فرمایشات مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره مذاکرات هسته‎ای لوزان، همچنان منشاء تحلیل‎ها و تفسیرهای صاحب نظران حوزه‎های مختلف سیاسی، راهبردی و فرهنگی – اجتماعی است. اما شاید مشابهت سازی برخی اظهار نظرها پیش از این فرمایشات، در قبال مذاکرات لوزان با حوادث و وقایع صدر اسلام، جنبه‎ای باشد که کمتر به آن پرداخته شده است.

به همین مناسبت رجانیوز در گفتگویی که با دکتر حشمت‎الله قنبری، استاد و پژوهشگر تاریخ اسلام انجام داده است، به بررسی این زاویه کمتر دیده شده از وقایع هفته گذشته پرداخته است. آنچه در ادامه می‎خوانید مشروح این گفتگوی تحلیلی – تاریخی است.

*در ادبیات تاریخ اسلام، نقشی که برای خواص جامعه در نظر گرفته می‎شود، نقشی تعیین کننده است، اگر بر آن مبنا بخواهیم شرایط امروز را تحلیل کنیم، در این شرایط حساس و پیچیده، خواص با چه رفتاری می‎توانند به یاری ولی و رهبر بپردازند؟

بسم الله الرحمن الرحيم

بنده معتقدم ما امروز در يكى از  حساس ترين و پيچيده ترين دوره هاى تاريخ معاصر ايران قرار گرفته‎ايم ، و آيندگان در رابطه با تدابير و رفتار و اقدام ما به شكلى بسيار دقيق و كارشناسانه به بررسى و قضاوت خواهند نشست ، از سال پنجاه و هفت كه حيات انقلاب اسلامى به بار نشست و مقدمات تاسيس يك نظام اسلامى را بر پايه قرآن و مكتب اهل بيت رقم زد تا به امروز فراز و نشيبهاى عجيب و شگفتى را پشت سر گذاشته ايم و نوعا در يك نگاه كلى بيراه نيست اگر ادعا كنيم همه گردنه ها و عقبه هاى اصلى مسير انقلاب و نظام جمهورى اسلامى را ولو با هزينه‎هاى بسيار اما با توفيق پشت سر گذاشته ايم.

دنياى امروز نه تنها انقلاب عظيم ما را تنها يك حادثه و يا يك تحول محبوس در يك قلمرو جغرافيايى نمى‎داند ، بلكه اين نظام به عنوان حقيقتى انكار ناپذير تمام اعتبار و حيثيت استكبار را به چالش كشيده و عطر معنويت و صداقت و شهامت و شجاعت و ظلم ستيزى خود را به عنوان يك عطيه الهى گرما بخش و معطر ساز زندگى امت اسلامى و آزادگان جهان كرده است.

امروز ديگر سخن از حذف انقلاب اسلامى نيست ، و ايران كشورى نيست كه مسئول ميزى در وزارت خارجه بريتانيا و يا ايالات متحده بتوانند سرنوشت آن را تغيير بدهند ، بلكه ايران عصر انقلاب اسلامى و حكومت در سايه سار با بركت ولايت و امامت ، كشورى است كه به عنوان محور مقاومت اسلامى ، دامنه آزاديخواهى و اسلام طلبى مسلمانان آزاده در همه مذاهب اسلامى را به حقايق تابناك اسلام و قرآن معطوف كرده است و هر جا سخن از عزت و استقلال و مجاهدت وجود دارد روح معنوى انقلاب اسلامى در پيكر و جانهاى پاك مجاهدين سرافراز مسلمان است.

امروز چه بخواهند و چه نخواهند، قدرتهاى استكبارى نمى‎توانند خواسته هاى ظالمانه خود را به كرسى بنشانند، امروز اقتدار استكبار در جنوب لبنان و فلسطين مظلوم در هم شكسته است ، و سران و برنامه ريزان رژيم تبهكار و ضد بشرى اسرائيل خواب و خوراك راحت ندارند.

امروز خواست استكبار براى شكستن خط مقاومت در سوريه به يك شكست ذلت بار براى خودشان تبديل شده است ، امروز عراق با اتكاء به توان نيروهاى توانمند خود با شكست و در هم كوبيدن تروريست‎هاى بين‎المللى استكبار نقشه‎هاى آنها و هم پيمانان حقير منطقه‎اى آنها را نقش بر آب كرده است ، يمن مظلوم با مقاومتى شگفت و تدبيرى هوشمندانه و حلم و صبرى خردمندانه صداقت و ادعاهاى حقوق بشرى مدعيان بى‎اخلاق و مفسد جهان را به چالش كشيده، و ديرى نخواهد پائيد كه جهانيان با خشم توفنده و مجاهدت بهت‎آور رزمندگان مسلمان يمنى درماندگى و ذلت و تحقير سران مرتجع و ضد اسلام عرب را به تماشا خواهند نشست ، و قلمرو مسلمانان نوعى از زندگى پاك و آرام و مستقل را تجربه خواهند كرد ، همه اينها آثار و بركات انقلاب اسلامى است.

انقلابى كه تداوم آن و آثار و خيرات آن بيشتر از همه مرهون مديريت خردمندانه و رهبرى شجاعانه سازش ناپذير با ظلم امام امت و ولى امرى است كه حقايق آرمانى انقلاب اسلامى امام خمينى را در جهان معاصر نهادينه سازى كرده است و با رشادت تمام ، محور وحدت و كلمه وحدت و انسجام مسلمانان آگاه و اسلام طلب است.

در كنار اين حقيقت بى انكار ، ملت بزرگ ، بصير ، ولى شناس ، بى توقع ، مظلوم و شجاع ايران پرچمدار اسلام و حقايق اسلامى در تاريخ معاصر جهان هستند ، كه رفتار و عملكرد و عكس العمل انقلابى ملت ايران در همه صحنه‎هاى دفاع از اسلام و انقلاب و كشور نشان مى‎دهد كه قاطبه ملت ايران خواص و فرزانگان جامعه بشرى هستند.

نمي‎خواهم بى انصافى كرده و نقش افراد و طبقات تاثير گذار در كشور مانند شخصيتهاى سياسى و مذهبى ، صاحب منصبان و دولت مردان ، اهالى قانونگزارى و مسئولين و خدمتگزاران كشور در قواى مديريت كننده ديوانيان را نا ديده بگيرم ، اما وقتى شما با يك حساب سرانگشتى رئوس عملكردها و رفتارها و منازعات و اختلاف انگيزي‎هايشان را مورد بررسى قرار مى دهيد ، مى بينيد با امامت امت و امت امام فاصله معنا دارى دارند ، اين قضاوت تقريبا با شدت و ضعف در همه سلايق سياسى كشور قابل رصد كردن است ، به نوعى همه جناح‎هاى موجود در كشور از ولايت و مردم جامانده‎اند ، اگر اين بخش مانند آحاد مردم به وظايف خود عمل مى كردند امروز روزگار شيرين ترى داشتيم و مردم بزرگ ايران لاجرم به تحمل بسيارى از سختي‎ها نبودند.

*رویکرد متفاوت خواص و یاران اصلی ولی و رهبر نظام اسلامی با آنچه که امام جامعه به عنوان چهارچوب و خط و مشی حرکت کلی جامعه اسلامی تعیین کرده است و به بیان شما جا ماندن خواص از امام و امت، می‎تواند چه تاثیری بر اجرای مهندسی کلان و راهبرد در نظر گرفته شده از سوی رهبر جامعه داشته با شد؟

بدون ترديد در هر جايى ساز مخالف زدن آثار بسيار زيانبارى به جاى خواهد گذاشت ، البته اين بدان معنا نيست كه اظهار و ارائه نظر كارشناسى و حتى نقد به جا ، منطقى و خيرخواهانه نبايد باشد ، هرگز! نقد و تضارب آرا و افكار موجب بالندگى و رسيدن به تصميم درست خواهد بود ، اما آب به آسياب دشمن ريختن ، روح و روان مردم را درگير حاشيه‎هاى نامربوط كردن ، و هيبت دشمن را صد چندان ترسناك نشان دادن و توانائي‎ها و اقتدار خود را نديدن ، نه خيرخواهانه است نه توليد كننده فكر و انديشه صحيح است.

متاسفانه ضربات اين نوع افراد موثر در دولت‎ها و گروه‎هاى فكرى و سياسى جامعه بسيار سخت تر و كشنده تر از فتنه انگيزي‎هاى دشمن بوده است. شما ملاحظه كنيد از ابتداى انقلاب ما با تحريم دست و پنجه نرم مى كنيم و كارى نبوده است كه استكبار بتواند بر عليه ملت ايران انجام بدهد و نداده باشد ، خاصيت استكبار اينست كه ملاحظه و حيا ندارد ، هيچ اندوه و درد و رنجى كه متوجه ملت‎ها باشد او را نمى‎آزارد ، اما آنچه باعث ناراحتى و گلايه مندى جدى ملت ماست مماشات و مداراى با افراد و جريانهاى مفسد است ، امروز با  اختلاس ، ارتشاء ، و غارت اموال و دارائيهاى عمومى مدارا مى شود و شما هر دو جريان مدعى كشور را در اين مدارا به يك اندازه سهيم دريافت خواهيد كرد ، چرا؟!! هيچ اصلاح طلب و اصولگرايى نمى تواند و حق ندارد در مقابل فساد و غارت سكوت كند ، اما سوگمندانه شما مى بينيد كه با توجيهات دنيايى و حزبى و گروهى نه تنها سكوت مى‎كنند، بلكه در برخى موارد شريك فساد نيز هستند.

در همه حوزه‎ها اگر كنترل و نظارت نباشد ، اين ويروس مهلك قابل انتقال است ، در عرصه سياست ، در صحنه علم و فن آورى و دانش‎هاى مدرن و پيشرفته ، در روابط بين الملل مى‎بايست افرادى حضور داشته باشند كه اولا از جنس مردم و ناب ترين مردم به لحاظ اعتقادى نسبت به اسلام و آرمانهاى انقلاب اسلامى باشند ثانياً بيداردل و شجاع دل و با بن جان به قدرت پايان ناپذير ملت معتقد باشند، ثالثاً بر ميثاق‎هايى كه بسته‎اند و قسم‎هايى كه خورده‎اند به عنوان يك اساس  ومبناى ايمانى وفادار باشند.پيوسته و در همه حال عهد و پيمان و سوگندهاى خود را مرور كنند.

رابعا ً دشمن شناس باشند ، قدرت دشمن را افسانه اى نبينند و به توانائي‎هاى داخل كشور اعتماد و اتكاء كنند ، ضمن اينكه حسن ظن و اعتماد به دوستى و حسن نيت دشمن دقت و حسابگرى آنها را كاهش ندهد ، و از همه اينها مهمتر بدانند امت و امامى هشيار بر سر مصالح نظام كوتاه نخواهند آمد.

خوشبختانه امروز در حوزه مذاكرات هسته اى كه حساسيت اول كشور ماست مردانى عهده دار اين مسئوليت هستند كه به نوعى از اين ويژه گيها برخوردارند ، اما دشمن غدار و پيمان شكن و به سختى مكار است ، همانطوريكه ملت ايران به آنها اعتماد دارند ، آنان نيز به دغدغه هاى دلسوزان نظام احترام بگذارند ، با خبرگان و صاحب نظرانى كه ممكن است ديدگاه‎هاى متفاوت با آنها داشته باشند،  بنشينند و گفتگو كنند. هميشه در اطراف ارباب قدرت و رياست عده اى هستند كه دور را نزديك و نزديك را دور  ، دوست را دشمن و دشمن را دوست نشان مى دهند ، بايد مراقب آنها باشند ، اين‎ها در بزنگاها بى وفائى مى‎كنند و در سختي‎ها ميدان را خالى خواهند كرد ، به نيروهاى انقلاب ، دغدغه ها و دلواپسي‎هايشان احترام بگذارند ، هر زمزمه انتقادى را به منزله صداى اسرائيل دانستن نه خردمندانه است نه منصفانه است و نه اعتبار شرعى و عقلى دارد.

*آیا اینکه خواص در مقاطع حساسی چون این روزها از رهبری تذکر نگیرند کفایت می کند یا آنکه از خواص انتظار تمهید و زمینه سازی پذیرش فرمایش ولی و رهبر جامعه اسلامی پیش از بیان علنی نظر ایشان وجود دارد؟

من معتقدم خواص جامعه و افرادى كه مسئوليت بيشترى متوجه آنهاست ، به هر ميزانى كه مقامشان بالاتر و بزرگتر باشد ، به همان ميزان مى بايست فرزانگى ، بصيرت ، فروتنى ، نصيحت پذيرى ، كم خواهى و پركاريشان بيشتر باشد ، زيرا همگى ماموم هستند و ماموم صالح درد امام را به جان مى خرد و امر امام را امير تدبير و تصميم خود مى گرداند ، خود را بلاگردان امام و امت مى سازد نه امام را توجيه كننده افعال خود مى‎نمايد.

بالاخره هر كسى كه به طور مستقيم و يا غير مستقيم از سوى مردم به عنوان اولياء نعم مامور به انجام كارى مى‎شود،  مىبايست بر اساس ميثاق و ميزان و نقشه راهى كه در اختيار اوست ماموريت‎هاى خود را دقيق و تا حد ممكن بدون نقص انجام دهد و مسئوليت كارهاى خود را بپذيرد.

واقعيت امور در حوزه هاى مختلف كشور اينست كه مسئولين هر كدام به اقتضاى اختيارات خود مستقلا و در چهارچوب مقررات به وظايفشان عمل مى كنند ، و در انجام وظيفه ، اتخاذ روشها و تدابير ى كه درست تشخيص مى‎دهند با قدرت عمل مى‎كنند و معمولا نه نيازى به مجوز خاص گرفتن هستند و نه اين كار را مى‎كنند ، * لذا مردانگى اينست كه خاصه خرجى نكنند ، و بصورت تلويحى و يا به تصريح اعمال و تدابير خود را به مرجع ديگرى منتسب نكنند ، و مسئوليت كارهاى خود را بپذيرند ، شايسته يك مدير اسلامى و انقلابى اينست كه خود را خرج نظام و ولايت و مردم بنمايند نه اينكه بر عكس عمل كنند

*می‎توانید مثال‎هایی تاریخی درباره تاثیر بی بصیریتی و عملکرد غلط خواص در بسته شدن دست ولی زمان را بیان بفرمایید.

ببينيد شما با مطالعه تاريخ صدر اول اسلام از دوران رسول اكرم تا عصر اميرالمومنين علیهم‎السلام و در ادامه دوران حضرت امام مجتبى و حضرت سيد الشهداء تا عصر امام صادق و نهايتا روزگار سخت و پر مشقت امام عسكرى عليهم السلام موارد عديده اى از تاثيرات شگرف بصيرت و يا بى بصيرتى خواص در صيانت و دفاع از حريم حق و امام هر عصر از يك سو و يا تنهايى و غريب ماندن حجت خدا را مى توانيد فهرست كنيد.

در عصر رسالت شما با شخصيت‎هايى شناسنامه دار از مهاجرين و انصار مانند خالد بن وليد ، ابو عبيده جراح، عبدالرحمن بن عوف ، سعد بن عباده و به شكلى ابولبابه اوسى برخورد مى‎كنيد كه اينها هم براى پيام‎آور اعظم ايجاد زحمت مى كردند و هم به نوعى بعدها مقدمات غربت اسلام و انحراف از اوامر و نواهى فرستاده خدا را رقم زدند.

در همان حال شخصيت‎هايى مانند عمار بن ياسر و مقداد بن اسود ، ميثم تمار ، سلمان پارسى و ابوذر غفارى را ملاحظه مى كنيد كه از آغاز تا پايان حياتشان بر صراط مستقيم الهى ماندند ، ولو اينكه در بخشى از عمر خود جز غصه و غم سهمى نداشته، اما جاودانه شدند. برخى نيز مانند عبد الله و عبيد الله بن عباس و زبير بن عوام در گذر روزگار از حالى به حالى درآمدند و در همراهى با امام زمان خود دچار سستى و غفلت شدند و با عمل و رفتار خود جان و دل امام زمانشان را آزردند و موجبات سلطه اغيار و اجانب را بر جامعه اسلامى پيامبر فراهم آوردند.

برخى در دوران غربت اسلام و تنهايى امام زمانشان موضعى حق طلبانه داشتند مانند جناب ابوذر غفارى در عهد عثمان و قيس بن سعد بن عباده در عصر امام مجتبى علیه السلام.

قیس جنگاورى شجاع و اثر گذار بود ، در كنار اميرالمومنين و امام حسن همچنان پابرجا ماند ، و بعد از خيانت عبيد الله بن عباس حاضر به پيوستن به معاويه نشد. بعد از ماجراى فتح الفتوح حضرت امام حسن(ع) ، آن حضرت به قيس فرمان داد تا با معاويه بيعت كند ، قيس بدون اما و اگر تمكين كرد اما هيچگاه با معاويه نرمش نداشت و پيوسته او را مورد نقد هاى تند قرار مى داد.

مرحوم طبرسی، در جلد دوم احتجاج صفحه ٢٩٤نوشته است «معاویه در ایّام حكومت خود به قصد حجّ وارد مدینه پيامبر شد و با كمال تعجب ملاحظه كرد كه هيچكدام از بزرگان انصار به استقبال او نيامده‎اند ، وقتى وارد شهر شد و استقرار پيدا كرد علت عدم استقبال انصار را از آنها پرسيد ، قيس بن سعد در نهايت صراحت و شجاعت و با عباراتى دقيق پاسخ داد و گفت : نيامدند زيراكه شترهايشان را در جنگ هاى بدر و احد و در رکاب رسول خدا(ص) نابود كرده اند ، در همان روزهايى كه براى مهار و ضربه زدن به تو و پدرت ابوسفيان وارد جنگ شدند.اين گونه رفتارها در حاى خود تعيين كنده و روشنگرانه بود.

در روزگار ما خواص جريان حق بايد از جنس مالك بن حارث باشند ، در صلح و جنگ نگاهش به اشاره امام زمانش باشد ، معاويه زمانش را بشناسد و با او منطبق با امر و اراده ولى امرش رفتار كند. نه از امام زمانش جا بماند نه بر او سبقت بگيرد زيرا در هر دو حالت خطر گمراهى وهلاكت بسيار زياد است و چه بسا كه غبار فتنه ها قلمرو ديد او را نسبت به امام حق تاريك سازد.

امروز به بركت قرآن و اهل بيت رسالت و هدايت با واسطه امام عصر روحى فداه و بصيرت و آگاهى ملت بزرگ ايران شرايط ما بسيار متين و مستحكم است ، ما مى‎توانيم با استفاده از اين سرمايه‎هاى الهى از دستاوردهاى انقلاب اسلامى ، شرافتمندانه و مقتدارانه دفاع كنيم و با خدعه گرى دشمن مقابله كنيم و از آثار شرارتهايشان بكاهيم و فتنه انگيزي‎هايشان را خنثى كنيم. اما با هشيارى ، اتحاد و انسجام ملى ، و همدلى و هم زيانى دولت و ملت مى توان به راحتى از اين عقبه نيز عبور كرد ، مشروط بر اينكه برداشت همه ما از همدلى و هم زبانى با تعريف و مفهومى انس بگيرد كه خواسته امام و مقتداى ماست ، راه سخت و پر سنگلاخ اما پيمودنى است مشروط بر اينكه از امام جا نمانيم و سبقت نگيريم.

*تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.