فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى‏ إِنَّا لَمُدْرَکُونَ (61) قالَ کَلاَّ إِنَّ مَعی‏ رَبِّی سَیَهْدینِ (62) فَأَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظیمِ (63) وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرینَ (64) وَ أَنْجَیْنا مُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعینَ (65) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرینَ (66)

و چون دو جماعت یکدیگر را بدیدند، یاران موسى گفتند: اى واى! ما را گرفتند (61)  (موسى) گفت: هرگز! پروردگار من با من است و رهبریم خواهد کرد (62) به موسى وحى کردیم که عصاى خویش را به دریا بزن، پس بشکافت و هر بخشى چون کوهى بزرگ بود (63) دیگران را بدانجا نزدیک کردیم (64) و موسى را با همراهانش جملگى نجات دادیم (65) سپس دیگران را غرق کردیم (66)

در تشکیلات اسلامی کار به صورت تمام و کمال صورت بگیرد همگی نجات پیدا می کنند «أَنْجَیْنا مُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعینَ»، این گونه نیست که بخاطر نجات عده ای و توسعه و پیشرفت آنها دیگران فدا شوند که مدیریت علمی کنونی برنامه ریزی اش بر این اساس است.

اینکه در این آیه آمده است که عصا خورد و اثر کرد «فانفلق» به خاطر «کلا»یی است که در آیه قبل بیان شده است؛ در تشکیلات اسلامی باید به فرد بالای سرت اطمینان داشته باشی و اگر ایمان باشد، اثر حاصل می شود؛ چرا که سخن در تشکیلات اسلامی است سخن در زمینه ای است که ولایت الهی بر آن حاکم است.

چون موسی(ع) در نصرت پروردگارش شک نکرد «قالَ کَلاَّ إِنَّ مَعی‏ رَبِّی سَیَهْدینِ» لذا بلافاصله خداوند به او وحی کرد «فَأَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ أَنِ اضْرِبْ…» و او و همه ی افرادی که با موسی بودند را نجات داد. پس تشکیلات الهی جایی برای شک به نصرت الهی وجود ندارد.

نکته دیگر این است که در تشکیلات اسلامی نیاز نیست رئیس تشکیلات برای تمامی تصمیمات و برنامه هایش، همه افراد را توجیه کند؛ چون اعضای تشکیلات به او ایمان دارند و این ایمان اعتمادی را در دلها نسبت به او بوجود آورده است. در علم مدیریت به این نکته رسیده اند و بحثی تحت عنوان «تعهد سازمانی» را بوجود آورده اند، که نیاز نباشد مدیر دائما اعضا را توجیه کند. وقتی گفته می شود رهبر یک تشکیلات، یعنی فردی که باید به او اعتماد کنید! اگر اعتماد نکنی اصلا حرکت تشکیلات منتفی می شود. بر همین اساس است که منافقین برای ضربه زدن به تشکیلات اسلامی به حربه ی «شک و تفرقه» تمسک می کنند و مهمترین ابزارشان هم نجوا و شایعه است.

نکته دیگر این است که هر تشکیلات و سازمانی اهدافی دارد که لزوما برای تمام افراد نیاز نیست تبیین شود، حداقل در کوتاه مدت نیاز نیست تبیین صورت بگیرد؛ لذا موسی (ع) سریع می گوید: «کَلاَّ إِنَّ مَعی‏ رَبِّی سَیَهْدینِ» و با این جمله اهمیت ایمان به غیب نیز مطرح می شود. ویژگی مهم غیب هم این است که نمی توان آن را دید ولی باید به آن ایمان آورد.