بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم

بسیار جلسه ى نورانى و معطّر و پرمغز و پرمعنایى است. کسانى که به عنوان شهید در این جلسه معرّفى شدند، جزو قشرهاى برتر و نخبه ى جامعه اند؛ دانشجویانند، هنرمندانند، معلّمانند، دانش آموزانند؛ این نشان دهنده ى این است که انگیزه ى فداکارى در راه خدا و شهادت در این راه، در سطوح گوناگون در جامعه ى ما رواج و گسترش داشته؛ این خیلى مطلب مهمّى است. استاد دانشگاه میرود شهید میشود، هنرمند میرود شهید میشود، دانشجو میرود شهید میشود. بسیارى از این نام آوران عرصه ى دفاع مقدّس ما – که نامهایشان زینت بخش خیابانهاى ما و مراکز ما و عکسهایشان زینت بخش محیطهاى زندگى ما است – یا اغلبشان، دانشجویانى بودند؛ بعضى از اینها حقیقتاً نوابغ بودند؛ هنرمندانى بودند، معلّمانى بودند، اساتیدى بودند؛ رفتند و جان خودشان و عمر خودشان را – ارزشمندترین چیزى که انسان از امور مادّى در اختیار دارد یعنى زندگى خودشان را – در راه خدا، در راه اهداف، هدیه کردند، تقدیم کردند؛ این بسیار مهم است.

جلسات بزرگداشت، ادامه ى حرکت جهادى و ادامه ى شهادت است. اگر نام شهیدان ما تکرار نمیشد، تجلیل نمیشدند و احترام به آنها و خانواده هاى آنها در جامعه ى ما به صورت یک فرهنگ درنمى آمد – که خوشبختانه به صورت فرهنگ درآمده  – امروز بسیارى از این یادهاى ارزشمند و گرانبها فراموش شده بود؛ این ارزشگذارى عظیمى که با حرکت شهادت در یک جامعه به وجود مى آید، به فراموشى سپرده شده بود.

نباید بگذارید این اتّفاق بعد از این هم بیفتد؛ روزبه روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته یابى و نکته سنجى زندگى شهدا در جامعه ى ما رواج پیدا کند. و اگر این شد، آن وقت مسئله ى شهادت که به معناى مجاهدت تمام عیار در راه خدا است، در جامعه ماندگار خواهد شد. و اگر این شد، براى این جامعه دیگر شکست وجود نخواهد داشت و شکست معنا نخواهد داشت؛ پیش خواهد رفت. عیناً مثل ماجراى حسین بن على (علیه السّلام)؛ امروز ۱۳۰۰ سال یا بیشتر از شهادت حضرت اباعبداللَّه (علیه السّلام) میگذرد و روزبه روز این داستان برجسته تر و زنده تر شده. این داستان در بطن خود داراى یک مضامینى است که این مضامین براى حیات اسلامىِ جامعه ضرورى است. اگر این مضامین گسترش پیدا نمیکرد، از اسلام و از قرآن و از حقایق معارف اسلامى هم امروز خبرى نبود. اینجا هم همین جور است؛ نگذارید نام شهدا و یاد شهدا فراموش بشود یا در جامعه ى ما کهنه بشود؛ و البتّه با ابتکارات؛ این جلسات بزرگداشتى که آقایان به وجود مى آورید – که خیلى باارزش است – صرفاً یک جلسه ى ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، داراى مضامین ویژه ى خودش است؛ بایستى شهادت را معنا کند، شهید را معرّفى کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.

در مورد شهید خداى متعال میفرماید که اینها زنده اند: وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فى سَبیلِ اللَّهِ اَموات.(۱) وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فى سَبیلِ اللَّهِ اَمواتًا بَل اَحیآءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون* فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِه.(۲) اینها آیات قرآن است؛ اینها صریحِ در یک معارفى است که از این معارف هیچ مسلمانى نمیتواند چشم بپوشد. هر کسى به اسلام و به قرآن اعتقاد دارد، این معارف بایستى جلوى چشمش باشد. این آیه ى شریفه قرآن میگوید اینها زنده اند؛ حیات اینها یک حیات واقعى است، یک حیات معنوى است و نزد خداى متعال مرزوقند؛ یعنى دائم تفضلّات الهى دارد به اینها میرسد؛ فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِه. آن طرف مرز زندگى و مرگ چه خبر است؟ انسانها از آن عالم و نشئه ى مجهول چه میدانند؟ در مورد شهدا میدانیم که اینها خرسندند، خوشحالند، مسرورند؛ فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِه. بعد از این بالاتر: وَ یَستَبشرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم؛(۳) یعنى با ما دارند حرف میزنند، خطاب میکنند به ما: اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنون.(۴) خیلى مهم است؛ این گوشى که بتواند نداى ملکوتى شهدا را بشنود، این گوش را باید در خودمان به وجود بیاوریم. آنها دارند به ما بشارت میدهند، مژده میدهند، خوف و حزن را نفى میکنند: اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنون. ما بر اثر ضعفهاى خودمان دچار خوف میشویم، دچار حزن میشویم؛ اینها به ما میگویند که شما خوف ندارید، حزن ندارید یا در مورد خودشان میگویند یا در مورد ما – بنابر اختلافى که حالا در تفسیر این آیه ى شریفه ممکن است مطرح بشود – خوف و حزن را برمیدارند؛ چه در این نشئه، چه در آن نشئه. براى یک ملّت چقدر مهم است که در حرکت خود، در پیشرفت خود حقیقتاً داراى خوف نباشد، داراى حزن نباشد، با امید حرکت کند؛ این پیام شهدا است به ما؛ که باید این پیام را شنید. شماها با این جلسات، با این اجتماعاتى که تشکیل میدهید، موظّفید این پیام را به گوشها برسانید.

نکته ى خوبى را برادرمان(۵) گفتند که وقتى جلسه اى تشکیل میشود در بزرگداشت شهیدان، آنهایى که شرکت میکنند در این جلسه، هرچه داراى ارج و مقام باشند، بیش از آنچه آنها به آن جلسه برکت و فایده و عظمت بدهند، آن جلسه است که به آنها خیر و برکت و هدایت و معرفت میدهد؛ واقع قضیّه این است. کارى کنید که این جلسات، این برکات را داشته باشد؛ اینها را گسترش بدهد، این فرهنگ را در جامعه گسترش بدهد. ملّت ایران کار بزرگى انجام داد؛ کار عظیمى انجام داد. در دنیایى که مبتنى بر مدار زور و زورگویى و چپاولگرى قدرتمندان و زورمندان است و ملّتهاى مستضعف در مناطق فراوانى از عالم دائماً در زیر فشار این زورمندان قرار دارند، در این دنیا یک موجودى، یک هویّتى سر بلند کرد که صریحاً، بدون ملاحظه، با شجاعت کامل این حرکت غلط عالم را – که حرکت سلطه گرى است و ما از آن تعبیر میکنیم به نظام سلطه – نفى کرد؛ این کار ملّت ایران است. ملّت ایران نظام سلطه را که مبتنى بر سلطه گر و سلطه پذیر است، نفى کرد. مبناى دنیاى قدرتمندِ چپاولگر، بر تقسیم دنیا به سلطه گر و سلطه پذیر است؛ امروز هم همین جور است، در دورانى که انقلاب اسلامى به وجود آمد هم همین جور بود و در طول تاریخ هم همین جور بوده است؛ البتّه امروز شدیدتر از دورانهاى گذشته است؛ چون امروز ابزارهاى سلطه، قابل مقایسه با صد سال پیش و هزار سال پیش و پنج هزار سال پیش نیست؛ لذا سلطه گران امکان تسلّط بیشترى بر مظلومان و بر مستضعفان دارند و از این امکان دارند به طور کامل استفاده میکنند؛ منابع را میبرند، فرهنگها را نابود میکنند، انسانها را تذلیل میکنند، در بین ملّتهاى مظلوم و محروم گرسنگى را گسترش میدهند؛ و فجایع فراوان دیگر. در مقابل این حرکت، یک هویّتى به وجود آمد به نام انقلاب اسلامى که متّکى بود به مبانى وحى، مبانى الهى، اخلاق الهى، حرکت الهى و آنچه قرآن با صراحت دارد آن را بیان میکند؛ این حرکت ملّت ایران است. این حرکت بحمداللَّه روزبه روز هم توسعه پیدا کرده؛ این حرکت پیش رفته.

ما مدّعى نیستیم که توانستیم اهداف اسلامى را در کشور پیاده کنیم؛ ما این را اصلاً ادّعا نمیکنیم. ما در بسیارى از موارد توانایى هایمان محدود بوده است و آنچه را میخواستیم عمل کنیم، نتوانستیم در آن حدّ مورد علاقه ى خودمان عمل کنیم امّا حرکت خودمان را ادامه دادیم؛ ما به سمت این قلّه داریم حرکت میکنیم. سعى کردند ما را از این حرکت پشیمان کنند، نتوانستند؛ سعى کردند متوقّف کنند، نتوانستند؛ سعى کردند ما را به عقب برگردانند، نتوانستند. بله، به قلّه نرسیدیم امّا از این دامنه، مبالغ زیادى حرکت کردیم و پیش رفتیم و این حرکت ادامه دارد و این انگیزه ادامه دارد و این انگیزه روزبه روز ان شاءاللَّه بیشتر خواهد بود و متوقّف نمیشود. یک روزى بعضى ها فکر میکردند و بعضى ها هم به زبان مى آوردند که آقا شما این بچّه هاى دانشجو را دارید میبرید جبهه – درحالى که ما نمیبردیم، خودشان داشتند با شوق میرفتند؛ آنهایى هم که جلویشان گرفته میشد، با انواع تلاشها و ترفندها افراد پیرامون خود را وادار میکردند که اجازه بدهند بروند – دانشگاه ها خالى میشود، علم متوقّف میشود؛ حرکت آنها و تلاش آنها و مجاهدت آنها موجب شد که ما در حرکت علمى خودمان؛ از سایر حرکاتى که در جامعه به وجود مى آید، پیشتر و بیشتر جلو برویم. بحمداللَّه امروز ما در حرکت علمى مان در سطح کشور، یک وضعیّت قابل قبولى داریم؛ یک وضعیّت افتخارآمیزى داریم؛ آن روز تصوّر نمیشد؛ آن روز شاید گفته میشد که اگر چنانچه این نخبه، این هنرمند، این دانشجو، این استاد، این معلّم برود به جبهه و کشته بشود، خلأ به وجود مى آید. معلوم شد که برکات شهادت و جهاد در راه خدا خیلى بیش از این حرفها است. آنها رفتند، [ امّا] امروز بحمداللَّه برجستگانى به وجود آمدند که در عالم علم، در زمینه هاى هنر، در بخشهاى گوناگون، برجسته اند؛ یعنى قابل نشان دادن در سطح بین المللى و جهانى هستند. اینها برکات حرکت و مجاهدت یک ملّت است و این ادامه خواهد داشت؛ پیش خواهد رفت و ادامه خواهد داشت.

من عقیده ى راسخ دارم بر اینکه یکى از نیازهاى اساسى کشور، زنده نگه داشتن نام شهدا است؛ این یک نیازى است که ما – چه آدمهاى مقدّس مآب و متدیّنى باشیم؛ چه آدمهایى باشیم که خیلى هم مقدّس مآب نیستیم، امّا به سرنوشت این کشور و به سرنوشت این مردم علاقه مندیم – هرجور که فکر بکنید، بزرگداشت شهدا براى آینده ى این کشور، حیاتى و ضرورى است. فرهنگ شهادت یعنى فرهنگ تلاش کردن با سرمایه گذارى از خود براى اهداف بلندمدّت مشترک بین همه ى مردم؛ که البتّه در مورد ما آن اهداف، مخصوص ملّت ایران هم نیست، براى دنیاى اسلام بلکه براى جهان بشریّت است. این فرهنگ در جامعه اى اگر جا افتاد، درست نقطه ى مقابل فرهنگ فردگرایى غربىِ امروز [ است ] که همه چیز را براى خود و با محاسبه ى شخصى مى سنجند؛ براى همه چیز یک قیمت اسکناسى و پولى قائلند و آن، به دست آوردن آن پول است؛ این درست نقطه ى مقابل آن فرهنگ است؛ یعنى «وَ یُؤثِرونَ عَلى  اَنفُسِهِم»؛(۶) اینها کسانى هستند که ایثار میکنند؛ فرهنگ ایثار، فرهنگ گذشت، فرهنگ مایه گذاشتن از خود براى سرنوشت جامعه و براى سرنوشت مردم. این فرهنگ اگر عمومى شد، این کشور و هر جامعه اى که این فرهنگ را داشته باشد، هرگز متوقّف نخواهد شد؛ به عقب بر نخواهد گشت و پیش خواهد رفت. این کار شما این فرهنگ را زنده میکند. بنابراین من از همه ى برادران و خواهرانى که در این کار نیک مشغول همکارى و شرکت در این کار هستند تشکّر میکنم و امیدوارم که همه موفّق باشید. این سه مجموعه اى که امروز اینجا حضور دارید – مجموعه ى ستاد بزرگداشت شهداى هنرمند، ستاد بزرگداشت شهداى دانشجو، ستاد بزرگداشت شهداى معلّمان امور تربیتى – هرکدام از اینها در نوبه ى خود یک کار باارزش و پرمغز و پرمضمونى است که ان شاءاللَّه آثار آن را هم در جامعه مشاهده خواهیم کرد.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه.

  1. سوره ى بقره، بخشى از آیه ى ۱۵۴
  2. سوره ى آل عمران، آیه ى ۱۶۹ و بخشى از آیه ى ۱۷۰؛ «هرگز کسانى که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار، بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزى داده میشوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند …»
  3. همان؛ «…و براى کسانى که… به آینده نپیوسته اند شادى میکنند…»
  4. همان؛ «…که نه بیمى برایشان است و نه اندوهگین میشوند.»
  5. آقاى حسین مسافرآستانه