تاکید برسینمای اصیل و وطنی با بن مایه های اسلامی و ایرانی نقطه قوت عمار محسوب می شود. سینماگران بسیاری در سالهای پس از انقلاب فعالیت کرده اند. اما به دلیل حضور در فضای محفلی و نشست های شبانه و امثال آن همیشه نگاهی یکسان به مسائل داشته اند.

وقتی به لیست بلند بالای اکران کنندگان فیلم عمار می نگریم از کارگر و کارمند، تا دانشگاهی و طلبه، از راننده قطار مترو تا راننده اتوبوس و روستایی و شهری و عشایر در میانشان دیده می شود.

سونامی  دهه 90 حالا دیگر کفر بی بی سی را هم درآورده اند تا در گزارشی علیه عمار تخریب را آغاز کند. 4000فیلم به جشنواره عمار ارسال شده است و برخی رسانه های داخلی در برابر این جریان سازی باور نکردنی سکوت پیشه کرده اند. حضور بیش از 700 فیلم خارجی در این جشنواره نشان از بین المللی شدن «عمار» در میان سکوت جریان روشنفکری شده است.

بسیاری از فیلمهایی که در اروپا و خود آمریکا سانسور می شوند، خود را به عمار رسانده اند تا دیده شوند. عمار حالا بین المللی شده است و این مسئله موجب حیرت جریان روشنفکری که فیلم های آمریکایی را کپی می کنند، شده است.

متفاوت بودن عمار از جنبه ای دیگر بسیار قابل بحث تر است. مشارکت آحاد ملت ایران در اکران و نمایش و تماشای فیلم های معرفی شده به عمار یک حرکت بی سابقه در حوزه سینماست. در حوزه های دیگر مانند دفاع مقدس و انتخابات و نه دی که عمار از آن نشات گرفته است پیش از این شاهد این مشارکت همگانی و بی سابقه بوده ایم.

سادگی در همه مراحل از تولید تا اکران فیلمهای جشنواره عمار باعث شده است مردم دسترسی بالایی به این مجموعه داشته باشند. اکران های مردمی در روستاها و دورافتاده ترین نقاط کشور ابداعی نو در این بخش به شمار می آید.

از جنبه عدالت توزیعی جشنواره عمار توانسته است درباره همه نقاط کشور بی کم و کیف و درجه بندی شهروند 1 و 2 به آحاد ملت نگاهی یکسان داشته باشد. رشد و توسعه این رویکرد بیشتر پاسخی قاطع به استدلال کسانی است که از کیفیت رای پس از انتخابات سال 88 سخن می گفتند.

واقعیتی به نام «ایران» وجود دارد. واقعیتی که گستره آن فراتر از تهران و دیگر کلانشهرهاست. جامعه ایرانی فیلم ایرانی می خواهد و عمار «مردم» را به «مردم» نشان می دهد. واقعیتی که قطعا نمی تواند در پس نظریات جریان روشنفکری در باره جامعه ایرانی قرار بگیرد. واقعیتی که فراتر از همه تحلیل های موجود همیشه تصمیم می گیرد و اجازه نمی دهد انقلاب را به یغما ببرند.

در کنار همه این ها عمار بدنه جدیدی را به سینما منتقل کرده است. در حال حاضر چند تن از کارگردانانی که در سالهای پیش از عمار جایزه گرفته اند، منتخب و برگزیده جشنواره های بزرگ تر شده اند و در مجامع بین المللی نیز حضور یافته اند.

تاکید برسینمای اصیل و وطنی با بن مایه های اسلامی و ایرانی نقطه قوت عمار محسوب می شود. سینماگران بسیاری در سالهای پس از انقلاب فعالیت کرده اند. اما به دلیل حضور در فضای محفلی و نشست های شبانه و امثال آن همیشه نگاهی یکسان به مسائل داشته اند. در این میان کارگردان جوانی هم که به میان آنها می آمد در فضای خود هضم می کردند و او نیز پس از مدتی شبیه آنها می شد.

تکرار موضوعات خاص، نگاه مشابه به مسائل مختلف، عدم تفکیک بیان مسائل اجتماعی و سیاه نمایی، عدم اشاره به مسئله پیشرفت، نپرداختن به مسئله «عدالت»، استفاده نکردن از نظرات عامه مردم، تزریق نا امیدی به جامعه و دست گذاشتن روی بی اهمیت ترین موضوعات برای مردم موجب شده بود تا سینمای ایرانی آینه تمام نمای جامعه ایرانی نباشد. در سالهای پس از انقلاب جز در موراد خاص سینمای ایران به کپی برابر اصل عناصر و مولفه های نگرش لیبرال تبدیل شده است. نظریه ای که ایرانیان کمتری سبک زندگی خود را بر اساس آن سامان داده بودند و اتفاقا پرداختن و تاکید بر سبک زندگی لیبرال در سینما، متاسفانه در میان بخشی از جامعه اثرات منفی را به دنبال داشته است.

در این میان عمار با رویکردی ابداعی، طرح مسئله و خلاقانه و با افق دیدی در تراز مردم ایران و انقلاب اسلامی نمونه موفقی از یک سینمای ایرانی و اسلامی است که می توان از آن به آینه تمام نمای جامعه ایرانی تعبیر کرد.