وقتی سخن رهبر عزیز انقلاب را در مورد شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی شنیدم به فکر فرو رفتم که چگونه ممکن است کسی شیعه باشد ولی از انگلستان خط بگیرد و یا شیعه باشد ولی در طرح و نقشه انگلیس‌ها بازی کند. در این فکر بودم که خوارج به ذهنم آمد. عده‌ای که مسلمان بودند ولی چه مسلمانی! خوارج کسانی بودند که به قول معروف «از پیامبر هم مسلمان‌تر شدند» و همین باعث شد تا در طرح و نقشه عمروعاص به مقابله با امام‌شان بایستند.

برای آن‌که این ادعا واضح شود مروری می‌کنیم بر شکل گیری این گروه:

 بسیاری از تفاسیر در بیان شأن نزول آیه‌ى پنجاه و هشتم از سوره توبه که مى‌فرماید«وَمِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقَات… .» به داستانی اشاره می‌کنند که عده‌ای ریشه شکل گیری خوارج را آن می‌دانند. اکثر مفسّرین معتقدند که این آیه اشاره به تقسیم غنایم غزوه‌ى حنین دارد.

شرح ماجرا مطابق آنچه در تفاسیر و منابع سیره‌ى نبوى‌صلى الله علیه وآله آمده این‌گونه‌است:

پیامبر پس از پایان غزوه‌ى حُنین به جِعِرّانه آمد، جایى که غنایم جنگى را نیز به آن‌جا آورده بودند. حضرت تقسیم غنایم را آغاز نمودند. افرادى نظیر ابوسفیان بن حرب و پسرانش، صفوان بن امیّه و سُهیل بن عمرو چشم به غنایم دوختند. برخى از آنان از رسول خدا صلى الله علیه وآله تقاضاى مال نمودند. در پاسخ به این درخواست و به اذن خداوند، اموال بسیارى را به عدّه‌ى مذکور و دیگران دادند تا محبّت آنان را جلب نمایند. در این قضیه شخصی به نام ذوالخویصره‌ى تمیمى نزد پیامبر آمد و با بیان بی ادبانه گفت:اى رسول خدا! عدالت پیشه کن!.

و پیامبرخدا صلى الله علیه وآله در جواب فرمودند: واى بر تو! اگر من به عدالت رفتار نکنم پس چه کسى به عدالت رفتار خواهد کرد؟!

آنچه ذکر شد مختصری از ماجراى اعتراض به تقسیم غنایم حنین بود. کم‌تر منبع تاریخى و روایى یافت مى‌شود که از ذکر این ماجرا خالى باشد، بلکه به جرأت مى‌توان گفت تمام منابع متقدم در این بخش از سیره‌ى رسول اکرم‌صلى الله علیه وآله به این قضیّه اشاره کرده‌اند.

نکته مورد توجه آن است که این شخص که در برخی منابع حرقوص بن زهیر نامیده شده است همان شخصی است که در مقابل علی علیه السلام می‌ایستد و رهبری خوارج را در جنگ نهروان به عهده می‌گیرد.

جالب است گروهی که در مقابل ولی و امام خودشان می‌ایستند و ادعایی شبیه به ولی خود دارند ولی با برداشتی غلط و یک سویه.

این آفت در بخش‌های دیگر نیز به گونه‌ای دیگر خود را نشان داده است. به عنوان مثال دو گروه در توصیف و تحلیل شخصیت پیامبر خاتم نیز دچار این اشکال شده اند. دسته اول کسانی بودند که شخصیت ایشان را صرفا رحمت گونه و اهل مسامحه، مذاکره، توافق و… توصیف کردند و دسته دوم کسانی که شخصیت ایشان را شدید ،غیر قابل انعطاف و… تحلیل کردند. هر دو گروه به خطا رفتند چرا که ایشان هر دو این صفات را به بهترین نحو دارا بودند، اما این اوصاف و ویژگی‌ها در جای خود نمایان می‌شد. همان طور که قرآن می‌فرماید:

«اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم» نسبت به مؤمن دارای رأفت اما در مقابل دشمن «اَشِدّاء» بودند. یعنی ایشان و همراهان ایشان در مقابل دشمن مثل خاکریزِ نرم نبودند که دشمن از هرجا خواست بتواند نفوذ کند. و «رُحَمآءُ بَینَهُم»، بین مومنین مهربان و رحیم بودند.

حال اگر این دو جابجا شود و یا در همه مقاطع به یکی از این دو عمل شود، دیگر این اعمال اسلامی نخواهد بود. به نظر می‌رسد شیعه‌ی انگلیسی در حقیقت متوجه این قاعده اساسی اسلام نشده است و به دلیل کج فهمی‌های خود خواسته و یا ناخواسته در زمین و طرح دشمن بازی می‌کند.

منابع:

جامع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق صدقى جمیل عطار، بیروت، دارالفکر، 1415ق

 طبرى، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق گروهى از محقّقین بیروت، مؤسسه اعلمى