اشاره: حجت الاسلام و المسلمین حسن سمیعی از روحانیون ساکن رشت است که سال ها در حوزه های مشهد و قم تحصیل کرده است. ایشان در زمان پیروزی انقلاب از جوانان انقلابی رشت بود که در کنار جوانان دیگر به مبارزات می پرداخت. ایشان در سال های دفاع مقدس از پیشتازان بود و بعد از جنگ در سنگر جنگ نرم و دفاع از دین تلاش می کنند. ایشان هم اکنون امام جماعت مسجد سیدالشهدا (ع) صیقلان رشت است. به مناسبت دهه فجر، بخشهایی از گفتگو با ایشان را که درباره انقلاب اسلامی در گیلان است منتشر می کنیم.

با عرض سلام خدمت شما حاج آقا اساسا ریشه های انقلاب اسلامی در گیلان از کجا و در چه سالی شروع شد؟ و چه جریان ها و افرادی در گیلان مؤثر بودند؟

بسم الله الرحمن الرحیم با عرض تشکر از شما دوستان عزیز و بزرگوار و از زحمات شما که واقعا دارید این کار را در گیلان انجام می دهید و انشاالله که خداوند به حق ابی عبدالله الحسین توفیق شما دوستان را بیشتر بکند انشاالله. در رابطه با موضوع انقلاب درگیلان از قبل از انقلاب ما به مقتضای سن خودمان چیزی که به ما یادمان هست و درمسیر بودیم و افراد را برخورد داشتیم عده ای بودند که در نقش تداوم راه امام (ره) و حرکت انقلاب در استان خیلی زحمت کشیدند . یکی از آنها مرحوم آقای احسان بخش بود که بعد از انقلاب به عنوان نماینده امام در استان معرفی شدند. یکی از آنها مرحوم آیت الله دکتر ضیایی بودند که در استان زحمات بسیار زیادی را جهت جذب نسل جوان به انقلاب و به اسلام و به گرایشات معنوی و دینی داشتند. یکی از آنها همین آیت الله قربانی که الان امام جمعه و نماینده مقام معظم رهبری در استان هستند ایشان در همین لاهیجان من یادم است از قبل از انقلاب که ما مکلا بودیم، دانش آموز بودیم می رفتیم بحث های خوبی داشتند و در رابطه با مسائل انقلاب و گرایشات به افکار امام مطالبی مطرح می شد. انقلاب گیلان تقریبا از ماه مبارک رمضان سال 57 بود که شروع شد و در رشت مرحوم آقای احسانبخش در همین مسجد سوخته تکیه بحث های بر علیه رژیم و نظام پهلوی و دیکتاتوری و بحثی رو داشتند تحت عنوان جامعه باز و جامعه بسته از دیدگاه جامعه شناسان که من خوب یادمه بحث خیلی خوبی هم بود که ویژگی های جامعه بسته چیه؟ بعد تطبیق می دادند با رژیم شاه که واقعا اون ساواک و اون شکنجه ها و این خفقانی که هست و این روحیه دیکتاتوری که هست این یکی از نشانه های بارز جامعه بسته است که از همان جا جوان ها رفته بودند توی خیابان ها و مرگ بر شاه و عرضم به حضور شما در گیری های خیابانی و دیگه تقدیم شهدایی در راه انقلاب و امام.

از کی اسم امام به گوش شما خورد و با امام آشنا شدید؟

سال شاید 52 بود . 52 بود بله . یه آقا سید روح اللهی بود که نهضتی کرد و انقلابی کرد و اصلا این برنامه ها نبود . خفقان محض بود . کسی مگه جرئت داشت اسم امام رو ببره ؟ نام امام رو ببره ؟ عکس امام رو داشته باشه؟

اعلامیه های امام چه جوری به دست شما می رسید؟

 وقتی دیگه نهضت در گیلان شروع شد بعضی از جوان ها بودند که می رفتند قم بسته بسته- البته با جانشان بازی می کردند کار ساده ای نبود خیلی ها کتک خوردند، خیلی ها ضرب و شتم شدند – اطلاعیه امام رو می آوردند و توی شهر رشت و توی استان پخش می کردند که الان بعضی هاشون شهید شدند و بعضی از اون بچه ها الان هم هستند.

ساواک حاج آقا چه برخوردی با مبارزین داشت ؟

ساواک که اصلاً نفس انقلابیون رو می‌خواست قطع بکند و قبل از انقلاب که اصلاً کسی جرأت نفس کشیدن نداشت.

 رئیس ساواک رشت کی بودش؟

رئیس ساواک رشت اون زمان فردی بود اهل رودبار بود به نام تیمسار موحّدی. خیلی هم آدم، آدم بسیار قسی‌ای بود، تیمسار موحدی، اهل این سمت رودبار اینها بود. این قسمت. ولی کلاً خیلی سفّاک بودند، خیلی. فلذا در گیلان ما دستگیری به اون صورت نداشتیم. فقط یه کم.

 دستگیری، یعنی ساواک دستگیر بکنه؟

بله، قبل از انقلاب‌ها، قبل از شروع راهپیمایی‌ها و این ها به اون صورت ما نداشتیم.

 ساواک رشت از ساواک های بسیار قوی کشور بود؟

بله.

مردم بعد از انقلاب  در گیلان چه برخوردی با ساواک کردند؟

حالا بعد با پیروزی انقلاب توی گیلان تحوّلی رخ داد دیگه، یعنی مردم دیگر فکر کردند که دیگه باید اون نیروهای ساواک و ادارات رو این ها همه رو بذارن کنار، خودشون کار رو به دست بگیرند. به جاهای مختلف حمله کردند. حالا یورش، حمله، هر عنوانی که بخواهیم براش بذاریم.

پس از پیروزی انقلاب با چه گروه هایی درگیر بودید؟

  بعد از پیروزی من یادم هست دوستانی که هم سن و سال ما هستند یادشان هست جلوی همین شهرداری رشت پرده های بزرگ داس و چکش زده بودند که بعضی ها می آمدند می گفتند اینجا لنین گراده یا رشت؟ خیلی تبلیغات چپی ها و مارکسیست ها اینجا خیلی زیاد بود. من یادمه با اینها ما بحث داشتیم توی دانشگاه و تو مدارس و تو خیابان ها بحث های فراوانی ما با این ها داشتیم و بنده حقیرهم خیلی سعی می کردم که آثار مارکسیست ها را خوب بخونم و وقت زیادی هم گذاشتم . احساس می کردم فعلا رسالت و وظیفه اینه . و ما اگر می خواهیم در مقابل مارکسیست بایستیم اول باید مارکسیست را بشناسیم . مثلا ماتریالیست تاریخی چیه ؟ ماتریالیست دیالکتیک چیه؟ ما اگر این ها را نشناسیم نمی تونیم اذهان جوانان مان را روشن بکنیم فلذا خیلی وقت خودم را گذاشتم جزواتش را هم دارم . درباره آثار خود مارکسیست ها . یعنی شب ها می شد تا ساعت دو ، دو و نیم نیمه شب می نشستیم آثار این ها را می خواندیم و جزوه برداری می کردیم. تو بحث اون قدر حدیث و آیه و روایت استفاده نمی کردم اون زمان من یادمه اونقدر اشاره می کردیم که آقا مثلا اینگلس توی آنتی تورین چی می گه؟ آقا مارکس چی می گه ؟ آقا اینگلس چی می گه؟ لنین چی می گه؟ آقا ژرژ تولیستر  چی میگه ؟ همه استناد به کتاب های خودشون بر علیه خودشون . توی بعضی بحث ها به ما می گفتند آقا شما مرام و عقیده شما چی هست ؟ شما توده ای هستین؟ چریک فدایی اکثریتی ؟ اقلیتی؟ حزب طوفانی انور خوجه ؟ آلمانی؟ کدوم گروه هستی آقا؟ شما اول موضع خودت رو مشخص بکن . شما با اتحاد جماهیر شوروی می گی سوسیال امپریالیزم . سوسیالیزم به امپریالیزم ارتباطی نداره . شما کدوم طرفی هستی؟ اصلا چی می گی؟ بعد از مدتی بحث و اینور و اونور من یادمه دست می کردم تو جیبم ، اون زمان مکلّا بودم ، مهر تسبیحم رو که در می آوردم می گفتم: آقا نه حزب طوفانی هستیم ، نه توده ای هستیم، نه اکثریتیم ، نه اقلیتیم، نه پیکاری هستیم .

 می گفتن: إ شما حزب اللهی هستی؟ مسلمان هستی؟ می گفتم بله . یعنی هیچ بحث اصلا درباره آیه وحدیث و این ها. فقط از کتاب های خودشون بین خودشون اختلاف دارند ، بعد کتاب ها را هم همیشه با خودم داشتم. این ها می گفتند نه هرگز اینگلس این حرف را نزده . کتاب را در می آوردم ، می گفتند این کتاب چیه ؟ می گفتم آقا این کتاب چیه ؟ مال کیه ؟ می گفت : مال انگلس . باز می کردم می گفتم : بخون . اونم به سرانشون . می خوند ، حالا چقدر جمعیت وایستاده مثلا دو هزار نفر جمعیت وایستاده بودند آقایون پشت بلند گو بخون . می خوند گفتم آقا ما چی گفتیم ؟ معذرت می خوام مگه ما گفتیم بز دنبه داره مگه؟ ما همین حرف رو زدیم دیگه . منتها شما الان از روش خوندی ما از حفظ گفتیم . فلذا خیلی روی اذهان نسل جوان ما خیلی کار کردند خیلی . روحیه الحادی گری، روحیه ماتریالیستی شدیدا در این استان کار شد.

فضای فرهنگی حکومتی چطور بود؟ مثلا همین مارکسیست رو رژیم منحوس شاه اجازه تبلیغش رو می داد ، یا این که فضا رو باز گذاشته بود که بیان و تبلیغ کنند ؟

ببینید رژیم شاه حساب اون قسم حضرت عباس و دم خروس بود ، از یک طرف می گفت : من ضد مارکسیسم هستم ، ولی از یک طرف توی زندان ها – که از این واضح تر دیگه ما چیزی نداریم- توی زندان ها که دیگه اونجا محصورند که دیگه هیچ ، تو زندان ها کتاب های مارکسیستی پخش می شد. افرادی مثل آیت الله مطهری مثل مرحوم آقای فاکر با مارکسیست ها بحث می کردند.کتاب های آقای مطهری رو پاره می کردند، توی سطل زباله می انداختند و کتاب های مارکسیستی و افکار مارکسیستی  رو توی زندان ترویج می دادند . این چطور می شه که اون رژیم ضد مارکسیسم بود اما در زندان های خودش علنا تبلیغ مارکسیسم بود . این جریان منافقین در اصل- سازمان مجاهدین خلق- این ها که از قبل از انقلاب منافقین خلق که نبودندکه . این ها یک گروه به قول خودشون گروه پیشتاز اسلامی و گروهی که ما نبرد مسلحانه بر علیه رژیم شاه داریم ، ضد امریالیزمیم  ، ما باید  بساط حکومت رو جمع بکنیم ، این ها اینطور بودند . ولی در همونجا نکات التقاطی و مسائل التقاطی اون ها رو – که التقاطی از اسلام و مارکسیسم بود – بزرگان ما توی زندان با این ها بحث می کردند که آقا این چه برداشتیه شما از اسلام دارید؟ آقا اینکه بحث مارکسیسمه ، شما چطور این رو به عنوان اسلام مطرح می کنید؟

حاج آقا همین گروههای که بودند از مارکسیست ها و مجاهدین و …. یک ریشه واحدی  تو گیلان داشتند یا هر کدوم پایگاه جداگانه داشتند؟

ظاهرشان جدا از هم بودند در اوائل انقلاب و قبل از انقلاب ولی بعد از مدتی که ماهیت خودشان را نشان دادند معلوم شد که هر دو یکی اند و به قول آقای مطهری (ره) می فرمود : امپریالیزم و سوسیالیزم به مانند دو لبه یک قیچی می مانند که به ظاهر خلاف هم حرکت می کنند ولی در باطن امر یک چیز را می خواهند قطع کنند و آن هم اسلام است . واقعیت هم همین است . یعنی چریکهای فدایی خلق ، اقلیت ، اکثریت ، پیکاری ها ، توده ای ها، حزب طوفان ، انواع گرایشات مارکسیستی که در این کشور وجود داشت که زیاد هم بودند ، منتها بعضی هاشون تندرو بودند و بعضی هاشون کند رو، بعضی ها خیلی افراطی بودند مثل پیکار ، خیلی افراطی بودند ، کومله ، دموکرات ، نمی دونم این هایی که در کردستان اون فاجعه را ایجاد کرده بودند با منافقین ، در اصل هدف اون ها یک چیز بود و اون هم قطع اصل نظام ولایی و اسلام ناب بود فلذا اومدند ماهیت خودشون رو نشون دادند. مخصوصا منافقین که خیلی شعار ضد امپریالیزم ، ضد امپریالیزم می داد. همین مسعود رجوی لعنت الله علیه همین ورزشگاه رشت اومده بود سخنرانی می کرد : ای میرزا کوچیک جانا  تی جانا قربانا  همین جور دکان بازاری که باز کرده بود من یادمه ، بعضی از این دخترا و پسرا جیغ ، سوت ، دست ، فلان . ما ضد امپریالیزمیم ،ما فلان می کنیم . نشان دادند واقعا . خداوند چهره کریه این ها رو ، چهره نفاق اینها رو برملا کرد واقعا . که آقا این ها نه تنها ضد امپریالیزم نبودند بلکه این ها مهره های امپریالیزم بودند . چه در زمان شاه منتها در زمان شاه مکتوم و مخفی ، در زمان بعد از انقلاب، انقلاب دیگه اون موج عزیمش چهره این ها رو دیگه از هم پاشوند و این ها : با این نمی تونیم بسازیم . امام کسی نیست که ما باهاش بتونیم ذره ای راه بیایم. هر مکری ما می زنیم ، هر حیله ای ما می زنیم ، هر شیطنتی ما می کنیم این مرد همه دست ما رو خونده ،نمی گذاره ما اصلا یک تکانی بخوریم . فلذا اومدند اون چیزی که در باطن داشتند باطن خودشون رو بروز کردند که شدند این چیزی که الان در جهان مطرح هستند . که الان مردم عراق هم می گویند این ها مزدورهای صدام بودند . چند روز پیش در عراق راهپیمایی بود و مردم رفته بودند کنار اون پادگان اشرف که این منافقین رو اخراج بکنین ، این ها بچه های ما را همین ها می کشتند ، این ها مزدورها و حقوق بگیر صدام بودند که بعضی مواقع هم تلویزیون هم نشون میده که خود رجوی ملعون داره با صدام دست می ده و این فیلمی بوده که از ماهواره گرفته بودند ، پول هایی که داره بین این ها رد و بدل میشه و این ها واقعیت امر همینه  ماهیت خودشان را نشان دادند و خاصیت انقلاب همین بود . انقلاب مثل اون دریا می مونه ، من همیشه همه جا همین رو می گم ، انقلاب ما مثل اون دریا می مونه – دریای پاک – هم مطهَر ، هم مطهِر ، که لاشه رو روی خودش نگه نمی داره ، جسد رو لاشه رو مردار رو می زنه میندازه کنار ساحل ، امواجش . فلذا اونهایی که اخلاص نداشتند ، اون هایی که تو وجودشون شیشه خورده بوده و اهل دورویی و نفاق و مقام طلبی و دنیا پرستی بودند از اول انقلاب ، چه بعضی ها در مقام مرجعیت ، چه بعضی ها درمقام روشنفکر ها و روشنفکر نماها ، چه بعضی ها به عنوان انقلابی و انقلابی نماها ، تا به امروز پته ی اینها رو و مردار و جنازه ی این ها رو زده انداخته رو ساحل . این یه واقعیتیه واقعا . همین جریان پارسال را ما نگاه می کنیم واقعا اینها مرداری بودند که طوفان انقلاب ، این اقیانوس انقلاب واقعا اینها رو در خودش نگه نداشت . بالاخره این ها رو زد آورد آورد آورد انداخت کنار ساحل گفت : برید بیرون جای شما اینجا نیست . شما که دلتون با اسلام نیست به ظاهر به زبان می گید اسلام ولی قلبتون جاهای دیگه هستش شما جاتون داخل این محیط و این فضا نیست . فلذا هر کی هر کسی باشه ، چه در لباس مقدس روحانیت باشه چه در لباس های دیگه بخواد باشه ، با این نظام ، با این انقلاب که پایه و اساسش واقعا روی اسلام و ستون هایش روی خون بهترین بندگان خدا که شهدای ما هستند گذاشته شده خداوند بالاخره این ها رو بی جواب نمی ذاره ( ان الله یدافع عن الذین آمنوا) خدا بهترین مدافع خون شهدا هستش . بهترین مدافع امام و فکر امام و راه امام هستش . درسته جسم فیزیکی و دنیایی امام در بین ما نیست اما روح امام رو خدا جاوید کرد ، فکر امام جاویده . هنوز هم تو جهان دوستی می گفت : آقا شاید کشور هایی هستند اصلا شاید نام ایران به گوششون نخورده ولی می خوای معرفی کنی می گه : آیت الله خمینی ؟ آها . یعنی نام امام رو خدا برد . نام امام رو خداوند برد به همه عالم . حتی اونهایی که به لحاظ جغرافیایی کشوری به نام ایران رو نمی شناسند نام مبارک امام رو می دونند : آها آها این مرد بزرگی بود . این کار کی بوده ، تبلیغات ما بوده ؟ ما که تو کشور خودمون کلی ضعف تبلیغات داریم کی برده تا اون اقصا نقاط ؟ به جز خدا کس دیگه ای نیست . به جز لطف امام زمان چیز دیگه ای نبود . فلذا واقعیت امر همینه تا الان هم رمز بقای این انقلاب و این نظام با این همه دشمنهایی که داشته چیزی به جز الطاف خداوند تبارک و تعالی و عنایات امام زمان علیه الصلاه و السلام نیست . همینه که امام فرمود : حفظ این نظام از اوجب واجبات هستش ، اگر این انقلاب از بین بره دیگه نمازی نیست ، روزه ای نیست ، احکامی ، فروعی نیست ، اصولی نیست . چرا؟‌این مبالغه نیست که امام فرمود . مگر در همین اتحاد جماهیر شوروی نکردند مگه ؟‌تمام مساجد شد کاواره ، شد مشروب فروشی . همه رو جمع کردند. در ایران که واقعا سیلی واقعی خوردند 32 سال همه منافع اینها از بین رفت . آبروی اینها در جهان رفت . یک کشور کوچکی مثل لبنان یک ابر قدرتی مثل اسرائیل رو به خاک مذلت نشوند . همه اینها به خاطر چی بود ؟ آبروی آمریکا در سراسر جهان حتی در کشورهای آمریکای لاتین رفت . آقا کسی جرات نداشت پرچم آمریکا رو نگاه بکنه الان همه جا پرچم آمریکا رو می زارن زیر پاش ، لگد می زنند ، آتیش می زنند . این ها چی بوده این ها ؟‌این ها رو ما نگاه می کنیم این ها همه از ثمرات این انقلاب بوده . این ها همه از شعاع پرفروغ این انقلاب و این نظام بوده و اخلاص اون شهدا و اخلاص امام بود که خدای تبارک و تعالی نشون داد که ( الاسلام یعلو و لا یعلی علیه ) امام می خواست همین رو بفهمه . ما قبل از انقلاب – این نکته خیلی مهمه ـ همه میگفتند : اسلام مال 14 قرن پیشه ( حرف امروز نیست که بعضی از محافل دانشگاهی می گن ، این از همون زمان بود ) آقا اسلام مال 14 قرن پیشه . اسلام قدرت جوابگویی مشکلات و معضلات عصر حاضر رو نداره ، الان عصر پیشرفت تکنولوژی و اتم و نمی دونم هیدروژن و اینها . اسلام چی رو می تونه جواب بده آقا ؟ نماز بخون ، روزه بگیر ، حج برو ، جهاد ، این چه ربط داره به ؟ امام اومد چهره اصیل اسلام رو ، چهره واقعی و نورانی اسلام رو نشون داد ، بابا همه چیز در فروع نیست ، شما فقط اختصاص به نماز و احکام حیض و نفاس و این ها نکنید اسلام این ابعاد رو هم داره ، اومد این ها رو روشن کرد . اسلام اقتصاد داره ، آقا اسلام سیاست داره ، اِ  اسلام سیاست هم داره؟ بله روح سیاست در اسلام هستش . اصلا اسلام منهای سیاست یعنی اسلام منهای اسلام . اسلام نیست اصلا . سیاست به اصلا به معنای چیه ؟ بهترین تعریفی که برای واژه سیاست کردند من خودم دیدم و واقعا به من خیلی چسبید : علم مردم داری . خیلی تعابیر زیادی هست از ولی یه چیزی که جامع تر از همه بود برای خودم این بود : علم مردم داری . چه کسانی بهتر از انبیای الهی می تونستند مردم رو نگه دارند ؟ آیا انبیا سیاست مدار نبودند ؟‌مردم دار نبودند ؟‌با یه فرق با سیاست مداران مکار و مزور دنیا ، فرقشون در این بود که اینها سیاستشون سیاست الهی بود ، سیاست صادقانه بود ،‌اونها سیاستشون سیاست مکارانه و فریب کارانه و شیطانی بود ولی هر دو سیاست داشتند . ولی این با اون خیلی فرق می کنه . امام اومد چهره سیاسی رو نشون داد . یه روحانی اگر لباس خودش رو در می آورد ـ میرزا چرا اینقدر محکوم میشه ؟‌میگه اگه آخوند بود چرا عمامه نمی ذاشت ؟‌چرا فلان می کرد ؟ همین چیزهایی که الان دارند میگن . – میرزا دید الان وقت جنگه ،‌وقت جهاده ،‌این لباس رو در آورد لباس جندی پوشید . وقتی که مقام معظم رهبری رفته بود برای جبهه ها نشون می داد تلویزیون کلاه نظامی گذاشته بود ، لباس نظامی پوشیده بود ، خیلی می گفتند : این چیه آقا آبروی روحانیت رو داره می بره ،‌آخه لطمه خورده به مقام و ساحت مقدس روحانیت ،‌آقا لباس ؟ امام فرمود افتخار می کنیم که آقای خامنه ای با لباس جندی در جبهه و جنگ حضور داره . بینش چقدر فرق میکنه ‌؟‌تحجر فکری و تحول فکری . این بینش چقدر عمیقه . یکی اینقدر زیبا می بینه یکی اینقدر کوته فکرانه می بینه میگه آقا آبروی روحانیت رفت . چرا آقا رفته اونجا کلاه گذاشته ؟‌چرا آقا رفته اونجا نمی دونم لباس نظامی پوشیده ؟ امام می گفت : ما افتخار می کنیم که روحانیت ما میره در جبهه ها لباس جندی می پوشه . اینها چهره های اسلام بود که امام اومد روشن کرد . بحث اسلام ناب و اسلام آمریکایی واقعا یک شاهکار امام بود ، شاهکار امام بود که آقا مثلا شما عربستان ادعا می کنه ما اسلام داریم ، اردن مصر ، کشور های دیگه ، آقا معاویه می گفت: ما اسلام . آقا اسلام اموی و اسلام علوی یه فرقهایی با هم دیگه ؟ امام اومد این فرقها رو مشخص کرد .

 می خوایم بدونیم گروه هایی که شما می فرمایید فعال بودند ، آیا قبل از این تاریخ در گیلان  فعال بودند یا نه ؟

فعالیتشان تو گیلان به اون صورت آشکار نبود الا مارکسیست ها .

توده ای ها یعنی ؟

توده ایها خیلی در گیلان مخصوصا میگم اصلا انقلاب که پیروز شد تو راهپیمایی – نکته خوبیه – تو راهپیمایی که ما داشتیم راهپیمایی می کردیم – چون که من تو تمام راهپیمایی ها بودم اگر هم رشت نبودم تهران بودم یا قم بودم دارم میگم و خدای بزرگ هم گواه و شاهد هستش ، چونکه از باب تاریخه من دارم عرض می کنم و الا من هرگز این ها رو نمی گم –  توی راهپیمایی قاری راهپیمایی ها بنده بودم . اون آیات جهاد را می خوندم . آقای ضرابی، حاج آقای ضرابی ، حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر ضرابی ایشون ترجمه می کرد ، صدای خیلی قشنگی داشت ، با اون بیان و صدای خودش آیات جهاد ، آیات شهادت و آیات ترغیب و تشویق به روحیه حماسی رو ما می خوندیم ایشون هم ترجمه می کرد بعد راه می افتادیم . آقای مرحوم احسان بخش سخنرانی می کرد بعد راهپیمایی شروع می شد . ما تو راهپیمایی هم 2 صف بودیم ، یک صف عقب سر چریکهای فدایی خلق بود ، کمونیست ها و فلان ، که ما با اون ها درگیر بودیم ،‌داس و چکش. می گفتیم آقا این ها رو بزارید کنار حرکت ، حرکت حرکت اسلامیه ، شما با داس و چکش و فلان نزارید یه آتویی دست رژیم شاه بیاد که بگه آقا حرکت این ها حرکت مارکسیست های اسلامیه . چند بار درگیری پیش اومد ، بزن بزن و این ها پیش اومد بالاخره ما این مشکلات رو داشتیم یعنی تا این اندازه. گمان نکنم توی کشور به این صورت آشکارا و بی پروا این ها می اومدند ولی توی رشت من یادمه – من یادمه یعنی نقل قول نمی کنم خودم دیدم ، خودم درگیر شدم – که علنا می آمدند با داس و چکش : ما چریک های فدایی ما هم ضد شاهیم ما هم ضد رژیمیم ، ولی ما : این حرکت ، حرکت اسلامیه ، این مردم امت اسلامی هستند ،‌این ها توده ای نیستند ،‌ شما بگید توده مردم نه، این ها امت اسلامی هستند ، این ها دنبال امام هستند ، هر امتی امامی داره ،‌امام این امت نام امام رضوان الله تعالی علیه . گفتیم اینه . شما اگر می خواید بیاید زیر چتر ،‌بیاید زیر چتر امام . اونی که امروز پرچم جهاد رو به دست گرفته کاری رو که توده ای ها که از سنخ شما هستند در زمان نهضت نفت کردند ،‌در زمان میرزا کردند شما امروز نمی گذاریم که انجام بدید . خیلی هم درگیری با این ها داشتیم ، خیلی درگیر بودیم . ولی اینجا خیلی بروز داشت .

 ریشه حرکت توده ای ها که خط کشوری هم می دادند به ظاهر در گیلان بود و در همین انزلی بود .

بله. خود آقا هم به این نکته اشاره دارند که فرمودند : که اون هسته اولیه مارکسیسم توی گیلان شکل گرفت و با توجه به این که گیلانی ها دین خودشان را حفظ کردند. یه زنی بود غساله – شاید اصلا این گفته نشده – این زن غساله توی انزلی بود ،‌مرده ها رو (زنها ) رو غسل می داد ، یکی از ارکان مهم و بزرگ حزب توده و جاسوس مستقیم اتحاد جماهیر شوروی در ایران بود که خبرها رو سرویس می دهند و از اینجا بگیر ، از اونجا بگیر . بعد از انقلاب طیفش لو رفت . به عنوان غساله . تا این اندازه این ها نفوذ داشتند ،‌زن ها رو غسل می داد ولی از ارکان حزب توده بود.

خاطره ای هم از دوران ستم شاهی دارید؟

من یادمه قبل از انقلاب خاطراتی که یادم هست من تو همین هنرستان صنعتی رشت درس می خوندم، شهید چمران استخر . اونجا ما اون زمان معروف بودیم به آخوند هنرستان. فناتیک می گفتن. نمی دونم امُّل می گفتن . هیچ وقت من صورتم رو تیغ نمی زدم . از زمانی که به سن بلوغ رسیده بودم . فلذا همین محاسنی که ما داشتیم به خاطر محاسن ما رو کلی استهزاء و سخریه قرار می دادند . من دیپلم خودم رو که گرفتم (اینو تو بعضی جاها توی سخنرانی هام گفتم) دیپلمم رو که گرفتم (رئیس هنرستان اون زمان یکی از سران ساواک بود ، که بعد از انقلاب هم فرار زد) ما رفتیم عکس آوردیم دادیم به رئیس هنرستان عمدا به من گفت: تو بیا . می خواست به من تذکر بده . عکس من با محاسن بود وقتی دادم به دستش اینور میز نشسته بود من اونور ایستاده بودم عکس رو نگاه کرد پرت کرد برای من اون طرف . گفت : برو عکس خوب بگیر بیار . هیچی ، من رفتم و متوجه شدم مرادش چیه ؟ رفتم صورتم رو با ماشین 7یا 8 اینها زدم . محاسنم رو کم کردم ولی سبیل خودم رو نزدم و محاسن خودم رو با ماشین 8 زدم و کم کردم . عکس گرفتم آوردم . آوردم دادم به ایشون گفتم : آقا این عکس رو الحاق بکن ارسال بکن توی مدرک دیپلم ما . بازم ورداشت عکس رو پرت کرد گفت : این آخوند بازی ها رو بزار کنار برو یه عکس خوب بگیر . گفتم : آقای مهندس (بینش بود اسمش) آقای مهندس بینش اگر مراد شما اینه که من برم صورتم رو تیغ بزنم عکس بگیرم بیارم به شما بدم شما تو دیپلم ما ارسال بکنی اون دیپلم ، اون برگه رو بده به من همین جا پاره کنم بندازم پایین . گفت : این کله ی تو رو ما باید چجوری درست بکنیم ؟ گفتم : همینه ، اگه می خواید همین رو من میدم . حالا همون مدرک و همون عکس رو دیپلم اون زمان ما سال 56 الصاق شده . یعنی یک محاسن گذاشتن یه جوان یه محاسن اگر می گذاشت، اونم محاسن رو نه برای مد ونمی دونم برای تیپ و این ها ، برای اعتقاد خودش می گذاشت ، شدیدا مورد انتقاد بود ، شدیدا مورد خطاب منفی قرار می گرفت و تا جایی که مثلا انواع و اقسام حرفها و این چیزها و می شنید . ولی الحمدلله والمنه الان ما می بینیم همه انتقادها میشه همه حرف ها زده میشه همه نکات منفی گفته میشه ولی خداییش به برکت خون شهدا و امام رضوان الله تعالی علیه هیچ چیز این نظام با اون نظام قابل مقایسه نیست . ما نمی گیم این نظام مدینه فاضله است ، این رو بنده نمی گم همچنان که امام رحمه الله علیه می فرمود : حکومت اسلامی با جمهوری اسلامی خیلی فرق داره . هنوز قوانین قرآن و اسلام علوی در جامعه حاکم نیست . ولی این جمهوری که منتسب به اسلام و نام مبارک اسلام هستش خیلی اسباب آزادی و اسباب رشد و فلاح و رستگاری برای جامعه ما ایجاد کرد . یه ایران قبل از انقلاب رو با ایران بعد از انقلاب مقایسه کنید . قبل از انقلاب چی بود و بعد از انقلاب چی شد . قبل از انقلاب شما یه رساله امام رو من یادمه – خدا رحمت کنه والده ما رو – یکی از اقوام اومدن خونه ما کتابخونه منو داشتن نگاه می کردن گفتن : اِه رساله مرحوم امام اونجا هستش ، این اینجا چیکار می کنه ؟ گفت : این چیه مگه ؟ -والده ما سوادی نداشت – گفت این رو اگر بگیرند پسرت اعدامه . ببینید این نکات خیلی مهمه . اینو اگر بگیرند پسرت رو اعدام می کنن . مادرم خدا رحمتش کنه ورداشت اینو آورد توی حیاط خونه ما توی باغچه حیاط خونه ما دفن کرد . بعد از انقلاب به من گفت ، گفتم حاج خانم این کتاب ؟ گفت من نمی دانم . بعد از انقلاب به من گفت پسر جان مرا ببخش . گفتم برای چی ؟ گفت : من اون کتاب رو (مال آقا ، خیلی هم فدایی آقا بود) من اون کتاب رو آوردم اینجا دفن کردم . اینجور بود ، یه کتاب ، یه نهج البلاغه داشتنش جرم بود ، نهج البلاغه . یعنی یک چنین نظامی بود و به برکت امام و شهدا ما از یک چنین جوی ، که یک جو ضد دین . اصلا خود رضا خان – می گه الولد سرِّ ابیه دیگه – محمدرضا پسر همون رضا خان بود دیگه ، اون وقتی می ره ترکیه اتا تورک ملعون رو میبینه برمی گرده میاد آقا خیلی ایران عقب افتاده است  چیکار بکنیم ؟ آقا چیزهایی هست ، تحولاتی هست که ما باید در ایران انجام بدیم . یکی از اون تحولات ضد قرآنی و ضد دینی و ضد فرهنگ ایرانی همین مسئله کشف حجاب رو اومد به راحتی مطرح کرد و اون همه در مقابل علما و در مقابل بزرگان ایستاد و اون کار را انجام داد فلذا این ها همه از برکات این انقلاب و امام و شهدا هستش . انشاءالله بتونیم پیرو خوبی برای امام و شهدا باشیم و همیشه  در خط مقام ولایت حرکت کنیم.

منبع: رنگ ایمان