بدون شک جذب نیرو یکی از مشکل ترین و در نوع خود پیچیده ترین کار در مجموعه های دانشجوئی میباشد. کادرسازی، سپردن سکان مجموعه به نسل بعد خود ، یارگیری در میان توده خاکستری و احتمالا شبکه سازی ، از مهمترین علل تشکل برای جذب نیرو میباشد. با ذکر این نکته که همه این مهم در طول اهداف تشکل است یاداور میشوم که سوالی این روزها مرا درگیر کرده است: آیا تشکل ها ( که برای هرکار اساسنامه و آئین نامه دارد) برای جذب نیرو – که به زعم حقیر اصلی ترین کار تشکل است- آئین نامه جذب و ساماندهی دارند؟

در باب جذب نیرو اولین قدم مبحث شناسائی میباشد. هر مجموعه با توجه به اهداف ، آرمانها و نیات برامده از مرامنامه خود کارشناسایی را انجام میدهد.بگذریم که گاهی مجموعه های غیر دانشجوئی نیز از خارج دانشگاه چشم به درون دانشگاه و شناسائی یاران خود دارند!!

شورای مرکزی یک تشکل ، چقدر به خود عرصه حضور و بروز میدهد؟ در واقع ورودی جدیدها در کلاس های عمومی ، سلف ، تریبون آزادهای دانشجوئی ، خوابگاه و اردوها چقدر تنش به تن اعضای کارامد تشکل برخورد میکند؟ همان طور که ملاحضه میکنید مکانهای نام برده شده محفلهای بکر و البته طبیعی برای شناسائی نیروست. یعنی خود این شناسائس بایستی به قول بچه های روش تحقیق، بامشاهده طبیعی باشد و البته فراموش نکنیم ضروری ترین نکته در این مشاهده طبیعی ، پرهیز از برخورد تصنعی میباشد و البته بیت الغزل این تصنعی برخورد نکردن این است که شما بتوانید با آنها زندگی کنید و این یعنی وقت گذاری مداوم و البته وقت گذاری مداوم این نیست که مزاحم زندگی ورودی شوید.

اولین برخورد ورودی جدید باشما بسیار مهم است ، اینکه اوشما را از دید فردی تشکیلاتی می بیند یا دانشجوی عادی .گرچه نمیخواهم به این سوال جواب بدهم ولی اشاره میکنم که فاصله خود رابه عنوان دانشجوی تشکیلاتی با زندگی گاها دبیرستانی ورودی جدید حفظ کنید و البته به آن احترام گذارید.

از نکات مد نظر در بحث شناسائی این است که واقعا بدانید هدف شما از این شناسائی چیست؟ بسیار باید مراقب نوک پیکان هدف شناسائی بود تا داستان دکمه و کت نشود. اغراق نیست اگر بگوئیم حضور بی سروته و بیحساب کتاب در بین ورودی جدیدها، بعد از مدتی، تشکل را وارد باتلاقی میکند که ضربه ای جدی به اعتبار مجموعه وارد میکند.

شناسائی نیرو وجوه حساس دیگری نیز دارد، بنظرم هنر یک تشکل در امر مهم شناسائی این است که بستر و محیط اینکار را خودش شکل دهد . فراموش نکنیم اگر در ورزش، کلاس و یا محیط هائی از این دست بدنبال شناسائی هستید شما مهمان این بستر و فضا هستید. لذا بایستی خودتان این فضا را بوجود اورید. در اینجا زحمت تطابق محتوا با مصادیق را به خودتان میدهم ولی این سرخط را میگویم که سعی کنید ورودی جدید را با استفاده از خود ورودی جدیدها شناسائی کنید.

نکته پایانی را به این بحث اشاره میدهم که آیا برای شناسائی نیرو زمان خاصی مترتب است؟ و در واقع فصل این شناسائی در چه بازده زمانی میباشد؟ حقیر بنابه دلایلی هفته ششم سال تحصیلی به بعد را برای شناسائی انتخاب میکردم گرچه نمیدانم واقعا این روش الان جواب میدهد یا نه ؟ اما اشاره میکنم که در بحث زمان بندی شناسائی مراقب اثر تاخر باشید. بنابراین سعی کنید ورودی جدید با اخرین تشکل و کانون و هیاتی که اشنا میشود شما باشید ولی اخرین تشکلی که دانشجو را میبیند شما نباشید!! و این همان سهل ممتنع بودن رفاقت با ورودی جدید است. از سر همین داستان است که حقیر همواره با کارهایی مانند ستاد استقبال ورودی جدید مخالف بوده ام.

یادش بخیر زمانی در جمعی گفتم دیگر نمیتوان با روشهای منسوخ شده سالهای قبل برای تشکل جذب و شناسائی کرد ولی دوستان توجهی نکردند بنابراین تاکید میکنم شناسائی و برخورد اولیه ورودی باما و برعکس ، مستلزم ظرایفی است که باید شناخت و رعایت کرد و البته بروز کردن این استلزامها.

شناسائی نیرو – قسمت دوم – آفات

در مطلب قبل به مسائل و مباحث و ضرورتهای شناسائی نیرو پرداختیم. در این مطلب برانیم تا نگاهی گذرا داشته باشیم به آفات و آسیبهای وارد بر این شناسائی:

هرآنچه که در باب اصول شناسائی و اصول حاکم برآن گفتیم درواقع فرصتهای حاکم براین وظیفه سنگین بود، حال نپرداختن به این فرصت ،درگذر زمان مولد تهدیدی خودساخته میشود.

الف)غفلت از محیط های ناب دانشجوئی : تشکل ها بایستی بدانند همانطور که همه اجتماعات ورودی جدیدها محل ورود انها نیست گاها عدم حضور درمحیطی که باید باشی و نباشی به همان قدر هزینه زاست که درمحیطی که نباید باشی حضور پیداکنی!! این ابتدای کار کمیسیون تشکیلات یک تشکل است که چونان اطاق فکری بایستی تیزبینانه اوضاع حیاتی ترین کار جذب یعنی شناسائی را رصد کند.

ب) دخالت در معادلات زندگی ورودی جدید: هیچ گاه برای اینکه متوجه عیار نیروهای تازه وارد دانشگاه شوید، محیط آنها را دست خوش تغییرات اجباری خود نکنید. هنر شما اینست که تمام قد زندگی اورا بپذیرید و به سبک زندگی او احترام بگذارید.

ج) دلخوش کردن به فرمهای به ظاهر تشکیلاتی : هرگز به فرمهایی که در ابتدای راه به ورودی جدید میدهید برای امر شناسائی اکتفا نکنید. شاید شرط لازم باشد ولی به هیچ عنوان شرط کافی نیست. گرچه خود این فرمها نیز خالی از اشتباه نیست و دانشجو دربرابر آن گارد میگیرد.

د)حضور در محیطهایی که اختلاط سلایق وجود دارد: بدون شک دربین دانشجویان سطوح مختلفی از افکار و عقاید و آرا وجود دارد. حتی گاها دانشجوئی که بلحاظ اخلاقی و… دارای مشکلاتی هست با فرد جامعه هدف شما هم اطاق و هم مجلس شده است. این هنر شماست که در عین جدا کردن این سلایق هیچ سلیقه ای را ازخود نرنجانید و به تعبیر رهبری درجه خلوص جریان را بالا ببرید. اینهم از کارهای سخت شناسائی نیروست. حواستان راخوب جمع کنید که گاهی همان دانشجوی به ظاهر مقابل فکر ما ، فطرتی دارد که اگر غلغلکش دهید همراهتان خواهد شد.

و) غفلت از کانالهای غیر مستقیم : باید بپذیریم که توان ما برای شناسائی سطوح مختلف ورودیها کافی نیست لذا از کانالهای غیر مستقیم خود بخوبی استفاده کنید. کسانی که در لباس دانشجو و مسوول عضو رسمی شما نیست ولی واقعا میتواند دراین کار به شما کمک کند.

ن) حساسیت های بیجا و بیمورد : بعضا دیده ایم که اعضا درشناسائی نیروها وسواسها و محدودیتهای خودتوهمی را بوجود میاورند و به اندک دلیلی دانشجو را ازلیست شناسائی و طبعا جذب ،حذف میکنند. پس درعین رعایت چهارچوبهای تشکیلاتی در این کار مواظب برچسبهای من در آوردی باشیم.

ک)عدم تشکیل بانک اطلاعاتی : حتما و حتما و حتما پس ازهر شناسائی دادهای خود را یادداشت کنید. میدانم این مستلزم حوصله زیاد است ولی فراموش نکنید که خروجی این بانک اطلاعاتی است که پروژه جذب را کلید خواهد زد.

موارد دیگری از این آفات را میتوان ذکر کرد که از حوصله نوشتار خارج است گرچه درحین نوشتن این مطالب بدلیل خستگی زیاد از توضیح و تشریح قسمتها،صرفنظر کردم و مطلب این شد که …!