طبق سال های گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی با انتخاب نام سال جدید راهبرد کلان نظام و مردم را ترسیم نمودند؛ ایشان در پیام نوروزی خود خطاب به آحاد مردم پیرامون چگونگی استفاده از ظرفیت نظام و مردم فرمودند« این ظرفیّت عظیم و مهم دست‌یافتنی است ولی شروطی دارد؛ یکی از مهم‌ترین شروط عبارت است از همکاری‌های صمیمانه میان ملّت و دولت؛ اگر این همکاری صمیمانه از دو سو شکل بگیرد، یقیناً همه‌ی آنچه را که جزو آرزوهای ما است دست‌یافتنی است و آثار آن را مردم عزیزمان به چشم خواهند دید. دولت، کارگزار ملّت است؛ و ملّت، کارفرمای دولت است. هرچه بین ملّت و دولت صمیمیّت بیشتر و همکاری بیشتر و همدلی بیشتری باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند. من در این زمینه هم حرفهایی دارم و توصیه‌هایی دارم که ان‌شاءالله در سخنرانی به آنها اشاره خواهم کرد. لذا به نظر من امسال را باید سال همکاری‌های گسترده‌ی دولت و ملّت دانست؛ من این شعار را برای امسال انتخاب کردم: «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی». امیدواریم این شعار در عمل تحقّق پیدا کند و هر دو کفّه‌ی این شعار، یعنی ملّت عزیزمان، ملّت بزرگمان، ملّت با همّت و با شجاعتمان، ملّت بصیر و دانایمان، و همچنین دولت خدمتگزار بتوانند به این شعار به معنای حقیقی کلمه عمل بکنند و آثار و نتایج آن را ببینند.» برای واکاوی نام گذاری سال ۱۳۹۴ تحت عنوان«دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» سویه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را باید مدنظر قرار داد که در این یادداشت به شکل موجز از رهیافت سرمایه اجتماعی و کاهش سطح شکاف دولت- ملت که متاثر ازآن می باشد، بهره گیری شده است.

تاکید رهبر انقلاب بر اعتماد متقابل دولت و ملت و همدلی و همزبانی این هر دو با هم نشان از این دارد که ایشان با درک اهمیت سرمایه اجتماعی دولت ها و نقش آن در کارآمدی نظام سیاسی برآنند تا سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی را افزایش و ارتقاء دهند.

چارچوب مفهومی سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی از سال ۱۹۸۰ از اقتصاد وارد متون علوم سیاسی و جامعه شناسی شد و بسیاری از اندیشمندان سیاسی از طریق این رهیافت علمی به واکاوی پدیده های سیاسی پرداختند. مفهوم سرمایه اجتماعی مانند دیگر مفاهیم علوم انسانی دارای لغزندگی مفهومی و تعاریف متعددی است.

پی یر بوردیو در تعریف سرمایه اجتماعی معتقد است که سرمایه اجتماعی از تعهدات و وظایف و مسئولیت های اجتماعی (پیوند ها و روابط اجتماعی) تشکیل می شود که تحت شرایطی خاص قابل تبدیل شدن به سرمایه اقتصادی می باشد و ممکن است که در قالب عنوان، منزلت و نسب اجتماعی نهادینه شود. وی تمایزی عمیق میان سرمایه اجتماعی با سایر سرمایه های اقتصادی، فرهنگی و نمادین قائل است و برای سرمایه اجتماعی خصلتی ساختاری و تعاملاتی قائل است. بوردیو سرمایه اجتماعی را شبکه نسبتا بادوامی از روابط کمابیش نهادینه شده توام با شناخت و تعهدات از جمله اعتماد متقابل تعریف می کند که به عنوان منابعی بالفعل یا بالقوه موجبات لازم تسهیل کنش های فردی و یا جمعی کنش گران را فراهم می سازد و هدف نهایی آن رسیدن به سرمایه اقتصادی است ۱از سوی دیگر پانتام سرمایه اجتماعی را وجوه گوناگون سازمان اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه هاست که می تواند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشید.۲ همچنین از منظر کلمن سرمایه اجتماعی نوعی فرصت پدید آمده از حیات جمعی است که می تواند درون گروهی یا بین گروهی باشد و سرمایه اجتماعی از طریق کارکردش تعریف می شود و مقوله ای واحد نیست بلکه متشکل از مقوله های متعددی است که دو ویژگی مشترک دارند: تمامی شان از جنبه ای از ساختار اجتماعی تشکیل شده اند و همچنین تمامی آنها برخی از کنش های افراد درون ساختار اجتماعی را تسهیل می نمایند۳ با در نظرگرفتن چارچوب های تبیینی اندیشمندان مذکور و دیگر نظریه پردازان می توان این چنین برداشت کرد که سرمایه اجتماعی یک نمای چند وجهی و منبع کنش جمعی و کیفیت روابط حاکم در جامعه است. دولت ها می توانند از کاربست سرمایه اجتماعی چارچوبی فرابخشی و تسهیل کننده کنش های جمعی برای پیشبرد استراتژی ها و راهبردها نظام های سیاسی متصور شوند؛ بیشینه کاربست سرمایه اجتماعی با همسوسازی اولویت های نظام حاکم و مردم شکل می گیرد.

سرمایه اجتماعی مفهومی پیشبرنده و کاتالیزگر برای تحقق اهداف دولت و ملت محسوب می شود به همین خاطر«اعتماد» عنصری محوری در این رهیافت به شمار می رود، به همین دلیل اگر میان چشم انداز ترسیمی دولت و اولویت های ترجیحی مردم فاصله ایجاد شود؛ «اعتماد» به عنوان پایه اصلی سرمایه اجتماعی سلب خواهد شد و در اثر تشدید فزاینده فرسایش سرمایه اجتماعی، شاهد گسست دولت-ملت خواهیم شد.

اساسا «اعتماد» محور اساسی سرمایه اجتماعی است. با دقت نظر در بیانات رهبر انقلاب در تبیین نامگذاری سال بر اهمیت اعتماد متقابل برای همدلی و همزبانی دولت و ملت تاکید مضاعفی دیده می شود ایشان در پیام نوروزی خود در این باره می فرمایند؛ « باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند.» تاکید معظم له بر اعتماد متقابل دولت و ملت و همدلی و همزبانی این هر دو با هم نشان از این دارد که ایشان با درک اهمیت سرمایه اجتماعی دولت ها و نقش آن در کارآمدی  نظام سیاسی برآنند تا سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی را افزایش و ارتقاء دهند. پر واضح است که هیچ دولت و نظام سیاسی بدون سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی قادر به پیشرد کشور و ملت به سمت تحقق اهداف برنامه ریزی شده و پیشرفت کشور نخواهد بود.

اساسا از آنجا که دولت آقای هاشمی درصدد تکرار الگوی سرمایه داری در کشور بود و از آنجا که این الگو طبقات مستضعف جامعه را در تصمیم گیری ها لحاظ نمی کرد منجر به این شد که سرمایه اجتماعی حاصل از دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس توسط دولت سازندگی به صورت جدیی فروکاهیده بشود .

خاستگاه تاریخی شکاف دولت – ملت

 با مد نظر قرار دادن این امر مهم ضریب انحراف دولت- ملت در مقطع مختلف زیست سیاسی جمهوری اسلامی ایران فراز و نشیب های مختلف داشته است. با پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله همسوی و انطباق کامل دولت- ملت را شاهد هستیم و با ریاست جمهوری حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی و روی کارآمدن دولت سازندگی شرایط بدنه قوه مجریه به سمت و سوی سوق پیدا کرد که «توسعه گرایی» به «تجمل گرایی» و تغییراتی عمیق در ارزش ها مسئولین شکل گرفت که با نگرانی و بازخورد منفی از سوی مردم همراه شد. اساسا از آنجا که دولت آقای هاشمی درصدد تکرار الگوی سرمایه داری در کشور بود و از آنجا که این الگو طبقات مستضعف جامعه را در تصمیم گیری ها لحاظ نمی کرد منجر به این شد که سرمایه اجتماعی حاصل از دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس توسط دولت سازندگی به صورت جدیی فروکاهیده بشود . مطالعه های میدانی پروفسور رفیع پور در سال ۱۳۷۸ نشان می دهد که اعتماد مردم به مسئولین در چهار مقطع ۱۳۷۳،۱۳۷۱،۱۳۶۵،۱۳۵۶ ابتدا ( از مقطع اول به دوم) افزایش و سپس به شدت کاهش یافته است. در دولت اصلاحات تلاش برای جا به جایی اولویت های ملت از سوی قوه مجریه صورت پذیرفت به نحوی که توسعه سیاسی بدون مختصات مفهومی و شعاری نمادین محوریت پیدا کرد و وضعیت معیشتی مردم و به خصوص قشر ضعیف جامعه در میان جدال های سیاسی به فراموشی سپرده شد. احمدی نژاد با شعارهای انقلابی مورد پذیرش ملت و با فراست سیاسی دورشدگان از دولت قبلی را جذب گفتمان عدالت و مهرورزی کرد و سرمایه اجتماعی اثرگذاری را برای دولت نهم فراهم نمود اما یاران احمدی نژاد برای او دردسرساز بودند و رییس جمهور دولت دهم از موج امیدآفرین سوم تیر به دلیل حمایت از حلقه انحرافی نتوانست استفاده کند و از سوی دیگر جدال پاستور و بهارستان شکل گرفت و این برداشت که دولت گریبانگر مسائل حاشیه ای است و در نتیجه مطالبات ملت را فراموش کرده است در اذهان مردم شکل گرفت.

آزمون بزرگ دولت یازدهم

در میانه دهه پیشرفت و عدالت و در ابتدای نگارش برنامه ششم پیشرفت و توسعه کشور با نام گذاری سال ۱۳۹۴ به عنوان «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» دولت یازدهم نقشی تاریخی پیدا کرده است زیرا با کاربست رابطه دوسویه همبستگی حاصل از سرمایه اجتماعی و باورپذیری موفقیت ملی در عرصه های مختلف می توات گام های مهمی را برای استفاده از ظرفیت های درون زا برای افزایش اقتدارملی و پیشرفت کشور برداشت. از سوی دیگر دولت با عنایت به خصلت شبکه ای روابط اجتماعی باید تمام تلاش خود را برای بسترسازی آفرینش سرمایه اجتماعی بکار گیرد و آن را در جهت افق چشم انداز ۱۴۰۴ سوق بدهد و نه آن که سیاست های خیابانی پشتوانه تاییدی فعالیت های خود قرار بدهد . پیش نیاز تحقق هر برنامه کلانی برای کشور وجود سرمایه اجتماعی قابل اتکا است. در همین راستا دولت در جهت ارتقا سرمایه اجتماعی و ایجاد اعتماد باید ها و نباید های را در گفتار و رفتار خود لحاظ کند. باید گفتار و رفتار دولت همسان باشد، زندگی شخصی دولت مردان متظاهرانه و متجملانه نباشد، دولتمردان فساد ستیز باشد و… تا در نتیجه آن اعتماد عمومی بین دولت و ملت شکل بگیرد. اعتمادی که ضرورت وجود آن مقام معظم رهبری را برآن داشته تا نام و شعار یک سال را مبتنی بر تحقق آن نامگذاری کنند.*

پی نوشت:

۱) بوردیو، پیر (۱۳۸۴)، شکل های سرمایه، در سرمایه اجتماعی به کوشش کیان تاجبخش، تهران: نشر شیرازه

۲) پانتام ، روبرت ( ۱۳۸۰) ، دموکراسی و سنت های مدنی ، ترجمه محمد تقی دلفروز، تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور

۳)کلمن، جیمز (۱۳۸۴)، نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه انسانی، در سرمایه اجتماعی به کوشش کیان تاجبخش، تهران : نشر شیرازه