امروز در شبکه های اجتماعی مجازی سه رویکرد در دستور کار بچه های انقلاب قرار گرفته است که بعضاً در خصوص این روش ها بحث های داغی صورت می گیرد که از هرکدام از این روش ها و آثار آنها، مختصراً مواردی تقدیم می گردد:

۱- روش تخاصم و افشاگری: یکی از روش های غالب در فضای مجازی و جنگ نرم روش تخاصم و افشاگری است که متأسفانه در اکثر گروه های فعال در فضای مجازی و از سوی همه ی جریان ها به کرات دیده می شود، در این روش یک فیلم، عکس، اظهار نظر، خبر، حکم دادگاه و … را در فضای مجازی منتشر کرده و فوراً به صورت رگباری شروع به بمب باران خبری و حتی خبرسازی در همان حیطه می نمایند. فقط کافی است یک حکم محکومیت از افراد مطرح طرف مقابل منتشر گردد و یا حتی اتهام غیرمحتملی شنیده شود که همان مسئله، مدت ها فضای رسانه ای و مجازی را تحت الشعاع مباحث تند سیاسی و بعضاً توهین آمیز قرار می دهد، این روش جز یک رویارویی از نوع بزن و دررو و افزایش میزان کدورت ها و لجاجت ها اثر دیگری ندارد، با این وجود بسیاری از بچه های انقلابی گمان می کنند که در برابر روش تخاصم و افشاگری طرف مقابل، باید به همین روش روآورند، در صورتی که این شیوه به دلیل لجاجت و عداوت افزایی در برابر جذب حداکثری و دفع حداقلی قرار می گیرد.

۲- روش بحث های سیاسی: در این روش، مباحث سیاسی با شیوه ای منطقی و مناظره ای بین جریانهای مختلف مطرح می گردد و اکثرآنها حول اخبار و رخدادهای معاصر و ارتباط شان با یکدیگر شکل می گیرد. اگر چه مباحث در این موضوعات معمولاً با آرامش بیشتر و گفتمان طولانی تر صورت می گیرد، لیکن اکثر این مباحث بازهم به بن بست ختم می شود، چرا که ریشه ی بیشتر اختلافات سیاسی در اختلافات اعتقادی است، عدم ورود به مباحث اعتقادی و چرخیدن حول همان تحلیل های سیاسی، موجب بی فایده بودن و عدم اثربخشی مباحث صرفاً سیاسی می گردد.

۳- بحث های اعتقادی و فکری: با توجه به این که اکثر اختلافات سیاسی، ناشی از اختلافات فکری و اعتقادی و یا برداشت های متفاوت از اصول اعتقادی است، می توان متوجه شد که در صورت افزایش اشتراکات فکری و اعتقادی در جامعه، خود به خود بسیاری از اختلافات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز کاهش می یابد. بحث در حوزه های اعتقادی و فکری به لحاظ این که نیاز به حوصله، مطالعه و منطق دارد چندان طرفدار ندارد، ولی اثر بخشی این مباحث در ایجاد اشتراکات فکری و اعتقادی بسیار زیاد است، یکی از موانع بکارگیری این شیوه ناامیدی بچه های انقلاب از تأثیرگذاری در طرف مقابل است و این در حالی است که پیامبر اکرم و ائمه ی هدی علیهم السلام هرگز از تلاش برای هدایت و تأثیرگذاری حتی روی خبیث ترین افراد نیز دست برنمی داشتند. اهمیت این شیوه در نیروهای انقلاب آنگاه نمایان تر می شود که به موارد زیر اهتمام داشته باشیم:
الف- منطق گفتمانی اسلام در برابر سایر مکاتب فکری و بشری وسیاسی اینقدر قوی و قابل دفاع است که با اطمینان خاطر می توان در این حوزه ورود کرد و حتی حین بحث کردن می توان در حوزه های مورد بحث، اطلاعات مورد نیاز را از طریق رجوع به منابع معتبر دینی موجود در فضای مجازی تأمین نمود و ضمن پاسخگویی به طرف مقابل، موجب ارتقای سطح علمی خود شد.

ب- هجمه هایی که با بارش شبهات در فضاهای مجازی به مسائل فکری و اعتقادی وارد می شوند، اگر چه همگی قابل پاسخگویی هستند ولی به یک همت بلند، حساسیت بالا و فرصت کافی نیاز دارد، فعالان فضای مجازی ابتدا برای تأمین نیازهای فکری و اعتقادی خود و سپس برای تأثیر مثبت بر فضای رسانه ای و مجازی و سایر کاربران، به ناچار باید نسبت به شبهاتی که می بینند با وسواس برخورد کرده و اقدام به یافتن پاسخ و نشر آن نمایند.

ج- توجه به ریشه های اختلافات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نشان می دهد که بهترین و موثرترین راه در کاهش این اختلافات، پرداختن به مبانی فکری و اعتقادی مورد اختلاف است، به خصوص که این مباحث حیاتی در اوج حساسیت ها و فتنه های روزگار به سختی قابل طرح هستند و باید پیش از رسیدن به مقاطع حساس تاریخی، روی این مباحث به صورت گسترده کار کرد. همین که جریان های مختلف یادبگیرند با صحبت و گفتگو مشکلات شان را طرح و بحث نمایند، می توان از خیابانی شدن بسیاری از تنش های سیاسی و اجتماعی در خیابان ها کاست و امنیت و آرامش را برای کشور به ارمغان آورد.