یادداشت/ وجود آیت الله خمامی بزرگ ترین مانع حاکم شدن سکولاریزم بر گیلان

0
493

یادداشت/

وجود آیت الله خمامی بزرگ ترین مانع حاکم شدن سکولاریزم بر گیلان بود؛

محمد جوان برای تحصیلات علوم دینی از خمام به نجف رفت. او از نخبه ترین شاگردان درس “میرزا حبیب الله رشت” ، ” آیت الله سیدحسین کوه کمره ای” و “آیت الله شیخ راضی نجفی” بود و در سنین کم از آنها اجازه اجتهاد گرفت. از آنجا که آن زمان هنوز لفظ “آیت الله” مرسوم نبود به خوب درس خوانده های حوزه “مُلّا” می گفتند به همین خاطر او را “مُلّا محمد خمامی” یا “حاجی خمامی” یا “مّلّا محمّد مجتهد” می خواندند.

“مُلّا محمّد خمامی” بعد از اجتهاد به گیلان بازگشت و مرجعیت دینی این استان را برعهده گرفت. مقلّدین زیادی داشت و از جمله کارهای علمی اش در گیلان زعامت حوزه های علمیه گیلان بود. از جمله شاگردان او در نجف می توان به آیات عظام سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سیدابوالقاسم خویی، سیدمحمدهادی میلانی، سیدمحسن حکیم، سیدعبدالکریم رضوی کشمیری و … اشاره کرد.

با اینکه در چند نقطه از کشور مجتهدینی در حد آیت الله خمامی وجود داشتند ولی اجرای حدود الهی نیاز به شجاعت و مدیریت بالایی داشت. “حاجی خمامی” از جمله معدود مجتهدینی بود که در زمان مرجعیتش با قاطعیت حدود الهی را اجرا می کرد. ایشان این کار را از اولین لحظاتی که وارد گیلان شد آغاز نمود.

حکام محلی، دیکتاتور های کوچکی بودند که خودشان را شاه منطقه می دانستند. ولی در مقابل حکم مجتهدین بزرگی چون آیت الله خمامی ناچار می شدند سر خم کنند. از جمله آن ها “عضد السلطان” یکی از فرزندان مظفرالدین شاه قاجار است که با زنی فاسد رابطه جنسی داشت. آیت الله خمامی حکم کرد زن باید از شهر اخراج شود. نفوذ اجتماعی آیت الله خمامی باعث شده بود شاهزاده “عضد السلطان” هم در مقابل او کرنش کند.

روسها از سوی دولت ایران ماموریت داشتند که راهی بین رشت تا امام زاده هاشم احداث کنند ولی در خلال این کار، مزاحمت های زیادی برای مردم محلی ایجاد کرده و عبور و مرور مردم را مختل کردند. حاکم گیلان توانایی حل بحران را نداشت و آیت الله العظمی خمامی مرجع دینی مردم گیلان قضیه را به خوبی مدیریت کرد. ایشان با مهندس روس که جاده را احداث می کرد و نیز کنسول روسیه در رشت مذاکره کرد و قراردادی را در این روز امضا کردند که به موجب آن، مشکل عبور و مرور مردم حل شد.

از اواسط دوره ناصرالدین شاه تولید ابریشم و برنج رو به کاهش رفت. آیت الله خمامی با پشتوانه اموال پدرش زمین ها و مزارعی را خریداری کرد و بسیاری از آنها را به توتستان اختصاص داده و تلمبارهایی را نیز برای پرورش کرم ابریشم استفاده کرد. در بعضی از این زمین ها هم شروع به تولید برنج کرد. برای این کار از کشاورزان استفاده می کرد و به این طریق تولید برنج را افزایش داد.

مقابله با مدارس و افکار فراماسونری، بابی ها، تبشیری مسیحیان از جمله مقابله های آیت الله خمامی با جریان های انحرافی بود که با همراه شدن مردم و دیگر علما این مراکز هم در مقطعی افول کرد.

بعد از اینکه حاجی خمامی در ۳۰ آبان ۱۲۵۸ه.ش فتوای حمایت از مشروطه را صادر کرد. نسخه های زیادی از روی آن تکثیر شد و مردم در معابر و بازارها چسپاندند. مردم رشت که تا این نسبت به حمایت یا عدم حمایت از مشروطه تردید داشتند بعد از دیدن این فتوا سر از پا نمی شناختند.

مقابله گران با دین ستیزانِ سکولارِ مشروطه خواه قائل بودند که اشکال اصلی شاه خودکامگی اش بود ولی جبهه روشنفکران سکولار، علاوه بر خودکامگی دین ستیزی آشکاری را نیز در ذات خود دارند. همین امر باعث خلق دیدگاه مشروطه مشروعه شد. در نجف آیت الله سیدکاظم یزدی، در تهران شیخ فضل الله نوری، در رشت آیت الله ملا محمد خمامی رهبری جریان مشروطه مشروعه را بر عهده داشتند.

وجود آیت الله خمامی بزرگ ترین مانع حاکم شدن سکولاریزم بر گیلان بود و مشروطه خواهان سکولار برای اینکه بتوانند اهداف خود را عملی کنند باید هر چه زودتر آیت الله خمامی را از سر راه خود برمی داشتند. آنها در روز ۲ بهمت ۱۲۸۷ ه.ش آیت الله خمامی را ترور کرده و به شهادت رساندند.

نویسنده : وحید لقمانی

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید

7 + = 14