دفتر باورهای دینی  :: سیده ربابه ضیاء تبار* ::

– آسیب شناسی خانواده در غرب

در غرب تمام شئون خانواده دچار آسیب جدی گردید. که حتی مفهوم خانواده عوض شده به گونه ایی که امروزه شمار زیادی از جوانان در چارچوب خانواده های همجنس ، تک سرپرست ،بدون ازدواج و تک عضو (تک والدی) به سر می برند[۱].

نگاه فرهنگ غرب به خانواده به گونه ای است که ارزش خانواده را گاه تا سرحد یک هم سفرگی ساده تنزلمی دهد.چون فردگرایی و لیبرالیسم ارزش های پذیرفته شده در جهان غربند[۲]. غرب با شعار تشابه حقوقی زن و مرد برای زنان ارمغانی داشته است . مهریه و نفقه را توهین به شخصیت زن به حساب می آورد ، زن برای تأمین مالی و برای بدست آوردن شخصیت اجتماعی به بازارهای کار هجوم آوردند و غذاهای آماده خلأ حضور آنان در منزل پر کرد و قدرت ابتکار بعنوان نقش مادری همسری را از دست دادند و زنان ماندند با زندگی بی روح و شرایط نا مناسب در محیط کار ، فقدان تفاهم و سازگاری با همسران و پرورش فرزندان در دامن بی عاطفه مادری ، فرار فرزندان از خانواده و غیره…

همین شرایط به تدریج آسیب های حاد اجتماعی پدیدآورد.تزلزل بنیاد خانواده و طلاقهای زودرس ، کودکان و نوجوانان آواره ، زنان بی سرپرست ، سؤاستفاده های جنسی و حتی مسائلی از قبیل همجنس بازی یا همزیستی بجای زناشویی و ده ها معضله اجتماعی دیگر را دارد[۳] .

۲-آسیب شناسی خانواده  ایرانی

در ایران نیز خانواده از این آسیب ها در امان نبوده . زیرا آسیب زمانی برای یک نهاد مطرح که نتواند کارکردهای مورد انتظار را محقق کند یا در آستانه انحلال قرار گیرد لذا زندگی زوجین در آغاز ازدواج معمولا همراه با صلح و دوستی و آرامش است ، لیکن هفته ها و ماه های بعد ، گاه برخوردها ، حسابرسی ها وستیزه ها شروع می شود و مسائل و مشکلات بروز می کند . اینجاست که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ایی (مدظله عالی) نسبت به نقش زن و شوهر فرمودند :

از هرچیزی که محیط خانواده را متشنّج و دچار افسردگی و هیجان های بی مورد نماید اجتناب کنید. اگر خدای ناکرده در محیط خانواده بی محبتی و عدم اطمینان باشد مال هر دو طرف است .[۴]
بحث آسیب زمانی برای یک نهاد مطرح می شود که نتواند کارکردهای مورد انتظار را محقق کند یا در آستانه انحلال قرار گیرد ، به همین دلیل در ادامه به بررسی عوامل ایجاد اخلال و ضعف در کارکردها و نیز عناصر زمینه ساز فروپاشی نهاد خانواده می پردازیم. بر همین اساس ابتدا ضعف های کارکردی خانواده را بر اساس آنچه از کارکردهای حداقلی و حداکثری خانواده در دست داریم، بر می شمریم:
· افزایش آمار طلاق[۵]، به عنوان مغبوض ترین حلال الهی و کاهش درخواست برای ازدواج و افزایش سن ازدواج نشان می دهد نهاد خانواده به هر دلیل نتوانسته احساس رضایتمندی را در زوجین ایجاد کند یا بر مطلوبیت آزادی های فردی و کسب موفقیت های اجتماعی و شغلی، غلبه کند.

آمار بالای زنان متقاضی طلاق نسبت به گذشته نشان می دهد میزان رضایتمندی زنان از زندگی در نهاد خانواده بیش از مردان کاهش یافته است.

شیوع طلاق عاطفی بین زوجین که به عنوان یک آسیب جدی از سوی کارشناسان مطرح می شود[۶] ، از فقدان ارضای نیازهای عاطفی و روانی زوجین در کانون خانواده، حکایت دارد در حالی که بر اساس آموزه های دین ،باید سکونت و آرامش و مودت و رحمت بر این فضا حاکم باشد.

به گفته کارشناسان، بسیاری از طلاق ها به دلیل مشکلات در روابط جنسی رخ می دهد حتی اگر زوجین، این علت اصلی را پنهان نگاه دارند. بنابراین یکی از اصلی ترین کارکردهای نهاد خانواده برای زن و مرد دچار ضعف می باشد. نزدیک به ۴۰ درصد زنان از اختلالات جنسی در روابط زناشویی رنج می برند و آمار اختلالات جنسی در حدود ۸/۹ درصد است.[۷]

اختلاط نقش ها در خانواده باعث شده بسیاری از وظایف پدری، شوهری، مادری و همسری معطل بماند و زوجین نتوانند به خوبی از عهده ایفای نقش طرف مقابلشان برآیند. مردان در خانواده از احترام و قدرت عمل برخوردار نبوده و جایگاه ضعیفشان آنها را نسبت به وظایفشان دلسرد می کند. زنان با نیل به جایگاهی برابر با مردان مجبورند باری بیش از توانشان به دوش بکشند و نباید مانند گذشته انتظار حمایت همه جانبه از همسرشان داشته باشند.

خانواده که اولین و مهمترین نهاد برای تولد و پرورش فرزندان محسوب می شود، در امر تربیت و انتقال ارزشها و برقراری رابطه سالم و موثر با نسل بعدی دچار مشکلات متعددی شده است. گسست نسلها ،به عنوان یک معضل جهانی ، از سوی برخی کارشناسان داخلی به عنوان مشکل پیش روی جامعه و خانواده ایرانی مطرح می شود. از یک سو ارزشهای والدین به دلیل تغییرات عمیق در نظام ارزشی و اجتماعی برای فرزندان قابل پذیرش نیست و از سوی دیگر شیوه کارآمدی برای انتقال ارزشها از سوی والدین اتخاذ نمی شود. آنها از بودن در کنار یکدیگر لذت نمی برند. فرزندان به والدین احترام نمی گذارند و آنان را به عنوان راهنما و کنترل کننده در زندگی نمی پذیرند.

در گذشته خانواده ها به ویژه زوج های جوان از حمایت خویشاوندان در کلیه مراحل زندگی و مشکلات احتمالی مانند نیازهای مالی یا اختلافات خانوادگی، برخوردار بودند. هر چند این

حمایت ها گاه رنگ دخالت به خود می گرفت و مخل زندگی می شد اما در بسیاری موارد به استحکام خانواده و ارضای نیازهای عاطفی می انجامید. امروز خانواده ها هیچ کس را در حریم خصوصی زندگی شان وارد نمی کنند و به دنبال منابع دیگری برای پر کردن این خلاء حمایتی هستند که کارآمدی لازم را ندارد.

بر اساس مطالعات و تحقیقات انجام شده آسیب های گوناگونی که استحکام و سلامت خانواده منتظر را تهدید می کند عبارتند از :

_ طلاق

منفورترین حلال ها در نزد خداوند طلاق است.

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) :

« ما اَحَلَّ اللهُ شیتَاً اَبغَضُ اِلَیهِ مِنَ الطَّلاق »[۵]

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)فرمودند:

«خداوند چیزی را حلال نکردکه در عین حال آنرا دشمن  داشته باشدمانند طلاق»

افزایش آمار طلاق[۶] بعنوان مبغوض ترین حلال الهی در نزد پروردگار شمرده شده است که ۸۰ % طلاق

به پیشنهاد زنان صورت می گیرد و مهمترین عامل طلاق ضعف اصول اخلاقی طرفین یا یکی از آن دو می باشد.[۷]

-فقدان ارضای نیازهای عاطفی روانی بین زن و شوهر در کانون خانواده ، حکایت دار د در حالی که براساس آموزه های دین باید سکونت و آرامش و مودت و رحمت بر این فضا حاکم باشد .

-شیوع طلاق عاطفی بین زوجین که بعنوان یک آسیب جدی از سوی کارشناسان مطرح می شود که موارد طلاق عاطفی در خانواده کم نیست . طلاق عاطفی چیست؟

طلاق عاطفی، پدیده ای ثبت نشده اما پنهانطلاق در لغت به معنی گشودن گره و رها کردن است و در زندگی زناشویی طلاق یعنی از هم پاشیده شدن زندگی یا از بین رفتن تعادل در زندگی و پدیدار شدن رنج و عذاب برای فرزندان.

تبعات طلاق منحصربه خانواده نیست بلکه باعث متزلزل شدن جامعه نیز می شود. امروز ما شاهد روند روبه رشد این معضل اجتماعی هستیم و خانواده که اصلی ترین نهاد اجتماعی است در معرض پیامدهای ناگوار پدیده طلاق قرار دارد.

یکی از مهمترین انواع طلاق، طلاق عاطفی است که در هیچ کجا به ثبت نمی رسد و نمود عینی ندارد اما مهمترین نوع طلاق است که کودکان زیادی از آن رنج می برند. در چنین خانواده هایی یک تشنج روانی حکم فرماست.

این مورد مربوط به خانواده هایی است که به علت مسائل سنتی و عرفی که حاکم بر عقاید آنهاست یا برخی باورهای نادرست و نگرش های منفی جامعه نسبت به زنان مطلقه، ترس و نگرانی از تنهایی، از دست دادن فرزندان و یا ناتوانی در تامین نیازهای زندگی تصمیم می گیرند که به اجبار زیر یک سقف زندگی کنند. در چنین اوضاع نابسامانی، زن انزوا طلبی اختیار کرده و خود را شریک زندگی نمی داند و تنها به دلیل شرایط اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی به زندگی ادامه می دهد.

بسیاری از زوج ها با هم زندگی می کنند ولی از وجود و درون هم خبری ندارند، این قطع روابط عاطفی عوامل پنهان و ناگفته های بسیاردارد.

این طلاق های عاطفی که در خیلی از خانواده ها وجود دارد را نباید دست کم گرفت. بسیاری از خانواده ها مشکلات زندگی زناشویی را به دست گذر زمان می دهند که به گفته خودشان بعدا درست می شود، بعدا با آمدن فرزند بهبود پیدا می کند، اما بی اهمیت جلوه دادن مشکلات و مسائل و موکول کردن آنها به گذشت زمان می تواند سایه مشکلات را گسترده تر کند.در جامعه امروز تعهد به زندگی برای زنان به همان شکل که برای خیلی از زنان قدیمی تر که دارای قداست و ارزش بود، همچنان قداست و ارزشمند است و اغلب زنان امروز به هیچ طریق حاضر نیستند کانون خانواده را رها کنند. در این شرایط بیشترین آسیب به روح و روان کودک وارد می شود و اوست که باید این شرایط را تحمل کند.

در این اوضاع نابسامان کودک قربانی تسویه حساب های والدین می شود. کودکان طلاق اگر در ظاهر سالم بمانند و به معضلات اجتماعی از قبیل جرایم و جنایات، مواد مخدر و الکل و غیره کشیده نشوند باز شادی و سرزندگی خود را از دست می دهند و مسلما نمی توانند پدر و مادرانی بهتر از پدر و مادران خود برای فرزندانشان باشند. این کودکان در شرایط پیش آمده زندگی خود احساس تنهایی، سرخوردگی و بی پشتوانگی می کنند.

-اعتیاد ، بیکاری و ترک انفاق ، نبود تجانس فرهنگی ، ناسازگاری زوج و مصرف زدگی از علل طلاق شمرده می شود . در این میان اعتیاد عامل مهمی در فروپاشی خانواده ها بوده است. بر خلاف انتظار آمار اعتیاد در میان متأهلان بیشتر از مجرد ها و افرادی که همسرشان از دست داده اند ، گزارش شده است و بیکاری بیشترین جمعیت معتادان را تشکیل می دهند . بنابراین بیکاری می تواند سرپرست خانواده را در معرض چنین آسیبی قرار دهد ، چنانکه اختلافات خانوادگی می توانند زمینه های میل به اعتیاد را در اعضای خانواده افزایش دهند . گرچه می توان وجود اضطرار را در پایان بخشیدن به بسیاری از زوجیت ها پذیرفت و اذعان کرد که طلاق می تواند در مواردی پایانی بر دوران پر مخاطره از روابط تنش زا باشد . آنچه نگران کننده به نظر می رسد این است که حیات خانواده گی همچون گذشته  ، قداست و احترام ندارد و طلاق همچون گذشته قبیح نمی نماید .دیگر آنکه در جامعه سنتی ، بزرگان و ریش سفیدان طائفه در حل و فصل مشکلات خانوادگی جایگاه ویژه ایی داشتند و در حد امکان با الزام ها و توصیه های اخلاقی دو طرف را به ادامه زندگی مشترک ترغیب می کردند و در موارد خاص نیز طلاق را منزله چاره آخر برمی گزیدند. نباید این اقدام به طلاق نیز تحت نظارت افراد دلسوز و با تجربه صورت می گرفت ، اگرچه وجود برخی نهادهای جدید مانند نهاد مشاوره تا حدودی بعنوان جایگزین مناسبی برای مشاوره های سنتی قلمداد می شود ، اما وجود این نهاها و لزوم تقویت آنها در کنار احیا نهادهای سنتی مشاوره می تواند فرایند تحکیم و تقویت نهاد خانواده را رقم بزند.

تاسفانه در جامعه کنونی ما ،هم ار تأثیرگذاری بزرگان کاسته شده و هم نهادهای مشاوره سازگار با فرهنگ و تمدن ایرانی گسترش نیافته است [۸]

– اختلاط نقش ها در خانواده باعث شده بسیاری از وظائف پدری و شوهری ، مادری وهمسری خانواده از احترام و قدرت عمل به خوبی از عهده ایفای نقش طرف مقابلشان برآیند.

-گاهی تفاوت سنی از ۲۰ تا ۳۰ سال هم زیادتر است و این اختلاف عامل دیگر از آسیب های خانواده می باشد [۹].

-دختران و پسرانی که فقط بخاطر ثروت پدرنامزدشان ، خود را گرفتار ازدواج می کنند و عاقبت کارشان بهشکست و طلاق منجر می شود.[۱۰]

کم سوادی یا بیسوادی درافزایش طلاق تأثیر بسزایی دارد .[۱۱]

-در برخی ازخانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به اهداف و انگیزه های ازدواج ، بی انصافی ها ، پیش داوری ها و فریبکاری ها و عدم احساس مسئولیت و بی توجهی به اصول اخلاقی ، بنیاد خانواده ، متزلزل میشود[۱۲]

– هرگاه زن در روابط با خودخدا را فراموش کند و در حضور و غیاب شوهرش به گونه ای برخورد کند که خدا غایب است و برخوردها و ارزش ها و نگرش ها و باورهای حاکم بر روابط طن و شوهرش بر اساس لذت طلبی ، مصلحت گرایی ،ماده گرایی و سود طلبی استوار باشد . دست به نزول و ربا ،احتکار ،کم فروشی و کارهای حرام می زند و به محض بروز موقعیتی خاص همچون بی پولی ،ورشکستگی و تنگدستی ، بیماری و مرگ و نظایر آن از درون متلاشی می گردد.

-گاهی اوقات پنهان کاری حقایق (مخفی کاری) و فریب دادن موجب می شود ارکان خانواده متزلزل شود . مانند آمد و شد، معاشرت با دوستان و افراد ناسالم ، درآمد و هزینه و نظایرآن را از شوهر پنهان کند .آسیب شدیدی به کانون گرم خانواده وارد می سازد و غافل از آن روزی که این حقایق آشکار و منجر به تیرگی روابط بین زن و شوهر خواهد شد.

-نیازهای همسر ، فقط به نیازهای زناشویی ختم نمی شود . احترام و پذیرش ، نگاه مهربان به یکدیگر ، در کنار هم حضور داشتن ، در فعالیت های مشترک شرکت کردن و نظایر آن نشانه توجه به نیازهای همسراست.

پیامبر( صلی الله علیه وآله وسلم )« لاتُؤَیِّ المَرأَةُ حَقَّ اللهِ عَزَوَجَلَّ حَتّی تُؤّدی حَقّ زَوجِها  »[۱۳]

« اگر زنی حق همسرش را ادا نکند حق خداوند را ادا نکرده است»

– در خانواده هایی که انتطارهای متقابل زن و شوهر مشخص نشده است ،روابط آسیب پذیر است و زوجین دقیقا نمی دانند نسبت به یکدیگر چه وظائفی برعهده دارند.

-دخالت اقوام و آشنایان و والدین زن یا شوهر موجب شعله ور شدن اختلافات زن و شوهر می گردد و در نهایت به طلاق و جدایی منجر می شود.

– زندگی زناشویی بر پایه اشتراک بنا شده است از این رو به کاربردن عبارت هایی از قبیل «مال من» ، «جهیزیه من» ، «مال تو» و نظایر آن پایه اشتراک را متزلزل و به تفرقه و جدایی تبدیل می نماید . زن باید روی این عبارت ها خط بطلان کشد و آنها را به « مال ما » ، « مسئله ما » و « مشکل ما » تبدیل کند و کانون گرم زندگی را سرد و بی روح نسازد.

-گاه فرهنگ زن به لحاظ عدم تناسب یا تضاد ، سلامت خانواده را تهدید می کند. برای مثال نا هماهنگی فرهنگی ،  طبقاتی زن ( مانند فرهنگ شهری در مقابل فرهنگ روستایی ) باعث تهدید بنیاد خانواده می شود.

-عامل دیگری که سبب آسیب زایی خانواده می شود تنوع طلبی ، هوسرانی و ازدواج مجدد زن است . زنی که به فرمان احساسات خود، با دیگری ارتباط نزدیک برقرار می‌کند و رابطه خود را با همسر قبلی سست می‌نماید. در این شرایط عواملی از قبیل زیبایی و یا ثروت، علم، اخلاق طرف مقابل موجب گرایش به روابطی خارج از چارچوب خانواده یا برقراری روابط پنهانی می‌شود که باید خطر کرد[۱۴].

(لذت‌های جسمانی هرچه فریبنده‌تر و دلپذیرتر باشد موقتی است و غالباً چند برابر آن خسارت می‌بینیم) (لرد آویبوری).

از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیه‌السلام منقول است که (از برای زن به غیر از یک شوهر حلال نکرده است و اگر زنی که شوهر دارد طلب شوهر دیگر کند و یا اراده نماید در نزد خداوند زناکار است[۱۵].)

– زن به سهم خود مسئول است که از به وجود آمدن سوء تفاهم‌ها و سوء ارتباط پیشگیری کند و در اولین فرصت به حل و فصل آنها بپردازد. زیرا سوء تفاهم‌ها و سوء ارتباط به صورتیک فرایند مخرب و پیش رونده عمل می‌کند.

– انتقام‌گیری و بهانه‌جویی طرح مکرر دلخوری‌ها، نقاط ضعف و نارسایی‌ها ساختمان روابط زندگی را تهدید و تخریب می‌کند. بنابراین در موقع اختلاف و خلـأ سعی کنید همسرتان راعفو کنید: نقاط مثبت او را ببینید و با دیده اغماض خرخر شوهر، عصبانیت و بداخلاقی، بدزبانی، گدابودن، تمیز نبودن و غیره[۱۶].

-هرگاه روش زن در زندگی مشترک سلطه‌جویی و سلطه‌گری باشد و اگر بخواهد نظر خود را به اعضای خانواده تحمیل کند فضای خانواده به یک فضای استبدادی و نامطلوب تبدیل می‌شود. در چنین فضایی زن مرتب دستور می‌دهد، امر و نهی می‌کند و هنگام بروز یک رفتار نامطلوب اعضای خانواده را تهدید می‌کند و اجازه صحبت به دیگران نمی‌دهد[۱۷]. این وضعیت سلامت خانواده را به خطر می‌اندازد. لذا همسر  باید تلاش کند و نظام سلطه‌گری و امر و نهی کردن را از کانون زندگی  دورسازد.

– تجمل‌گراییعامل دیگری که به زندگی  آسیب می‌رساند تجمل‌گرایی است. کسی که دارای تجمل‌گرایی باشد هرگز به مرحله پایانی زندگی نمی‌رسد.

من حیث مجموع همسر منتظر با بصیرت و آگاهی و تحول اخلاقی می تواند از دامن زن به این نوع آسیب ها پرهیز نماید وبرای ایفای نقش یک همسر منتظر با بصیرت اخلاقی و مؤفق و توانا باید مهارت ها و آگاهی های لازم را کسب نماید از این رو توصیه می شود با شرکت در جلسه های آموزشی و مطالعه کتاب های اخلاقی و تعلیم و تربیت ، روانشناسی و جامنماعه شناسی خانواده و آیین همسرداری و برنامه های قرآنی ، تزکیه و تذهیب ، توسل به اهل البیت عصمت و طهارت و توکل بر خدای متعال ، به دانش و مهارت خود بیافزاید و خود را برای آمدن حضرت مهیا کند چنانچه اگر موفق به زیارت حضرت شدند پیش ایشان روسفید باشند و حضرت اورا در زمره یاران واقعی خود بداند . لذا همسر منتظر باید فرهنگ مهدویت و یاد امام عصر ارواحناله الفداه را در محیط خانه زنده و پویا نگه دارد و درون دانشگاه انسان سازی را با نگرش مهدوی زینت بخشد و با درایت و بصیرت از آیین و فرهنگ مهدوی دفاع نماید تا از آسیب های آخرالزمان محفوظ بماند و مدال همسر منتظر واقعی را از دستان مبارک ولی امرش حضرت حجه الله الاَعظم ارواحناله الفداه اخذ نماید .

-مشکلات روحی روانی از دیگر آسیب های زندگی مشکلات روحی روانی می باشد

انسان ها ، نیازهای زیادی دارند مانند نیاز به محبت ،ارضای غریزه جنسی ، دوست داشتن دیگران و دوست داشته شدن به وسیله دیگران و داشتن تکیه گاهی مطمئن در کوران حوادث همه این نیازها اگر ارضانشود[۱۸]. روانی و اظطراب و پریشان درون ، مستعدترین زمینه برای برای بروز کاهش انفعالی در برابر محرکهای متنوع و ظاهرا خوشایند ،گرایش به رفتارهای نامطلوب و گشوده شدن زاویه انحراف و آسیب پذیری های فردی و اجتماعی خواهد بود.[۱۹] اصلی ترین علت کشاکشهای خانوادگی ، سردیها و بی رغبتی ها ، اخم ها و قهر ها ، بی تفاوتی ها و افسردگی ها، بدزبانی ها و تندی ها ، طردها و خانه گریزی ها ، اضطراب ها و پریشانی ها ، گاه اختلافات روانی ، برخی آسیب پذیریهای رفتاری و کجروی های اجتماعی همسران و سرانجام طلاقها و جداییها ، همانا فقر جاذبه های زندگی مشترک و ضعف وفرسودگی رشته های ارتباط و تعامل بین فردی همسران است . ریشه اصلی اختلافات ناخوشایندی های روانی و نارضایتی های نفسانی (روانی و جسمی)است.[۲۰]

همسران منتظر با توجه کامل به جاذبه های فکری ، حسی و روانی و رفتاری در حیات مشترک مهدوی خود و بهره گیری از آنها کانون خانواده را امن ترین حصار و آسیب ناپذیرترین سنگر و متعالی ترین بستر برای شکوفایی بذرهای محبت و رویش جوانه های خلاقیت می سازد . یکی از هدایای الهی بر انسان و جامعه بشری ، سلامت روانی و جسمانی است و از طرف یکی از مشخصات حکومت و فرهنگ مهدوی تأمین و تضمین و گسترش سلامتی روانی و جسمی آماده جامعه می باشد . در دولت کریمه مهدوی که روزگار عدالت گستری و حکومت فضیلت ها و زیبایی هاست ، به برکت حضوروظهور امام عصر (عج) بیماری های جسمی، روحی و روانی انسان از بین می رود.[۲۱]

قال امام سجاد (علیه السلام)  :  (اِذَا قَاَم قائِمُنا أَذهَبَ اللهُ عَن شیعَتِنا العاهَهَ ).[۲۲]

امام سجاد فرمود  :    چون قائم ما قیام کند ، خداوند بیماری و اندوه را از شیعیان ما بر می دارد .

[۱]درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام . محمد رضا زیبایی نژاد ص ۸۴

[۲]همان ص ۸۵

[۳]همان ص ۶۹

[۴]روزنامه جام جم ، ۱۹ تیر ۱۳۸۵

[۵]سنن ابن داوود ، سیمای بانوان در آیینه احادیث ، باقری بیدهندی

[۶]رشد ۷% طلاق در کل کشور افزایش ۳۸% در روستاها آذر ۱۳۸۴

[۷]طلاق یا فاجعه انحلال خانواده ، حسین حقانی زنجانی

[۸]آسیب شناسی نگاه به زن در خانواده در ایران ، محمدرضا زیبایی نژاد ص ۲۸

[۹]طلاق یا فاجعه انحلال خانواده ، حسین حقانی زنجانی ، ص ۱۰۱ تا ۱۰۶

[۱۰]طلاق یا فاجعه انحلال خانواده ، حسین حقانی زنجانی ، ص ۱۰۱ تا ۱۰۶

[۱۱]طلاق یا فاجعه انحلال خانواده ، حسین حقانی زنجانی ، ص ۱۰۱ تا ۱۰۶

[۱۲]طلاق یا فاجعه انحلال خانواده ، حسین حقانی زنجانی ، ص ۱۰۱ تا ۱۰۶

[۱۳]مکارم الاخلاق ص ۲۴۷ ، وسایل الشیعه ج ۱۴ ص ۲۵۷

[۱۴]سایت پاسخگوی دینی www.askdim.com

[15]ازدواج دائم و ازدواج موقت از نظر اسلام، حسن موجودی ص ۱۲۵

[۱۶]سایت پاسخگوی دینی www.askdim.com

[17]سایت پاسخگوی دینی www.askdim.com

[18]روابط سالم  در خانواده ص ۷۳  -همسران برتر ،دکتر غلامعلی افروز ص۵۳

[۱۹]همسران برتر ، دکتر غلامعلی افروز ص ۵۳ –روابط سالم در خانواده ص ۷۳

[۲۰]همسران برتر ، دکتر غلامعلی افروز ص ۶۳

[۲۱]خانواده مهدویت دفتر اول نقاط مشترک ، مهدی نیلی پور ص ۲۶

[۲۲]- مشکاه الانوار ص۷۹

نویسنده: سیده ربابه ضیاء تبار/ کارشناس مهدویت و همکار پژوهشی کمیته شناخت شناسی و باور های دینی