ملی ۴۰ درصد- به‌طور میانگین- مردم از دیش ماهواره استفاده می‌کنند که این رقم حفظ‌شده اســت که اگر این اقدامات انجام نمی‌شد، این رقم می‌توانست به دو برابر برسد ولی چنین اتفاقی نیفتاد. در تهران این آمار بالای ۶۰ درصد اســت. »

آمار بالایی که ضرغامی رییس صداوسیما در مصاحبه اخیر خود به آن اشاره کرد به طور حتم تلنگری برای مسئولین فرهنگی کشور است.

این میزان از اقبال به ماهواره در جامعه امروزی ایران و به ویژه تهران را باید در عدم موفقیت در جذب این قشر توسط دستگاه های فرهنگی جست‌وجو کرد.

البته جذب به معنی اینکه همان برنامه های ماهواره در صداوسیما یا سینما اکران شود نیست، این اقناع عمومی به محصولات داخلی تنها با زیبا سازی فرم مسائلی که محتوای اجتماعی و دینی دارند قابل حل است و در کنار آن اصل باید به همسان سازی شرعی با فرم ماهواره پرداخت.

سیاست‌های ضرغامی در این باره اینگونه است:

“سیاست اول این بود تا جایی که می‌توانیم تلاش کنیم از گســترش دیش‌های ماهواره جلوگیری کنیم. امروز در ســطح ملی ۴۰ درصد- به‌طور میانگین- مردم از دیش ماهواره استفاده می‌کنند که این رقم حفظ‌ شده اســت که اگر این اقدامات انجام نمی‌شد، این رقم می‌توانست به دو برابر برسد ولی چنین اتفاقی نیفتاد.

دوم اینکه مردم دیش ماهواره داشـته باشند اما زمان اســتفاده از ماهواره به حداقل برسنـد؛ یعنی برنامه‌ها به حدی باشد که مردم با تماشا و استفاده از برنامه‌های صداوسیمای خودمان، نیازی برای اســتفاده از ماهواره پیدا نکنند. وقتی‌که این شبکه‌ها راه‌اندازی شــد در کوچه و خیابان که می‌رفتم و با مردم صحبت می‌کردم می‌گفتند فلانی ما ماهواره داریم ولی این‌قدر تلویزیون ما برنامه خوب دارد وقت نمی‌کنیم نگاه کنیم.

نکته سوم برنامه‌هایی است که ماهواره پخش می‌کند که باید آن‌ها را خنثی کنیم و خنثی کردن آن توسط رادیو و تلویزیون بود که بازهم بســیاری حتی از دلسوزان ‌هم اهمیت یک برنامه را نمی‌دانند که چرا ساخته می‌شود.”

این در حالیست که طی چند سال اخیر میل به ماهواره نه تنها کاهش پیدا نکرده است بلکه افزایش نسبی نیز داشته است. مسئله ای که نشان می دهد موارد پیشنهادی ضرغامی و سیاست های اجرایی وی در رسانه ملی به طور نسبی موفقیت آمیز نبوده است و آماری بسیار تاسف برانگیز از اثر ماهواره در مناسبات خانوادگی طی چند سال اخیر وجود دارد.

به طوری که آمار می گوید سی و هشت درصد از طلاق ها مربوط به معضلات ماهواره است. آمار تاسف برانگیزی که نوید سونامی طلاق های ماهواره ای را می دهد.اما جنتی وزیر ارشاد حتی اعتقادی به برخورد سخت افزاری نیز با دیش های ماهواره ندارد و این نشان می دهد نباید تا چندین سال دیگر از دستگاه دولتی فرهنگ برخورد انقلابی داشته باشیم. وی درباره جمع آوری ماهواره معتقد است: همین اخیرا در مجتمعی که من زندگی می‎کنم ریخته بودند همه دیش‎ها و تجهیزات آن را جمع‎آوری کرده بودند. من با رئیس پلیس تهران صحبت کردم، گفتم شما لطفا ۴۸ ساعت دیگر تشریف بیاورید در همین پشت بام‎ها ببینید که همه این‎ها دوباره سر جایشان هستند. فقط کاری که کردید برای واردکنندگان این سیستم‎ها و نصاب‎ها کار ایجاد کرده‎اید و بازار درست کرده‎اید. خودشان هم قبول دارند.

آنچه می شود نتیجه گرفت این است که ازط رفی سیاست های ضرغامی به عنوان رییس رسانه ملی تا حدود بسیار زیادی موفقیت آمیز نبود و از طرف دیگر انگیزه برخورد از جانب وزارت ارشاد با این مسئله وجود ندارد. وقتی یک فیلم سینمایی(استراحت مطلق) ترجیح می دهد به دلیل اقبال مخاطبان به ماهوراه تبلیغ فیلم خود را در شبکه های ماهواره ای انجام دهد وقتی تحلیل شخصیت های سریال های ماهواره ای مثل فاطماگل و حریم سلطان از مجله های زرد داخل ایران پیگیری می شود، دیگر چه امیدی می توان از دستگاه های فرهنگی داشت؟

فرهنگ غربی فرهنگی منحط و منحرف است که امروز خود آنها به این موضوع پی بُرده و تلاش دارند از فرهنگ غنی اسلامی ما بهره ببرند اما برای تسخیر ما این فرهنگ غلط را ترویج می دهند و آن را برتر بر سایر فرهنگ ها عنوان می کنند.

تغییر سبک زندگی یعنی تغییر در افکار،عقاید،رفتار و اعمال انسان های و این یعنی تغییر فرهنگ در بازه زمانی طولانی برای رسیدن به اهداف خاص که دشمنان به دنبال این موضوع در کشور ما هستند و باید بسیار مراقب باشیم.