انسان برای کمال آفریده شده است. کمال مطلوب انسان ها در زندگی جمعی میسر است.

زندگی جمعی مطلوب، جز با همکاری و همدلی به دست نمی آید. و همدلی همانند ملاط آجرهای یک بنا، پیوند دهنده و استحکام بخش ساختمان جامعه انسانی است. همدلی و همکاری تراز، در جامعه ظالمانه به دست نمی آید و عدالت و احسان، شرط تحقق آن است.

خداوند برای تحقق این هدف، ۱۲۴ هزار پیامبر و در رأس آنان، حضرت محمد (ص) را فرستاد تا با کمک امت، بنای رفیع جامعه تراز انسانی بر پایه همدلی بنا کنند.

خداوند به مردم فرمود که مزد رسالت طاقت سوز پیامبرش در راستای تحقق جامعه تراز و همدل بشری، چیزی جز مودت در راه خویشاوندان ایشان نیست: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» شوری، ۲۳٫[۱]

بزرگترین هدف پیامبر خاتم، تکامل مخلوقات بود و بزرگترین مزدی که می توانست دریافت کند، تحقق همین هدف بود. پس در واقع تداوم انقلاب اسلامی حضرت محمد (ص) تنها اجری بود که در شأن پیامبر بود؛ یعنی مزد پیامبر همان راهروی مردم در مسیر کمال بود: «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً» فرقان، ۵۷٫

خداوند هر روز و هر ماه و هر سال پس رسالت پیامبر را «روز و ماه و سال و سالیان همدلی و مودت» نام گذاری کرد و این نامگذاری را در قرآن جاودانه کرد تا بدانیم که راز تداوم دریافت هر خدمتی، پرداخت مزد آن است و راز تداوم انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین نعمت، پرداخت مزد آن یعنی «همدلی و مودت» در راه اهداف مقدس بشری است.

جامعه صدر اسلام، مفت خور بود و حاضر نشد مزد رسالت را بدهد؛ یعنی حاضر به «مودة فی القربی» نشد؛ یعنی تمنیات و دلبستگی هایش را در راه اهداف متعالی بشر خرج نکرد و روشن است که وقتی تمنیات و تمایلات (المودة) جامعه ای در مسیر اهل بیت (فی القربی) و ادامه دهندگان راه حق نباشد، آن جامعه مفتخور، دچار فروپاشی می شود و به دست حجاج ها و داعش ها می افتد.

اکنون که پس از ۱۴۰۰ سال، انقلاب اسلامی حضرت محمد (ص) به برکت خون امام حسین و علما و شهدا و جانبازان در جمهوری اسلامی ایران جوانه زده است، باید مزد این رسالت نبوی، علوی، فاطمی و حسینی را بپردازیم که همانا «مودت» در راه اهل بیت است.

این مودت، هم مزد رسالت است، هم عامل تضمین تداوم انقلاب است و هم راز ظهور امام زمان ارواحنا فداه؛ امام زمان پس از آنکه علی بن ابراهیم بن مهزیار پس از ۲۰ سفر مکه موفق به دیدار وی شد، علت محرومیت وی در ۱۹ سفر پیشین را چنین بر می شمرد: «و لٰکِنَّکُمْ کَثَّرْتُم الأمْوالَ؛ بلکه شما تکاثر و مال اندوزی کردید! و تَجَبَّرْتُم علی ضُعَفاءَ المؤمنین؛ و بر مستضعفان مؤمنین سخت گرفتید و قَطُعْتُم الرَّحِمَ الذی بَینَکم؛ و پیوندی را که میان خودتان بود نابود کردید! فَأَیُّ عُذْرٍ لکم الآن؟؛ اینک چه عذری دارید؟ طبری، دلائل الإمامة، ص۲۹۷٫

از این رو، امام خامنه ای امسال را سال «همدلی» نام نهاده اند و روشن است که همدلی در میان خودی (رحماء بینهم) معنا دارد و جهت آن نیز باید رضایت اهل بیت باشد (فی القربی). البته در این جا، دایره خودی، شامل همه مردم است؛ به غیر از کسانی که دشمنی آنان آشکار است و نمی توان «همدلی و مودت» را از عموم مرد دریغ کرد: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ التَّوَدُّدُ إِلَى‏ النَّاسِ‏ نِصْفُ الْعَقْل». کافی، اسلامیه، ج۲، ص۶۴۳٫

اگر آن روز ده نفر مثل شهید حسین غلام کبیری داشتیم که حق مودت در راه اهل بیت را به جای آورند، سقیفه چیان نمی توانستند، انقلاب حضرت را «انقلبتم علی اعقابکم» بکنند. نمی توانستند فاطمه زهرا سلام الله علیها را شهید کنند و نمی توانستد کربلا را بر تاریخ افرینش تحمیل کنند.

اینک که قرار مردم و دولت بر همدلی است، بهترین محیط همدلی، محیط واقعی است نه فضای مجازی. غربی ها که به فضای مجازی پناهنده شده اند، با منطق ایندیویجوالیستی زندگی می کنند که نمی توانند در فضای واقعی به «مودت» برسند و ناچارند زشتیهای خود را با عکس ها و هویت گریم شده در فضای مجازی بپوشانند.

مؤمنین باید شبکه های اجتماعی واقعی را از دست ندهند. شبکه واقعی، لذت واقعی دارد و سعادت مجازی را سبب نمی شود. سه نمونه از شبکه های اجتماعی واقعی و بسیار لذتبخش را یادآور می شویم و امیدواریم که فکر و تمرکز و تلاش مان را در راه احیا و رونق این شبکه ها به کار ببریم:

آ. چقدر باید درباره صله رحم و شبکه واقعی خویشاوندی تأکید شود تا بفهمیم که چه سلامت و لذت و تکاملی در تار و پود ارتباط خویشاوندی است و حتی حساب روز قیامت انسان سبک می شود؟ «فَصِلُوهُمْ يُهَوِّنِ اللَّهُ عَلَيْكُمُ الْحِسَاب‏» كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏۲، ص۹۲۵٫

ب. چقدر باید درباره دوست خوب تأکید شود تا به میراث فرهنگ خودمان تکیه کنیم و بدانیم وقت آن رسیده است که شبکه های واقعی دوستان درست کنیم؟ در فلق بود که پرسید سوار، خانه دوست کجاست! «قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَجَبَتْ‏ مَحَبَّتِي‏ لِلْمُتَحَابِّينَ فِیَّ» مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، النص، ص۲۰۸٫

چقدر باید درباره مصافحه با مؤمن سفارش شود که ما بدانیم در سرزمین سوالی مجازی نمی شود مصافحه کرد؟ و باید دلها را در فضای واقعی شبکه کنیم؟

ابوحمزه گفت من با حضرت امام محمد باقر هم سفر بودم، چون بار را فرود آوردیم حضرت اندکى راه رفتند و سپس بازآمدند و دست مرا گرفتند و فشار بسیاری دادند! گفتم فداىت شوم، مگر من با شما در کجاوه نبودم؟ حضرت فرمود، مگر نمی دانى که مؤمن چون اندک بچرخد و دوباره با مصافحه کند خداوند روی بر آنان بگشاید و به گناهان شان بفرماید که فرو ریزید از ایشان تا آنکه چون از یکدیگر جدا مى شوند هیچ گناهی برایشان نمانده باشد.كافی، دارالحدیث، ج‏۳، ص۴۶۲٫

اگر هر روحانی ای یک در شبکه واقعی خویشان فعال شود، ۲۰ میلیون نفر عضو شبکه های واقعی «مودة فی القربی» خویشاوندی می شوند، اگر هر مؤمنی در محله خود شبکه اجتماعی همسایگی تشکیل دهد، هیچ روحی آواره فضای مبهم مجازی نمی شود. اگر هر یک از ما شبکه واقعی «مودة و دوستی» را جدی بگیریم و یاد بگیریم که به مردم «مودت» نثار کنیم، بعید است که شبکه های مجازی بر ما حکومت کنند.

پس به جای پناهندگی به واتس اپ و وایبر صهیونیستی، با خویشاوندان خود شبکه شویم، با همسایگان خود شبکه شویم، با دوستان خود دست بدهیم تا «مودة فی القربی» را معنا کنیم و نگذاریم اجر رسالت بر زمین بماند و آتش در خانه فاطمه را خاموش کنیم تا هیچ محسنی در دل هیچ مادری شهید نشود و بیاید آنکه باید!

============================

[۱]. مودت یعنی تمایل درون ریز شده (الفرق بين‏ الحب‏ و الود: أن الحب يكون فيما يوجبه ميل الطباع و الحكمة جميعا و الود من جهة ميل الطباع فقط ألا ترى أنك تقول أحب‏ فلانا و أوده و تقول أحب الصلاة و لا تقول أود الصلاة. الفروق في اللغة، ص۱۱۵و ۱۱۶)و مودت «فی القربی» یعنی مودت در راه اهل بیت. اگر مراد مودت نسبت به شخص اهل بیت نه اهداف آنان بود، «مودة القربی» مناسب تر بود. زیرا «وَدَّ» بدون واسطه هم مفعول می گیرد: «وَدَّه» یعنی او را دوست داشت. بنابراین بر خلاف معنای رایج، «مودة فی القربی» به معنای مودت به اهل بیت نیست؛ بلکه مودت در راه آنان است که شامل مودت به خود آنان نیز می شود. نظیر ««أَوْثَقُ عُرَى الْإِيمَانِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّه‏» اصول کافی، اسلامیة، ج‏۲، ص۱۲۵٫ المحاسن، ج‏۱، ص۱۶۵؛ که منظور حب و بغض در راه خداوند است.

* حجت الاسلام ابوالفضل امامی