سخنرانی های پیش از خطبه استاد رحیم پور ازغدی که در سال جاری چندباری اتفاق افتاد، با استقبال بسیاری از مردم و رسانه ها همراه شده است. مردم چه آنانکه به نماز جمعه می روند و چه آنهایی که از تلویزیون این سخنرانی ها را دنبال می کنند، به طرفداران اصلی طرح مباحث بازار اسلامی و سبک زندگی اسلامی در نماز جمعه تبدیل شده اند.

حرفهایی که اگرچه با تاخیر مطرح می شوند، اما از آن دسته صحبتهایی هستند که به درد زندگی مردم می خورد.

طبیعتا پس از اظهار نظرهای صریح استاد رحیم پور درباره نقش شوراهای عالی، نقش حوزه، نقش دانشگاه و مراکز علمی و نهادهای تصمیم گیری هجمه هایی یه وی خواهد شد، اما حداقل آن است که معبر انتقادهای بی تعارف به سبک زندگی و ساختار اجرایی و مدیریتی باز شده است.

انتقادهایی که رحیم پور در سخنرانی اخیرش به شورای عالی انقلاب مطرح کرد از آن دسته اظهاراتی بود که همه این سالها و با علم به وجود این انتقاد ها کسی آن ها را مطرح نمی کرد.

رحیم پورازغدی در بخشی از آنچه در پیش از خطبه های این هفته نماز جمعه ایراد کرد، با اشاره به یک مصداق گفت: “در شورای انقلاب فرهنگی پس از نام‌گذاری سالها توسط رهبر معظم انقلاب جلساتی برگزار می‌شود که حاضران با ولایت پذیری بالا فرمایشات رهبری را تأیید می‌کنند. برای بررسی ابعاد این نام‌گذاری کمیته‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل می‌شود و در نهایت ماه آذر جمع‌بندی می‌شود و آخرش می‌گویند مسائل خیلی پیچیده است. بعد به بهمن‌ماه می‌رسیم و شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌گوید برای سال جدید آماده شویم، هر سال اسم‌گذاری می‌شود همه می‌فهمند آن کار انجام نمی‌شود.

شورای عالی انقلاب فرهنگی می تواند مصوباتی داشته باشد که در حکم قانون هستند، اگرچه هیچ ضمانتی برای اجرای آنها وجود ندارد، مگر اینکه مورد تاکیدهای مکرر دلسوزان کشور قرار بگیرند. در آن صورت هم احتمال اینکه به آنها وقعی نهاده نشود، کم نیست.

درجا زدن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در حد شعار به دلیل نداشتن اراده اجرا یا پشتوانه مالی در دستگاه اجرایی در این سالها، برای شورا زیان آور بوده است. اگرچه شاید همه مصوبات نیاز به بودجه نداشته باشند، اما بازوی اجرایی شورا در صدا و سیما، سازمان تبلیغات، وزارت ارشاد و اعم نهاد های فرهنگی عملا به خاطر اجرایی کردن برخی فعالیت ها و صرف بودجه تعطیل است، چرا که هر نهاد و مجموعه ای برنامه ریزی های خود را بر اساس بودجه سالیانه تنظیم کرده و در همان آغاز ردیف بودجه تخصیصی خود را برای فعالیت های برنامه ریزی شده مشخص می کنند و چنانچه شورای عالی انقلاب فرهنگی امری تازه به به این دستگاهها محول کند، عملا بودجه ای برای آنها باقی نمی ماند.

برگزاری دیر به دیر جلسات شورا، ان هم در زمانی محدود و با حضور برخی اعضایی که شاید اعتقادی به شورا ندارند و صرفا به عنوان مشغله ای در کنار سایر مشاغل و در وجهی بوروکراتیک و اداری به آن می نگرند. حال آنکه بسیاری از اعضای شورا تحصیلات فنی و پایه دارند و این مسئله از آن جهت که شورا باید تخصصی اداره شود، قابل بحث است. شواری عالی انقلاب فرهنگی باید «انقلاب فرهنگی»  را به سرانجام برساند اما خیلی از این وظیفه دور است. در دانشگاه ها مسئولیت ها وارونه است. در تمام دنیا علوم انسانی بزرگترین پایه علوم است. اما بیشتر اعضای شواری عالی انقلاب فرهنگی نیز تحصیلاتی در حوزه فنی و علوم پایه دارند٬ نه علوم انسانی.

سر اعضای شورا شلوغ است، چون حداقل این است که اعضای حقوقی آن وقت سر خواراندن هم ندارندو طبیعی است که این افراد نخواهند توانست در جلسه ای دوساعته مشکلی را حل کنند یا گره ای را بگشایند. اعضا اطلاعات کافی در مورد دستور جلسه و مصوبه ای که قرار است درباره آن صحبت کنند را ندارند. شورای عالی انقلاب فرهنگی وضعیتی نابه سامان را در این سی و پنج سال داشته است. اگرچه در برخی مقاطع تک رخدادهایی در جهت مثبت برای فرهنگ کشور اتفاق افتاده است.

ناظران معتقدند شورای عالی انقلاب فرهنگی در برخی موارد بی توجه به اقتضائات سیستم، یا دستگاههای فرهنگی مصوباتی داشته اند که با قوانین جای در تناقض یا تعارض بوده است، با منطبق بر سند چشم انداز و قوانین پایه چون قانون اساسی و برنامه های توسعه نبوده است. به همین دلیل زمانی که مبحثی در فرهنگ مطرح می شود اعضای شورا دفعتا در مورد آن تصمیم می گیرند.