باز هم در در قاب تلویزیون به تماشای اثری جذاب و پر مخاطب از سیروس مقدم و این بار با نام میکائیل” در آمدیم که سومین اثر پلیسی او پس از ” پلیس جوان” و “دیوار” است و نشان داده که می تواند در هر ژانری به نتیجه ای خوش فکرانه با مایه هایی عمیق از تفکر فرهنگ ایرانی دست یابد.

داستان سریال ” میکائیل متمرکز به دوستی و آشنایی رسول و میکائیل است که یکی در گذر روزگار تبدیل به ضد قهرمانی ناهنجار شده و دیگری مبدل به پلیسی وظیفه شناس گردیده است. در این میان پرداخت به موضوعی مغفول چون قاچاق سوخت باعث تحریک بیشتر بیننده برای تماشای سریال شده است. این در حالی است که امروزه با با تشدید بحران های سیاسی و نظامی در خاورمیانه، خروج غیرقانونی مواد سوختی از داخل كشور به كشورهای دیگر توسط افراد سودجو و فرصت‌طلب همراه است و این مساله نیاز به توجه و پرداخت بیشتری در ساخته ها دارد، چرا که با وجود تدابیر امنیتی، چیزی در حدود هشت درصد از فرآورده‌های سوختی کشور قاچاق می‌شود.

۱۲۵۱۶۳-۳۵۳۷۲۴-۱۴۳۰۹۷۷۲۲۵

اما مهم ترین رکن موجود در سریال میکائیل جدای از پرداختی حرفه ای، تصاویری زیبا و موضوعی قابل توجه در ارائه قهرمانی آشنا است و این در میان کمبود این روزهای سینمای ایران در پرداخت به قهرمان، می تواند همچون نتیجه ای مطلوب قلمداد شود. چیزی که  با توجه به شخصیت های واقعی موجود در فرهنگ ما می بایست مورد توجه سازندگان قرار گیرد، تا از هرگونه خمیدگی در آثار ارائه شده نزد مخاطب ایرانی جلوگیری کنیم. مساله ای که در سینمای غرب با طراحی صورت یافته در سالیان دراز برای قهرمانانی پوشالی رخ داده است و از “جورجی پک” در فیلم “کشتن مرغ مقلد” تا ” هالک” تولد یافته از فضایی تخیلی قهرمان هایی بسیار در پرده سینمای جهان نشستند تا گریزی باشند به کمبودهای نشسته در فضای واقعی قهرمان در غرب!

در این میان آنچه باعث خاطره انگیزی برای عاشقان سینما شده است، به دلیل وجود قصه هایی ارزنده و جذاب و همراه با کاراکترهایی آشنا و بازی هایی ماندگار بوده است که لیستی جامع از آن را می توان از خاطر ذهنی بی قرار به همین صفحه نگارش کشاند. “شان کانری” در جیمز باند ” دکتر نو”، ” الن ریپلی” در “بیگانه ها” ی بجامانده از نگاه جیمز کامرون، “فرانک سرپیکو” در قصه خوش ساخت سیدنی لومت هر کدام از این ویژگی ها برخوردار بودند. در این میان، امریکای بی قهرمان و شکست خورده در جنگ ویتنام دل به بازوان ستبر سیلوستر استالونه در مجموعه فیلم های ” راکی” داشت و عقده های ملتی از شرایطی ناهنجار در شب گردی های قهرمانی چون” تراویس بیکل” در ” راننده تاکسی” اسکورسیزی رسید و این داستان ادامه دارد و تنها مختص به ژانرهایی مهیج نبوده و حتی نفوذ به آثاری کمدی و انیمیشن هم یافته است، چنان که کارتون های  سه گانه ” پاندای کونگ فوکار” و چارلی چاپلین بامزه هم نام قهرمان در سینمای غرب به خود یافتند. اما به جز چند نمونه قابل اشاره در سینمای دهه ۶۰ ایران مانند شمایل خاص جمشید هاشم پور، چندی است که به دلیل نبود قصه هایی خوش ساخت از کاراکتر قهرمان و به طبع آن ضد قهرمان دور مانده ایم و این نیاز را از مخاطب ایرانی محروم داشته ایم.

باز هم در در قاب تلویزیون به تماشای اثری جذاب و پر مخاطب از سیروس مقدم و این بار با نام میکائیل” در آمدیم که سومین اثر پلیسی او  پس از ” پلیس جوان” و “دیوار” است  و نشان داده که می تواند در هر ژانری به نتیجه ای خوش فکرانه با مایه هایی عمیق از تفکر فرهنگ ایرانی دست یابد.

داستان سریال ” میکائیل  متمرکز به دوستی و آشنایی رسول و میکائیل است که یکی در گذر روزگار تبدیل به ضد قهرمانی ناهنجار شده و دیگری مبدل به پلیسی وظیفه شناس گردیده است. در این میان پرداخت به موضوعی مغفول چون قاچاق سوخت باعث تحریک بیشتر بیننده برای تماشای سریال شده است. این در حالی است که امروزه با  با تشدید بحران های سیاسی و نظامی در خاورمیانه، خروج غیرقانونی مواد سوختی از داخل كشور به كشورهای دیگر توسط افراد سودجو و فرصت‌طلب همراه است و این مساله نیاز به توجه و پرداخت بیشتری در ساخته ها دارد، چرا که  با وجود تدابیر امنیتی، چیزی در حدود هشت درصد از فرآورده‌های سوختی کشور قاچاق می‌شود.

۱۲۵۱۶۳-۳۵۳۷۲۵-۱۴۳۰۹۷۷۲۲۵

” میکائیل” شمایلی از قهرمانی آشنا دارد با نشانه های ملموس برای زندگی که رفاقت، ایثار، تعهد، عشق و مسئولیت پذیری را برای کاراکتر اصلی آن با بازی کامبیز دیرباز می بینیم. بازیگری که در آثار گذشته اش نیز تمایل به حضور در چنین نقش هایی با نگاهی مشتی گونه و قهرمان وار داشته است و این قالب بازی از حس نگاه و نوع نقش آفرینی اش به خوبی بر می آید که در این میان شمایل مجید سوزوکی در” اخراجی ها” با همان ایول گفتن های دوستان به یاد مانده است. البته دیرباز به دلیل چهره دوگانه و پرداخت ظریف اش در فیلم ” عیار ۱۴” شهبازی مبدل به ضد قهرمانی مرموز شد که در پایان شمایلی از قهرمان می یافت.

آنچه مهم است نیازی است که تماشاگر ایرانی برای آثاری آشنا با نگاهی معرفت جویانه دارد و قهرمانی آشنا می تواند راه رسیدن به مشخصه هایی ارزش مدارانه در قالبی تصویری و گویا باشد، چیزی که در سریال میکائیل توسط سیروس مقدم عملی شد. کارگردانی که نبض نگاه مخاطب را خوب می شناسد و شمایلی از کاراکترهایی آشنا و جذاب را در این سال ها برای مخاطبین در پای تلویزیون ساخته است که از جمله آن ها می توان به مجموعه سریال های ارزنده و مخاطب پسند ” پایتخت” اشاره داشت که قهرمانانی بومی با برداشتی قابل لمس همچون نقی معمولی از رهاورد آن بوده است. این نگاه فرهنگی ناشی از سبک زندگی مناسب اسلامی-ایرانی در آثار مقدم این بار در سریال ” میکائیل” به اوج خود رسید، چرا که نویسنده ای دغدغه مند چون سعید نعمت الله هم به آن افزوده شد.

۱۲۵۱۶۳-۳۵۳۷۳۰-۱۴۳۰۹۷۷۲۲۵

سعید نعمت الله نویسنده‌ای است که نوع دیالوگ‌هایی متفاوت با دیگر نویسندگان دارد و سعی می کند تا در نوشته هایش ریتم و لحن کلمات را با نگاهی معرفتی عجین کند و در فیلمنامه هایش به  شخصیت‌پردازی ‌های منحصر به فردی در فرم و معنا می رسد. ” در سریال “میکائیل”، شخصیتی ضد قهرمان با نام رشید با بازی کامران تفتی هم حضور دارد که شکلی متمایز از این نوع کاراکترها را نمایان می سازد.

مقدم کارگردان هم با ارائه قاب بندی هایی ارزنده و تصاویری زیبایی شناسانه در لوکیشن قشم به اثری خوش ساخت و ارزنده با استانداردهایی بالا رسیده و با ارائه نمادهایی ارزنده و هدفمند، تمایل به جذب مخاطب را صد چندان می کند. در این میان سریال میکائیل توانسته است به درستی موازنه بین درامی خانوادگی و اثری پلیسی را برقرار کند تا نتیجه ای ارزنده به قاب تماشای مخاطب بنشیند.

نظرات بینندگان

نظری ثبت نشده است

انتظار