یک روز باید همه خاندان را برداری و رهسپار دشت بلا شوی و از هیچ چیز نهراسی حتی اگر عده­ای اندک باشی در برابر هزاران وهمین حرکت، مبنایی می شود برای عالمان در همه دوران .

یک روز دیگر بایدعلیه قرارداد ننگین دارسی فتوا دهی و قیام تنباکو به راه اندازی و از هارت و پورت حاکم زمانه ات نترسی.

روزی دیگر باید بر مشروطه انگلیسی ساز قیام کنی و سرت را بر دار ببینی و جماعتی را کف زنان در پای دار.

یک روز باید علیه کاپیتولاسیون آمریکایی فریاد بکشی و دیارت را به زور سرنیزه ترک کنی و در غربت سکنی گزینی.

روز دیگر علیه شاه قیام کنی و با افتخار به میهنت بازگردی وتوی دهان دولت و دولتمردان فاسد بزنی و حکومت تشکیل دهی.

زمانی باید بی پروا و بی توجه به مصلحت اندیشی های مغرضانه از دیوار لانه جاسوسی بالا بروی و شیطان را در خانه خودش تحقیر کنی و سرت را بالا بگیری و به اینکارت افتخارکنی.

یک روز باید جانت را به کف دست بگذاری و به جنگی تحمیلی بروی که همه دنیا در آنسوی خاکریز با تو می جنگند، یا جان دهی یا جان پلید دشمن بستانی .

دوره ای باید بر سفرای اروپایی که به دنبال فشار و تحریم تو هستند، نهیب بزنی و همه را از میهنت اخراج کنی تا اقتدارت را شاهد باشند و پس از مدتی با گردن های افتاده و بینی های آویزان به معذرت خواهی بازگردند.

یک روز باید در میان بحران ساختگی در دانشگاه در برابر فتنه بایستی و بر غبار اطراف غلبه کنی.

روزی هم باید8 ماه درکارزاری مقدس، با اصحاب فتنه دست و پنجه نرم کنی و فریادهای ناکثین و مارقین را به هیچ انگاری.

اینها همه ادامه عاشورا هستند و همه شان کربلایی تازه و مکرر. وجه مشترک همه این صحنه ها آن است که در آن سوی، استکبار با تو می جنگد که یا به راحتی قابل شناسایی نیست و باید قدرت تشخیص داشته باشی و بشناسیش، یا دشمنی اش واضح است و نباید از مرگ بهراسی مگر سید شهیدان اهل قلم نفرمود که همه را به بلای کربلا می آزمایند؟

هیأت ها در زمانه ما اگر در مسیر دشمن شناسی و مبارزه واقعی با استکبار نباشند و مداح و سخنران و سینه زن، هدف قیام اربابشان را ندانند و دشمن از برپایی هیأتشان در هراس نباشد به گونه های دیگری تقسیم بندی می شوند؛ یا سر در لاک خویش دارند و فقط آرام و بی سرو صدا بر کشته دشت کربلا می گریند و اجر عزاداری می طلبند.

یا مهم ترین وظیفه هیأتشان را لعن و نفرین می دانند و به خیال خودشان هر چه لعن ها از انتهای حلقوم برآید آسیب و لطمه ای که به دشمن می خورد، فزون تر وجدی تر خواهد بود

یا به جای لطمه به دشمن، به خود لطمه می زنند و قفل جهالت را بر گردنشان محکم تر میکنند و تیغ برهنه را بر خود فرود می آورند.

یا در قید میکروفن و باند و بلند گو و طبل و سنج و درازای صف سینه زنان و تعداد بیشتر جامه دران و قیمه چرب تر انتهای مراسم هستند.

یا در مجلسی مختلط بر صندلی جلوس می کنند و گریه بر حسین(ع) را دون شأن خود میدانند وقیام حسینی را به تحلیل می نشینند تا نقاط قوت و ضعفش را استخراج کنند و احیاناً اشتباهات این حرکت را هم مکشوف نمایند.

یا از فرصت عزاداری ابا عبدالله(ع) پوششی برای فتنه سازی های  تازه طراحی می کنند و از فلسفه قیام امام حسین(ع) به این نتیجه می رسند که باید حکومت اسلامی را ساقط کنند و مقدماتش را همان جا فراهم می آورند. یا …. و مگر این هیأت ها چه ضرری برای استکبار دارند که آنها حتی حاضرند هزینه کامل برپایی هر روزه این هیأت ها را از جیب مبارکشان بپردازند و اتفاقا به برپایی چنین جلساتی مباهات و افتخار هم می کنند و راه اندازان این جلسات را تشویق و ترغیب .

در حکایت است که روزی مستشار انگلیسی تازه وارد به ایران، صدایی شنید، بانگرانی به همراه ایرانی اش گفت: صدای چیست؟ پاسخ شنید: صدای اذان. پرسید: برای منافع انگلستان ضرری ندارد؟ پاسخ منفی شنید گفت: پس بگذار آن قدر اذان بگوید تا نفسش بالا نیاید.

منبع: نشریه حلقه وصل