آقای مژدهی کمی ازخودتون بگید، مشوق اصلی شما کی بود؟

“من ۱۳۵۷ متولد شدم شهریور ۵۷٫ خانه ما در محله ساغریسازان بود ، کنار خانه ما مسجد محمد آباد رودبارتان بود. ماچشم مان که باز شد جنگ بود، یعنی از دو سه سالگی که یک صدا هایی میشنیدیم، صداهایی که یادم هست جنگ بود، آژیر و اینها یادم هست، در همان جا هم دانش آموز شدیم، یکی از جا هایی که خیلی فعال بود، برنامه های فرهنگی خوبی داشت مسجد محله مان بود که خب البته یه مسجد ویژه ای هم هست، چون  ۴۴ شهید دارد این مسجد، خیلی عجیب است!. خیلی فعال بود این مسجد”.

پرسیدید که مشوقم که بود؟ خب من یادمه عده زیادی از بزرگواران با بچه ها کار فرهنگی انجام میدادند ولی خب برادر بزرگواری بود به نام آقای محمود قناد، که ایشان می آمد کار فرهنگی با بچه ها انجام میداد، خیلی آدم صبوری بود من یادم هست اصلا استارت رزمی من را هم ایشان زدند، چون من رشته رزمی کار کردم و اینها ، من اولین دفاع شخصی را از ایشان یاد گرفتم ، اولین بار اسلحله بدست گرفتن و باز و بسته کردن کلاشنیکف اون موقع خیلی مهم بود و باید همه یاد می گرفتند که من این را هم از ایشان یاد گرفتم و خیلی چیزای دیگه. بعد این عزیز ما در جنگ یکی دوبار هم مجروح شد، خیلی هم آدم خاصی بود واقعا باید در مورد ایشان کار کنید ، عید ۶۵ ایشان شهید شدند . یعنی همان اول – دوم نوروز شهید شدند . که من در تشیع جنازه شرکت کردم ، حتی با اینکه کوچک بودم، آن موقع خودم را به هر قیمتی که شد رساندم به تابوت و این شهید را دیدم . فکر می کنم بیشترین اثر و انرژی را آن شهید به من داد.

 – از چه سالی هیئت خادمیت الرضا(ع) شروع به کار کرد؟

خدمتتان عرض کنم هیئت خادمین رضا (ع) سال ۱۳۸۱ تاسیس شد.

– قبل از سال ۸۱ هم برنامه هایی داشتید؟

البته، قبل از آن جمعی از دوستان کار فرهنگی انجام میدادند ولی خب یک چند باری ما به واسطه برنامه هایی که داشتیم ، مشهد رفتیم ، اردو هایمان و اینها… ، بعد از یک مدتی دوستان تصمیم گرفتند که برای این که همان حال و هوا را حفظ کنیم، خوب است که ما برنامه ای داشته باشیم که دور همدیگر جمع شویم تا این حال و هوا از بین نرود.

– چه شد که به فکر تشکیل هیئت افتادید ، دغدغه هیئت چه بود  ؟

هدف این بود که ما آن حال و هوای برنامه های معنویمان تداوم داشته باشد و بتوانیم حفظ کنیم.    دغدغه اصلی ما همان موضوع بود که گفتم ، امتداد و نگه داشتن معنویت، اما یک دغدغه دومی هم داشتیم و آن این بود که ما با بچه هایی که کار میکردیم این ها یک عقبه ای هم داشتند یعنی یک عقبه ای به نام خانواده داشتن که خانواده خیلی هم اثر گذار است اما چون ما با خانواده ها مرتبط نبودیم ، این باعث می شد که ما نتوانیم آن موفقیت لازم را کسب کنیم. یعنی ما یک سری کار هایی را رشته میکردیم بعد اینها میرفتند خانه پنبه می شد، لذا تصمیم گرفتیم  ما مسجد را به خانه هایشان ببریم یعنی ما در اصل با هیئت هفته ای یکبار مسجد را می بریم خانه مردم. همین مقدار که این ها ارتباط میگیرند خیلی موثر واقع شد، من فکر میکنم که علت راه افتادن هیئت همین دو تا دغدغه مهم بود.

– برنامه های هیئت چطور شروع شد؟

سال ۸۱ به این نتیجه رسیدیم که یک برنامه هیئتی خانه گردان داشته باشیم، البته آن موقع اردو هایی هم بود، هیئت های دیگه ای هم داشتیم که قدیمی تر بودند مثل هیئت انصار الحسین، هیئت متوسلین به ائمه اطهار، هیئت روضات الحسین، که آن ها زودتر از ما تشکیل شدند، البته ما با این ها مرتبط بودیم یعنی ما تو برنامه های اینها شرکت داشتیم. تصمیم بر این گرفتیم که یک جمع ده الی دوازده نفره از بچه های جوان این کار را انجام دهیم، حالا به خاطر ارادت و آن دلبستگی که به امام رضا(ع) در دوست هایمان وجود داشت، قرار شد یک هیئتی به اسمی که مرتبط با امام رضا (ع) باشد انتخاب شود که مدتی رفقای ما پیگیر اسم بودند، دیگر همین توفیق ما شد که اسم این مجمع خادمین الرضا(ع) باشد.

 

– اصلا چه شد که هیئتهای خانگی ایجاد شد؟

اینها روش های مختلف اند یک روش هم همین هیئت های خانگی بوده که محافلی است که یک مقداری صمیمانه تر و دوستانه تر است. خانه ما مسجد است، سنگر ما به قول حضرت امام (ره) مسجد است. یعنی ما هیئت میگیریم که نهایتا آن ها را به مسجد هدایت کنیم اصلا من عملا با هیئتی که الان از مسجد دور است و هیئتی که مثلا بگوید من مسجد ندارم نه اینکه مسجد در اختیار ندارم یا مالک مسجدی نیستم ، بلکه به هر حال بداند الان از اعضایش بپرسید بگوید بله من مسجدم فلان جاست، نماز اونجا می رسیم. به هر حال حضور در مسجد پیدا بکنیم ، من شعارم اینه که سنگر مسجد است . اما نکته ای که وجود دارد این است که کارکرد هیئت الان متاسفانه دچار یک آسیب هایی شده. یک دوره ای تاریخ ما به این سمت رفت که از زمان سرکوب مثلا نهضت امام حسین (ع) که علنی نبود ، نمیتوانستند کار علنی بکنند ، این ها آمدند به نوعی مجالس عزاداری برای امام حسین (ع) راه اندازی کردند ، این مجالس خانگی بوده تو مساجد جامع نبوده ، چون مساجد جامع و مساجد بزرگ در اختیار حکومت ها بوده اینها مجبور شدند خودشان یک جا هایی را پیدا بکنند. بهترین جا و مکان،  منازل بود.

بعد آروم آروم همین ماجرا ادامه پیدا کرد یعنی آمد در حکومت طاغوت و پادشاهان هم همین اتفاق افتاد تقریبا . در یک دوره ای مملکت ما آن حکومت تشیع آمد آن مسائل را گشترش داد آن هم زمان صفویه بوده، یعنی بعد از آن همیشه ما این مشکلات را داشتیم تا حدی که مجالس عزاداری اهل بیت در یک دوره ای اصلا کارش به اینجا رسید که شما در تاسوعا و عاشورا آن هم با یک محدودیت خاصی بیایید یک دسته عزاداری بر پا کنید ، اما این نباید اینگونه می شد که الان ما باهاش مواجه بشیم. در بعضی از جا ها در بعضی از هیئت ها به اینصورت شده که بعضی از هیئت ها الان بچه هایش مسجد نمیرند هیئت میرند. ازشون بپرسید کجا میرید میگویند میرم هیئت. هفته ای یک بار یا در یک مناسبتی میاد داخل مسجد اما به هدف مسجد نمیره، هیئت میره.

– اگه بخواد هیئت ها رو آسیب شناسی کنید، از نظر شما چه مواردی میتونه باشه؟

-یکیش همینه، نگاه کنید شاید اگر از آسیب های مختلف هیئت ها بخواهیم نام ببریم یکیش اینه که ما از نظام تربیتی اسلام نباید دور باشیم. اسلام برای اینکه آدم ها را تربیت کند ( الان نگاه کنید آموزش و پرورش برای اینکه بتواند دانش آموز تربیت کند میتواند کتاب را بدهد خانه اولیا با بچه ها کار بکنند اما اولیا که معلم نمی شود خانه که مدرسه نمیشود ، بچه باید یک لباس منظم بپوشد و با این لباس منظم یک سری وسایل منظمی باید بردارد به یک جای مناسبی باید برود و یک معلم مشخصی باید یک درس مشخصی به آن بدهد ) دقیقا کارکرد اسلام اینگونه است . با مردم قرارداد گذاشت، ۱- کجا ؟ یعنی ما میگیم قرار اول جایش است، زمانش است، زمان اذان، یعنی اعلام می کنند، مکان مسجد، تربیت کننده کیست؟ امام جماعت، شد یک کار مشخص نماز، شما هر لباسی نمی توانید بپوشید برای نماز خواندن، لباس شما یک شرایطی دارد یعنی باید یک جور وضو بگیریم یک جور لباس بپوشیم یک جور نماز بخوانیم اینها آدم رو تربیت می کند.

البته ما به هیئت ها هم نمیتوانیم ایراد بگیریم چون بعضی از هیئت ها هم واقعا میگویند ما میخواهیم برویم در مساجد کار کنیم، هیئت جوان دارد، آدم های فعال دارد، مسجد هم الان هیئت امنایی دارد که اینها اصلا میل ندارند میدان به بچه های جوان بدهند. پیر مرد هایی نورانی که عمرشان را در اسلام گذاشته اند واجب الاحترام هستند ولی برایشان سخت است که اعتماد کنند ، همین بزرگواران، مجبور میکنند بچه ها هیئت رو ببرند بیرون، ببرند جای دیگر یا هیئت را هفته ای یکبار در مسجد برگزار کنند بعد بروند دو ساعت سه ساعت بشینند و بعد بروند بیرون، دیگه فضا ایجاد نمی شود که نماز باشد، کنار همدیگر بشینیم، چراغ روشن بشود بعد از نماز از حال همدیگر با خبر بشویم فلانی کجاست ؟ فرصتی نیست، در هیئت چراغ خاموش است روضه خوانده می شود، روشن هم که می شود ، چون خانه مردم است باید برویم خانه نمیتوانیم بمانیم.

-راههای ارتباط جوان و مسجد

-باید به جوان ها اعتماد کنیم، چاره ای غیر از این نداریم. به جوان اعتماد کردن، هزینه دارد. گاهی اوقات ما اجازه میدهیم یک بچه ای در خانه ای اجازه پیدا می کند که مثلا دو بار یک رادیو را خراب کند، خب ما به این اجازه می دهیم که این جرعت اشتباه کردن را داشته باشد، حالا البته مسجد با درست کردن رادیو و تعمیر رادیو و اینها متفاوت است اما وقتی شما اجازه نمیدهید که بچه بیاد یک سری امور را بدست بگیرد ،با هدایت شما کار بکند، چهار تا اشتباه هم بکند اما ، چهار تا نو آوری هم خواهد کرد، دو تا شیشه میشکند اما رشد ایجاد میشود.

من نظرم این است که تنها چاره ای که الان هست و به هر حال یک تریبون هستید و احتمال دارد که خیلی از آدم هایی که مرتبط به مساجد هستند این ها را بخوانند شاید اثری روی کسی بگذارد این است که ما باید زمینه ای برقرار کنیم که مساجد برگردند به جایگاه اصلی که اسلام برایشان مشخص کرده است

تاریخ آغاز به کارکانون جوانان رضوی

-کانون جوانان رضوی یک مجموعه تربیتی ، تربیت محور است. وقتی که ما میگوییم تربیت محور، منظور ما یعنی تربیت بچه های نوجوان ، به این نوع کار می گوییم تربیت محور، البته تربیت محوری شاید معانی دیگری هم به صورت خیلی گسترده داشته باشد ولی ما منظورمان از تربیت محور این قسمت کار مستقیم و مستقل با نوجوانان و جوانان است . کانون جوانان نزدیک به سال ۱۳۸۷ یک چند نفر از دوستان ما که بعدا دوست شدیم ، تصمیم گرفتیم که یک کانونی راه اندازی کنیم به نام کانون جوانان رضوی این کانون جوانان رضوی کارش ، کار تربیتی حول محور امام رضا (ع) با بچه های جوان و نوجوان ، دقیقا همین کارش است .

نقش خانواده درتربیت فرزندان

-نقش خانواده ها  ۹۹% است . تربیت خیلی قبل تر از اینکه بچه به دنیا بیاد شروع میشود . پدر مادر هستند که غیر از اینکه جسم بچه را بدنیا می آورند، استعداد روحی او را هم تعیین می کنند . رگ و ریشه آدم ها بسیار مهم است ، در چه خانه ای هستید مهم است، چه میخورید مهم است ، چه میبینید مهم است . مادرتان نماز میخواند یا نمیخواند مهم است . آن بچه ای که در خانه پدر مادرش نماز میخوانند، نماز خوان هستند به مراتب بهتر و راحت تر پرورش پیدا میکند برای نماز خوان شدن، برای تربیت شدن تا آن بچه ای که در یک خانواده ای باشد که چنین چیزهایی را ندیده باشد و از صفر باید شروع شود.

بعضی از مسئولین آن دغدغه لازم مسائل فرهنگی را ندارند!!

من مدت ها خودم در گیر این چیزها بودم هنوز هم هستم، مثلا درگیر چرا نگاه خاصی به یک سری از موسسات میشود و این نگاه عادلانه نیست و این فرصت ها در اختیار همه مجموعه ها قرار نمیگیرد ، یا چرا بعضی از مسئولین آن دغدغه لازم مسائل فرهنگی را ندارند، یا خیلی از چیز های دیگر به هر حال ما در کنار همه کار هایی که داریم انجان میدهیم .نکته ای که وجود دارد این است که به هر حال ما داریم در یک مملکت اسلامی زندگی میکنیم و تنها حکومت شیعی جهان است که داره کار میکنه البته داره به سمت یک حکومت ایده ال جهانی پیش میره ، هنوز ما خیلی کار داریم تا به آنجا برسیم

هستند مسئولینی که در این زمینه دلسوزی میکنند با همه مشکلاتی که ما داریم کمک میکنند به ما و همه مجموعه های دیگر ماهم نسبت به بعضی از نا عدالتی ها در تخصیص بودجه ها در قرار دادن امکانات و این ها خب ما هم گله هایی داریم. اما اینگونه نیست که کمک نشود. به هر حال جمهوری اسلامی در این زمینه خیلی پیشتازاست.

هیئت های مذهبی ما الان اگر جمهوری اسلامی ایران نبود هیئت های مذهبی قبلی ما که در قبل از جمهوری اسلامی بودند واقعا چقدر توفیق امورات فرهنگی داشتند ؟ خیلی نذاشتند یعنی الان این را که شما میبینید هیئت های مذهبی ناگهان زیاد میشود کانون زیاد میشود به خاطر اینکه این زمینه وجود دارد. انصافا سپاه تمام قد در این کار وارد شده و دارد کمک می کند، دولت هم به هر حال به سهم خودش حالا بسته به نگاه بعضی از مسئولین کم و بیش به هر حال در این زمینه وارد شده من میخوام  عرض کنم که جمهوری اسلامی اعتقادش به این است که کمک کند.

  چرامسئولین باید به کانون های فرهنگی کمک کنند؟

اجازه بدید من از این تریبون استفاده کنم بگم چرا باید مسئولین به کانونهای فرهنگی کمک بکنند ؟ این دغدغه چرا باید وجود باشد ؟ چرا باید ما دغدغه داشته باشیم که کار فرهنگی ما انجام بشه ؟ به شما توضیح بدم ؟ من معتقدم که اگر به هیئت های مذهبی به کانون ها این ها اگر دارای استانداردی باشند(منظورم هیئت و کانون تراز انقلاب اسلامی است) اگر به این ها کمک شود سر دادگاه های ما خلوت میشه به خاطر اینکه اینها خیلی از جرایم رو کم میکنند سر نیروی انتظامی ما خلوت تر میشود ، اعتماد اجتماعی مردم ما به انقلاب و نظام بیشتر میشود.

جرایم کمتر میشه در ماه محرم و رمضان ، میخوام به شما بگم که هیئت های مذهبی هم همین نقش را بازی میکنند مساجد هم همین نقش را بازی میکنند ، یعنی اگر شورای شهر ، بزرگواران و دست اندرکاران دولتی ما ، آقای استاندار ما ، آقای فرماندار ما ، مسئولین ما در بخش های فرهنگی ، ارشاد ، سازمان تبلیغات، این هایی که دغدغه دارند یعنی همه اینها بچه های مسجد هستند ، من فقط از این تریبون استفاده میکنم اجازه بخوام از شما و از مسئولین محترم که این ها را به اسم اصلیشون صدا بزنند این ها همه بچه های مسجد هستند با بچه های همین هیئت ها هستند تولیدات انقلاب اسلامی هستند ، من میخوام بگم اینکه خودم از این مسجد بزرگ شدم و خداوند و انقلاب اسلامی و کار فرهنگی به من عزت داد و من مسئول شدم ، رئیس شدم ، این دغدغه هم در من هست اهتمام بیشتری بکنم  برکت در همین حرکت های کوچک در هیئت ها و مساجد است یعنی همین ۲۰نفر در یک مسجد در حومه شهر رشت همین ده نفر در خانه کوچک همین پنجاه نفر در هیئت اینا هستند که ریشه میدوانند در پایین نرین سطح جامعه کار میکنند شما اگر میخواهید موضوع حجاب حل شود باید کمک کنید به همین مجموعه فرهنگی بزارید این همایش ها ی گنده و بزرگ را کمش بکنید به همین مجموعه های مذهبی کوچک کمک بکنید این ها مشکل را در یک بعد زمانی مناسب و ریشه ای حل میکند چرا ؟ چون اینها رو در رو با مردم دوست میشوند ، از همین مردم هستند اینها کمتر اثر میگذارند من پیشنهاد میکنم سوال را اینجوری درستش کنیم بهتر جواب میده .

– کارکرد هیئت های خانگی چگونه است؟

-نگاه کنید، شما میدانید که هیئت های خانه گردان و خانگی به علت یک تاریخی که در مملکت ما دارد به علت یک سری سرکوب هایی که یک زمانی شد و خیلی از این جلسات از حسینه های بزرگ و مساجد یک دوره ای به واسطه یک سری از اتفاقات به خانه های مردم راه پیدا کردند این در ریشه مذهبی مردم ما وجود داره یعنی مردم عملا با این موضوع آشنایی دارند که مثلا یکی از فضائل یک خانواده همین بود که منزلش را در اختیار مجلس اهل بیت قرار بده و این یک افتخار هم برای خانواده ها هست. اما یک نقد هایی معمولا میشود ، این نگرانی وجود داشت ولی یک سری هیئت ها اینگونه شده که با تاسیس هیئت ها ، هیئت ها از مساجد فاصله گرفتن ، ما در انقلاب اسلامی، اصلا در اسلام به هر حال الگوهای ما پیامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه اطهار(ع) هستند و بعد از آن هم اولیای امر ما هستند ، همه این ها تاکید به مسجد دارند، اصلا نظام تربیتی اسلام، نظام مسجد محور است. یک جاهایی ما از یک سری ترفند هایی استفاده می کنیم، به هر حال ما برای تربیت، برای اینکه افراد رو تربیت بکنیم، توصیه به زیارت شده، توصیه به گردش شده، خود قرآن که کتاب خداست میگوید : ” سیروا فی الارض” میگوید : بروید بگردید. که تربیت بشوید ، ببینید عاقبت آدم های خوب چه شده ، عاقبت آدم های بد چه شده .

هیئت = تجمع برای خدا

کار فرهنگی = شهادت

تشکیلات ……= موفقیت

امام رضا (ع) = عشق

……..=مشهد

مداح= مهم

……….=شفا

بچه بسیجی = تلاش

هیئت خادمین = نقطه

کانون جوانان رضوی = نقطه ی دیگر

خادمین حرم امام رضا = کبوتران حرم

سازمان تبلیغات استان = تلاش بیشتر

سازمان فرهنگی شهر رشت = کنسرت بیشتر

…………….= نمیدانم

ادب هیئتی = واجب

خواهر امام = بقیع رشت

کمک مالی = لازم

شورای شهر رشت = این روزها بهتر

سخنران = مهم تر

سپاه = خدمت